تحلیل جامع از پیامهای مقام معظم رهبری
- اخبار استانها
- اخبار قم
- 05 فروردين 1405 - 11:16
به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، ادبیات مقام معظم رهبری هم در آن پیام اولشان و هم در این پیام نوروزی، علاوه بر اینکه بسیار محکم، متین و جامع بود، خیلی سلیس، روان و خودمانی هم بود. یعنی بیان، بیانِ مورد فهم عموم مردم بود.
سعی کرده بودند از کلمات قلمبهسلمبه و تخصصی استفاده نشود تا برای عموم مردم قابل فهم باشد. در عین اینکه پیامها خیلی جامع بود، یعنی به همه ابعادی که مورد نیاز بود پرداخته بودند و عبارات حقیقتاً عبارات حسابشده، سنگین و قابل بررسی و تحلیل است. یعنی پیداست که حسابشده انتخاب شده است.
مصیبت وارد شده بر ملت مصیبت بزرگی است. مصائب بزرگ کمر انسان را میشکند و زندگی را بهطور طبیعی مختل میکند. اگر در خانوادهای کسی عزادار شود و مصیبتی به او وارد شود، بسیاری از امور عادی زندگی مثل عقد و عروسی تعطیل میشود. حداقل چهل روز رسم است که عقب میاندازند تا آن داغ و مصیبت رد شود.
اگر این در حد ملی باشد، یعنی یک مصیبت ملیِ فراگیر باشد، طبیعتاً این اختلال در امور زندگیِ عامهٔ مردم پیش میآید. اثر منفی هم دارد؛ یعنی ممکن است احساس افسردگی در جامعه پدید بیاورد.
از این رو، اینکه خود صاحب عزا بیاید ابراز کند و روحیه بدهد و تقویت کند که شما به کارهای عادیتان هم بپردازید، بسیار مهم است. ما مصیبت دیدهایم و باید این را تحمل کنیم، اما این نباید ما را بشکند؛ نباید ما را به زمین بزند. باید از جایمان بلند شویم و راه را ادامه بدهیم. این نشانۀ قوت روحی آن فردی است که صاحب عزاست و دیگران را دعوت میکند.
اگر کسی که صاحب عزای اصلی است، بیاید و دلداری بدهد، بسیار مؤثر است. این هم نشانهٔ قوت روحی مقام معظم رهبری است و هم عظمت روح ایشان و اینکه توجه دارند که کارها باید به سامان برسد و خوب پیش برود و جامعهٔ ما از غم از دست دادن رهبر شهیدمان و سایر شهدای والامقام احساس شکست نکند.
واجبات الهی و چیزهایی که خدای متعال از بندگانش خواسته است، هر کدام بابی برای آزمایش و رشد بندگان است. جهاد یکی از فرائض الهی است که گاهی پیش میآید و ممکن است در طول عمر بعضی اصلاً پیش نیاید؛ بستگی به شرایط دارد.
اینکه خدای متعال به بندهای توفیق بدهد که میان چند فریضه جمع کند، یعنی در یک زمان بتواند از برکات فرائض مختلف الهی استفاده کند، واقعاً نادر است و کم پیش میآید؛ در واقع این جنگ ـ به تعبیر مقام معظم رهبری، جنگ سوم ما که در سال 1404 رخ داد ـ مقارن شد با ماه مبارک رمضان و مردم ما با زبان روزه، یک واجبی را که هر سال در این ماه انجام میدادند، همراه کردند با یک واجب دیگر، این بسیار جالب است.
از ویژگیهای رهبران ما ارتباط مستقیم با مردم است. من خاطرم هست که خود مقام معظم رهبری (رهبر شهیدمان) در اوایل رهبریشان و حتی قبل از رهبریشان، در دوران ریاستجمهوری و مسئولیتهای مختلفی که داشتند، ارتباطشان با عموم مردم بسیار زیاد بود. به مناسبتهای مختلف در بین مردم میرفتند و با اقشار مختلف ارتباط داشتند. اولاً اهل منبر بودند ثانیاً، حتی در دوران مسئولیتهای دولتی نیز برنامههایی داشتند.
رهبر عزیز ما، آیتالله سید مجتبی خامنهای، ایشان هم همینطور هستند؛ بلکه فراغت و گشایشی بیشتری داشتند، زیرا برای عموم مردم ناشناس بودند، لذا این امکان را داشتند که در بین مردم راحتتر حضور پیدا کنند. من اطلاع دارم که مثلاً گاهی برای خرید، خودشان مستقیم به فروشگاهها مراجعه میکردند.
اینکه انسان در دل مردم باشد و ببیند مردم چه دغدغههایی دارند خیلی مهم است. اینکه فرمودند شنیدن مستقیم از مردم را از بسیاری از نظرسنجیها برتر میدانند، نکته مهمی است. چون نظرسنجیها، هر قدر هم علمی تهیه شود، باز نوعی جهتدهی در خود دارد؛ یعنی سؤال را شما طراحی میکنید، و جوابها را هم تقریباً خودتان مشخص میکنید.
