آیندهای که از رهبری آغاز میشود
- اخبار فرهنگی
- اخبار دین ، قرآن و اندیشه
- 05 فروردين 1405 - 07:23
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، بهگمانم، تاریخ هیچ سرزمینی بدون حضور روح ملت ساخته نمیشود. فقط خاک و آسمان نیست که مسیر را تعیین میکند؛ بلکه آن نیروی ناگفته که از دل آدمها برمیخیزد و آینده را شکل میدهد، روح ملت است. گاهی، در لحظههای سرنوشت، این روح نیاز دارد کسی صدایش کند؛ کسی که نه فرمان بدهد، نه فریب، بلکه شعلهای را در تاریکی درون روشن کند تا جهان بیرون را نشان دهد. رهبری، پیش از هر چیز، یک «حالت روانی» در یک جمع است. اگر یک ملت نتواند تصویر رهبر را در ناخودآگاه خود، به شکلی معنا کند، امیدش پراکنده میشود و تصمیماتش گنگ میماند. هر دگرگونی بزرگی، پیش از آنکه بر پایههای قدرت بنا شود، بر ستونهای «معنا» استوار است.
ایران امروز در آستانهی جهانی نو ایستاده که دیگر فقط اقتصاد و سیاست نیست؛ میدان درک تازهای از انسان است. ما نمیتوانیم نسلی تازه بسازیم مگر آنکه در فکر و روان خود، مفهوم رهبری را دوباره بخوانیم. رهبری در دوران جدید، نه صدور دستور، که طراحی جریان ذهن است. رهبر کسی نیست که بگوید مردم چه کنند، رهبر کسی است که مردم را وامیدارد تا خود ببینند چه باید بشوند. این تفاوت میان فرمان و بینش، مرز تمام تمدنهاست.
وقتی به روان یک ملت نگاه میکنی، رهبری مثل آینهای است که ناخودآگاه جمعی را بازتاب میدهد. هر وقت ملت، رهبر را فقط یک چهرهی قدرتمند ببیند، بیمار میشود. ولی وقتی او را نماد «معنا» تصور کند، جان تازه میگیرد. انسان ایرانی هنوز در جستوجوی تعادل میان شور تغییر و نیاز به ثبات است. رهبری ایران در دوران نو، باید دقیقاً میان این دو بایستد: از یکسو، میل به پیشرفت؛ از سوی دیگر، ترس از فروپاشی آنچه آشناست. آنکه بتواند در این میان راهی بگشاید، نه فقط راه رهبری، که راه روان ملی را مهندسی کرده است.
رهبری آینده، دیگر تکرار چهرههای دیروز نیست. رهبر آینده باید زبان نوین فهم باشد. جامعه ایران به زودی وارد دوران گفتوگوهای بزرگ میشود. گفتوگو میان سنت و آینده، میان خاطره و رویا. رهبری باید توان ترجمه این گفتوگو را داشته باشد. او مفسر ناخودآگاه تاریخی ملت خواهد شد؛ کسی که بتواند اضطراب تاریخی را تبدیل به آرمان کند. تنها چنین رهبری است که از دل حادثه، آینده میسازد.
شاید «ایران نوین» هنوز کاملاً متولد نشده باشد، اما نشانههای جنینی آن در ذهن نسلها پیداست؛ تشنگی برای معنا، نیاز به صداقت، خواهش امید، و خستگی از صداهای تکراری. این ملت دیگر دنبال شعار نیست، دنبال «هماهنگی» است. رهبر روزگار نو باید به جای طنین اقتدار ریتم هماهنگی بیافریند؛ صدایی که در ذهنها آرام ولی پیوسته بتپد. آنکه در آینده ایران، صدای هماهنگی را بنا کند، در واقع روان جمعی را از آشوب به سوی تعادل هدایت کرده است.
اگر ملت را موجی از احساس و اندیشه در نظر بگیریم، رهبر نقطهی تزریق عقل در این احساس است. نه سردی منطق محض، نه گرمی شعار بیاساس، بلکه توازن میان این دو. ایران آینده به رهبرانی نیاز دارد که میان «خرد» و «شهود» پلی بسازند. رهبر واقعی کسی نیست که همه را همراه کند،بلکه کسی است که راه همراهی را در درون هر ذهن بکارد. این هنر بزرگی است، هنری از جنس روانشناسی جمعی.
در جهان امروز، اثرگذاری دیگر وابسته به قدرت فیزیکی نیست، به قدرت معنایی وابسته است. کشوری که بتواند مفهوم رهبری را به زبانی نو تعریف کند، بر ذهن جهانیان اثر میگذارد. رهبری آینده ایران باید فلسفه جدیدی از معنا عرضه کند. معنا به عنوان انرژی تمدن این معنا از ترکیب خرد، فرهنگ و شهامت به دست میآید. اگر رهبری بتواند شهامت را در مردم بیدار و خرد را در گفتوگو زنده نگه دارد، تمدن تازهای جوانه خواهد زد.
در روان هر ملت، لحظهای هست که باید از انتظار به خلق عبور کند. ملتهایی که صرفاً منتظر رهبر میمانند، هرگز به رهبری واقعی دست نمییابند. آنان که در خود تصویری از مسئولیت، آفرینش و امید را پرورش میدهند، خود به رهبران آینده بدل میشوند. ایران باید به سوی «رهبری درونی» حرکت کند. حالتی که هر فرد، خود حامل بخشی از معنا باشد. آنگاه که معنا توزیع شد، اقتدار تبدیل به بلوغ میشود.
هیچ آیندهای بدون رهبری زاده نمیشود، زیرا رهبری، نخست جرقهای از «معنا»ست. اما آن معنا تنها هنگامی ماندگار است که از درون ملت جاری شود. رهبر آینده ایران، پیش از آنکه فردی باشد، جریان ذهنی است. ترکیبی از خرد، امید و زیبایی. او نه در سخن، نه در نگاه و نه در تصمیم، که در شیوه فهم زندگی نمود پیدا میکند.
کسی که بتواند میل به رشد را از درون مردم بیدار کند و ترس از فروپاشی را آرام سازد، راه رهبری را یافته است. این راه، فقط برای فردی خاص نیست، بلکه برای همه است. رهبری آینده ایران، نقشی برای «تربیت روان معناطلب» است. روانی که از درک جمعی تا تصمیم فردی رسوخ میکند. این روان تازه، توان ساختن جهانی تازه را دارد.
آینده از لحظهای آغاز میشود که ملت، به جای انتظار فرمان، آغاز بینش را بخواهد. در آن لحظه، رهبری از فراز قدرت به میان مردم فرو میآید و ایران نوین، از دل زمین معنا، قد میکشد.
یادداشت از: فاطمه علیشاهی
انتهای پیام/