یادداشت| به قرآن‌های سر نیزه توجه نکنید/نفاق نقشه دشمن در زمان شکست

به گزارش خبرگزاری تسنیم از نطنز، ماهیت فلسفه تاریخ، تکرار تاریخ است و این رمز اهمیت و کاربرد تاریخ برای امروز است و وقتی دشمن از سپاه اسلام شکست می‌خورد و قافیه را تنگ می‌بیند، دوباره در پوستین نفاق فرو می‌رود.

جنگ صفین، وقتی سپاه معاویه قافیه نبرد را به سپاهیان امام باخت، دست نفاق، در قرآنِ سر نیزه ظاهر شد و شد آنچه شد و در واقعه کربلا و در مسجد اموی، وقتی یزید در جنگ روانی - کلامی از راویان عاشورا شکست خورد و قافیه را بر خود تنگ دید، پوستین خز نفاق را بر تن کرد و برای اباعبدالله‌الحسین اقامه عزا کرد.

شاه ملعون پهلوی، وقتی از دستور کشتار مردم انقلابی نفعی نبرد، کسوت نفاق بر تن کرد و علم‌سازش با مردم بر سر نیزه کرد و اعلام شد شاه برای عدم کشتار مردم فرار را بر قرار ترجیح داده است!

دو قطبی نظام شریعت - نظام قدرت، مثل بسیاری از دوقطبی‌های کاذبی که از سوی جریان انحراف و التقاط ساخته می‌شود، همان قرآن سر نیزه است که دشمن به وقت استیصال، دست به دامان وابستگان فکری‌اش می‌شود، تا در تار و پود نظام فکری طرفداران انقلاب اسلامی، تردید و تشکیک ایجاد کند.

طرح این دوگانه کاذب، در اصل مخالفت با نظام ولایی و عدم درک درست از آموزه‌های اسلام اهل بیتی است، درست مثل قرآنی که معاویه و عمرو عاص بر نیزه کردند؛ تفاوت در نوع نگاه بود که جز چشم بصیرت آن را نمی‌دید اما ظاهراً قرآن در برابر قرآن بود و با تشخیص ذهنیت طرف مقابل، ضربه خود را وارد کرد.

دوگانه نظام شریعت - نظام قدرت در واقع، مخالفت با قرائت اسلام سیاسی اهل بیتی است که امامین انقلاب آن را تبیین کردند و امروز سطح تقلیلی آن را می‌توان در قرائت اسلام رحمانی شیخ بنفش و سطح نازل‌تر تبیین آن را در بیانات امثال حسن آقا میری مشاهده کرد.

سرانجام نظام شریعت مد نظر این جریان و جماعت، سازش و تسلیم در برابر دشمن زورگو و مستکبر است و سرانجام نظام شریعت مد نظر این جریان و جماعت، اسلام سکولار مدل عربستانی و ترکیه‌ای است که یک سر آن به سلفی‌گری و سر دیگرش به اباحه‌گری افراطی و لیبرالیسم اسلامی پیوند می‌خورد.

نظام شریعت در دل نظام قدرت تجلی می‌یابد و‌ از شاهکارهای امام شهید ما، جانمایی این مفهوم بنیادین در ساحت حکومت اسلامی بود؛ تجلی نظام شریعت، بدون نظام قدرت اصالت مذاکره بر میدان می‌شود و اصالت ایده الیسم فانتزی مزخرفی که لقلقه زبان‌ها بر واقع‌گرایی اسلامی است که مبتنی بر نص صریح قرآن است.

قرآن کریم می‌فرماید جنگ را تا رفع فتنه وشکست یا همان عقب‌نشینی کامل دشمن ادامه دهید (وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَکُونَ فِتْنَةٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلا عُدْوانَ إِلاَّ عَلَى الظَّالِمینَ (بقره/193)).

آیه دیگر می‌فرماید با دشمن بجنگید، تا خدا آنان را به دست شما عذاب و رسوایشان کند و شما را بر ایشان پیروزى بخشد و دلهاى گروه مؤمنان را خنک گرداند (قاتِلُوهُمْ یُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَیْدیکُمْ وَ یُخْزِهِمْ وَ یَنْصُرْکُمْ عَلَیْهِمْ وَ یَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنینَ (توبه/14)).

آیه دیگر تاکید می‌کند اگربا استواری و بردباری، بجنگید توان تان 20 برابر دشمن خواهد بود (حَرِّضِ الْمُؤْمِنینَ عَلَى الْقِتالِ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ عِشْرُونَ صابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْن (انفال/65)).

آیه دیگر قرآن کریم می‌فرماید توانمندی‌های سخت و نرم خود را تقویت کنید تا دشمن و منافقان را به وحشت اندازید (وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُم(انفال/60)) و آیه دیگر می‌فرماید با دشمن چنان بجنگید که قدرت و شکوه شما را احساس کند (وَ لْیَجِدُوا فیکُمْ غِلْظَة(توبه/123)) و در دیگر آیه تاکید می‌کند با دشمن مقابله به مثل کنید (فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى‌ عَلَیْکُم(بقره/194)).

باید از طراحان این جریان و‌ جماعت پرسید، این آیات که در طبقه محکمات قرآن است، چه وقت و چگونه قابل عملیاتی شدن است؟!

به قرآن‌های سر نیزه توجه نکنید؛ جنگ رمضان نشان داد که تمام افکار پوسیده این جریان و پوشیده با نفاق این جماعت باید بسوزد و به لطف و اراده الهی می‌سوزد.

یادداشت از رضا زمانی، دکتری علوم سیاسی

انتهای پیام/804