جنگ سههزار ساله؛ روایت پنهان از نبرد بر سر سرزمین موعود
- اخبار فرهنگی
- اخبار دین ، قرآن و اندیشه
- 05 فروردين 1405 - 08:09
خبرگزاری تسنیم، حجت الاسلام رضا رفیعی، پژوهشگر مطالعات قرآن و حدیث: در هفتههای اخیر، رئیس جمهور آمریکا به صراحت گفته که ما در یک جنگ 3000 ساله هستیم. نخست وزیر اسرائیل هم گفته در یک مأموریّت مقدّس برای ایجاد سرزمین موعود است. صهیونیستها هم به دنبال تخریب بیت المقدّس و ساختن معبد سوم به جای مسجد الأقصی هستند. امّا حقیقت این داستان چیست؟
بهترین پاسخ برای این ماجرا ، رجوع کردن به کلام خداوند و اهل بیت علیهم السلام است. حدود 3000 سال قبل در زمان حضرت داود علیهالسلام خداوند به او حکومتی عطا کرد و سپس در زمان حضرت سلیمان علیه السلام با معجزات بیشتر مانند تسخیر باد و تسخیر شیاطین برای او، آن حکومت را تقویت کرد و گسترش داد. بنیاسرائیل در آن زمان به سرزمین موعود دست یافتند و سالها با رفاه و آسایش در آنجا زندگی کردند.
اما پس از حضرت سلیمان، خداوند آن حکومت را از ایشان گرفت و کافران بنی اسرائیل که در آرزوی ادامه آن حکومت بودند، با آموزههای شیاطین به سِحر و جادو روی آوردند، زیرا شیاطین به ایشان گفتند که سلیمان با تسخیر جنّیان و با سحر و جادو توانست آن حکومت را برپا کند.
خداوند در آیه 102 سوره بقره میفرماید: ([بنی اسرائیل] از آنچه شیاطین بر حکومت سلیمان [به دروغ] میبستند پیروى کردند، و لی سلیمان کفر نورزید ، بلکه آن شیاطین کفر ورزیدند که به مردم سحر مىآموختند. در جلد اول تفسیر عیّاشی صفحۀ 52 و جلد اول تفسیر قمّی صفحۀ 55 با سند صحیح از امام صادق علیه السلام روایت شده که در تفسیر این آیه فرمود : «وقتى سلیمان از دنیا رفت، ابلیس سحر و جادویی را وضع کرد و نوشت و آن نوشته را در هم پیچید و بر پشت آن نوشت: این ذخیرهاى از گنجهای دانش است که آصف بن برخیا براى سلیمان قرار داده است و هر کس مىخواهد به فلان مقصد برسد، باید چنین و چنان کند. سپس آن را در زیر تخت سلیمان دفن کرد و آنگاه خودش آن را بیرون آورد و براى مردم خواند. کافران گفتند: سلیمان به همین وسیله بر ما مسلّط شده بود، ولى مؤمنان گفتند: خیر، بلکه سلیمان بندۀ خدا و پیامبر او بود و خداوند متعال فرمود : « [بنی اسرائیل] از آنچه شیاطین بر حکومت سلیمان [به دروغ] میبستند پیروى کردند، hlh سلیمان کفر نورزید، بلکه آن شیطا نها کفر ورزیدند که به مردم سحر مىآموختند».
شیخ صدوق نیز در کتاب عُیون اَخبار الرضا علیه السلام ج1 ص267 از امام حسن عسکری از پدرانش از امام صادق علیه م السلام روایت کرده که در تفسیر این آیه فرمود: « [ بنی اسرائیل] از جادو ها و نیرنگهایى پیروى کردند که شی ا ط ی ن کافر به دروغ بر حکومت سلیمان بستند. همان کسانى که مىپندارند سلیمان از راه جادو گرى به حکومت رسید و ما نیز از همان راه ، کارهاى شگفتانگیز مىکنیم تا مردم فرمانبردارمان شوند. آنها گفتند: سلیمان کافر و جادوگر ماهرى بود و با جادوگری به آن همه قدرت و فرمانروایى رسید. پس خداوند سخنشان را ردّ کرد و فرمود: ( سلیمان کفر نورزید ) و جادوگرى نکرد، همان کارى که به وى نسبت دادند».
علّامه مجلسی هم بحار الأنوار ج56 ص274 در توضیح این آیه گفته است: درباره عبارت ( پیروی کردند ) که به یهود بازمیگردد، چندین قول وجود دارد: 1- یهودیانی که در زمان پیامبر اسلام بودند . 2- یهودیانی که پیش از پیامبر اسلام تا زمان حضرت سلیمان بودند . 3- یهودیان ِ جادوگری که در زمان حضرت سلیمان بودند زیرا بسیاری از یهودیان، پیامبر بودن حضرت سلیمان را انکار میکنند و او را از فرمانروایان دنیا میدانند . پس اینکه اعتقاد داشته ا ند که او آن فرمانروایی بزرگ را با جادوگری بدست آورده باشد، امتناعی ندارد. 4- این آیه همه موارد قبل را شامل میشود. و این بهترین گزینه است زیرا هیچ دلیلی برای تخصیص به گروه خاصّی از یهودیان وجود ندارد. به همین علت است که از آن زمان، کافران بنی اسرائیل تمام تلاش خود را برای برپایی دوباره آن حکومت میکنند و هر کس که مانع آنان شود از میان برمیدارند.