اما اینکه انسان در میان مردم باشد و حرفها را از زبان خودشان بشنود، دغدغهها را همانطور که هستند از بیان آنها دریافت کند ارزش بسیار بیشتری دارد. تأثیر این نوع ارتباط در فهم افکار عمومی حقیقتاً از هر نظرسنجی بالاتر است. این فرصت برای رهبر عزیزمان، به واسطه ناشناخته بودنشان در دوره قبل از رهبری، بیشتر فراهم بود، و ایشان هم دغدغه داشتند که این کار را انجام دهند.
وقتی دربارهٔ غیبت حضرت حجت (ارواحنا فداه) بحث میکنیم، ظهور در مقابل غیبت است. این توجه باید داده شود که ظهور و غیبت به یک معنا نسبی است. اینکه میگوییم حضرت غایباند، یعنی از دید عموم مردم غایباند، اما معنایش این نیست که حضور ندارند.
این حضور خودش یک نوع ظهور است. حضور دارند، و این حضور یک مرتبهای از ظهور است. منتها آن ظهوری که ما دنبالش هستیم، آن «ظهور عام» است؛ یعنی ظهور به نحو گسترده که همه ارتباط داشته باشند و بشناسند.
نکتهٔ دیگر این است که در زمان غیبت هم باز ظهور، به معنای حضور قابل شناسایی، ممکن است برای برخی از افراد در برخی از زمانها استثنائاً اتفاق بیفتد، ولی این ظهورِ خاص است، یعنی حضرت بر کسی ظاهر شوند، با او صحبت کنند و او هم بشناسد.
اما آنچه بشارت داده شده که در نهایت حضرت ظهور میکنند، آن ظهور عام است؛ یعنی بر همهٔ مردم این ظهور اتفاق میافتد و مردم به نحو کامل ایشان را میشناسند، مثل افراد دیگر، و این ارتباط دائمی و مستمر و همگانی خواهد بود.
دغدغهٔ مسائل اقتصادی، که رهبر شهیدمان هم سالها داشتند و با دولتهای مختلف و در شرایط مختلف دنبال حل آن مسائل بودند، یک دغدغهٔ واقعی و مربوط به کف جامعه است. دغدغهای عمیق و درست است که رهبر عزیزمان از آن زمان دنبال حلش بودند.
در واقع رهبر معظم انقلاب به یک راهحلهایی رسیدند که انشاءالله اینها باید عملیاتی بشود. همانطور که فرمودند، البته نیاز دارد به همیاری مسئولان و البته آحاد مردم؛ یعنی کار عمومی است.
وحدت ملی و امنیت ملی زمینه را برای حل مشکلات اقتصادی فراهم می کند. در همین چند روزی که قدرت حقیقی ملت ایران به جهان نشان داده شده، در بُعد اقتصادی هم چقدر توانستیم مقاومت خودمان را نشان بدهیم. اقتصاد مقاومتی به معنای دقیق کلمه، اقتصادی است بر پایهٔ استقلال کشور و بر پایهٔ عدم اعتماد به بیگانه. ما همانطور که در مسائل نظامی و دفاعی حرف داریم در مسائل اقتصادی هم باید اینطور جلو برویم.
اگر بخواهیم پیشرفت کنیم، اقتصاد مقاومتی یعنی این؛ نه اقتصاد ریاضتی! اقتصاد مقاومتی یعنی با اتکا به قدرت اقتصادی خودمان. یک نمونهاش همین کنترل تنگهٔ هرمز است.
نکته کانونیِ اشتباه محاسباتی دشمن در برآورد خود نسبت به جبههٔ مقابل، در تمرکز بر تجهیزات نظامی بود، البته ما در واقع بخشی از اینها را اطلاعرسانی کرده بودیم، رونمایی کرده بودیم و گفته بودیم که بسیار پیشرفتهتر از اینها را نیز در اختیار داریم؛ شگفتانههایی داریم و هنوز هم داریم که رونمایی نشده است. آنها محاسبات خود را بر همین اساس انجام میدادند، البته با محاسباتی غلط؛ یعنی گمان میکردند که ما در این زمینه نیز بلوف میزنیم. «کافر همه را به کیش خود پندارد»
گمان میکردند مردم با آنها هستند. بر اساس محاسبهٔ آنها، اگر بتوانند سرِ نظام را بزنند و فرماندهان نظامی را هدف قرار دهند، آن پشتوانه نیز از میان میرود و در نهایت دشمن و مردم می ماند.
مردم را در جبههٔ مقابل خودشان حساب نمیکردند؛ بلکه گمان میکردند آنها را فریب دادهاند و در واقع مردم را جزو جبههٔ خودشان به حساب آورده بودند. این نیز ناشی از حماقت و نفهمی دشمن و نشناختن ملت ما است.
در واقع، همانگونه که در پیام حضرت آقا نیز اشاره شد، خط مقدم و جبههٔ دفاعی اصلی و سنگرهایی که در برابر دشمن ایستادند، مردم بودند؛ مردمی که در کف خیابانها در سراسر کشور حضور داشتند. ممکن است تصور شود که تنها در شهری خاص با تعصب ویژه چنین اتفاقی رخ داده است؛ اما چنین نبود. در سراسر کشور، همهٔ اقشار، از فرهنگها و ادیان و مذاهب مختلف و از گرایشهای سیاسی گوناگون، به این نتیجه رسیدند و به این وحدت دست یافتند.
یادداشت از: حجت الاسلام و المسلمین مجتبی مصباح یزدی، عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره)
انتهای پیام/