در حقیقت، دشمنی بنی اسرائیل با عیسی علیه السلام و سعی در کشتن او نیز به علت بشارت دادن او به آمدن پیامبر اسلام صلی اللّه علیه و آله بود، نه برای چند حکم فقهی که با شریعت موسی علیه السلام تفاوت داشته باشد. جالب است که در قرآن هم از عبارت خاموش کردن نور خدا استفاده شده است.
خداوند در آیات 6 - 8 از سوره صفّ میفرماید: «و هنگامى که عیسى بن مریم گفت: اى بنی اسرائیل، من فرستاده خدا به سوى شما هستم. تورات را که پیش از من بوده تصدیق مىکنم و به فرستادهاى که پس از من مىآید و نام او «احمد» است بشارت میدهم. پس وقتى براى آنان دلایل روشن آورد، گفتند: این سحرى آشکار است * و چه کسى ستمگرتر از آن کسی است که با وجود آنکه به سوى اسلام فراخوانده مىشود، بر خدا دروغ میبندد؟ و خدا مردم ستمگر را هدایت نمیکند * میخواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند و حال آنکه خدا نور خود را کامل خواهد کرد، گر چه کافران را ناخوش آید.
جالب است که نام کتاب عیسی علیه السلام انجیل است، به معنی بشارت، و بزرگترین بشارت او همین آمدن «احمد» است و بنی اسرائیل زمانی که با این حقیقت روبرو شدند، آن حضرت را با تمام معجزاتی که داشت انکار کردند. همچنین وقتی بر اساس پیشگوییها فهمیدند که آن حکومت جهانی در نهایت به فردی از نسل اسماعیل خواهد رسید، تمام تلاش خود را برای جلوگیری از ولادت پیامبر اسلام صلی اللّه علیه وآله، سپس برای کشتن او کردند. مانند کشتن هاشم پدر عبد المطّلب ( جد ّ پیامبر ) که هنگام سفر به شام برای تجارت، او را در غزّه فلسطین مسموم کردند و همانجا از دنیا رفت و ترور عبد اللّه ( پدر پیامبر) که با مادر حضرت در مدینه ازدواج کرد ه بود و یهودیان او را مسموم کرد ند و همان جا از دنیا رفت، در حالی که حضرت هنوز متولّد نشده بود. و سعی در کشتن خود پیامبر از زمان ولادت - که در فیلم «محمّد رسول اللّه» به تصویر کشیده شده - تا تشکیل حکومت اسلامی در مدینه و جنگهایی که علیه او به راه انداختند و نیز سعی در مسموم کردن حضرت با گوشت مسموم توسط زنی یهودی از اهالی خیبر و کشتن امیر مومنان علی علیه السلام، همچنان که هنگام ضربت خوردن در محراب وقتی درباره قاتل پرسیدند، حضرت به صراحت فرمود: مرا پسر ِ زنِ یهودی ، عبد الرحمن بن مُلجَم مرادی کشت . (بحار الأنوار ج42 ص284) .
امروز هم داستان همین است و کافران قوم بنی اسرائیل که به شیطان پرستی و جادو گری روی آوردهاند تا به آرزوی دیرین خود برای حکومت بر جهان دست یابند و حکومت شیطان را بر زمین حاکم کنند، توانستهاند یهودیان را به بهانه سرزمین موعود و مسیحیان را به بهانۀ بازگشت مسیح، فریب داده و با خود همراه کنند، در حالی که همینها در زمان موسی علیه السلام به دنبال گوسالهپرستی بودند و در زمان عیسی علیه السلام به دنبال کشتن او بودند و اگر دوباره به وِی دست یابند، باز هم برای کشتن او درنگ ن خواهند کرد.
امروز هم این شیطان پرستان بزرگترین مانع برای تحقّق این هدف را تفکّر شیعه میدانند که اعتقاد دارد آن حکومت جهانی توسّط فرزند رسول خدا صلی اللّه علیه وآله برپا خواهد شد و باید او را در انجام این کار یاری کرد و پایگاه اصلی تشیّع، امروز در ایران است که مردمان آن همیشه یکتاپرست بودهاند و با اهریمن ( شیطان) جنگیدهاند.
پس هر دو طرف، این جنگ را سرنوشتساز میدانند که در پایان آن، یا حکومت الهی در جهان برپا خواهد شد و انسانها دوباره به کرامت میرسند، یا حکومت شیطان که گوشهای از آن را در جزیره اپستین به نمایش گذاشته شد. پس تردید نکنید که تمام طاغوتهای جهان در جبهۀ شیطان کنار هم خواهند بود و تمام پاک طینتان و یکتاپرستان در جبهه حقّ کنار ایران.