تنگه هرمز؛ ضرورت تقسیم هزینه و منفعت

به گزارش خبرگزاری تسنیم از یاسوج، تصمیم‌گیری‌های پرریسک در خصوص تنگه هرمز نیازمند توازنی دقیق بین هزینه‌ها و منافع است. در حالی که اجرای چنین تصمیماتی عمدتاً بر دوش ایران است، منافع آن به طور بالقوه به کشورهای دیگری مانند چین و عمان نیز می‌رسد.

وقتی جمهوری اسلامی ایران تصمیمی می‌گیرد که هزینه‌های بزرگ سیاسی، اقتصادی و حتی امنیتی دارد، طبیعی است که بیشترین فشار متوجه این کشور شود. در موضوعاتی مانند کنترل یا محدود کردن عبور انرژی از تنگه هرمز یا تغییر واحد پولی معاملات نفت این منطقه، فشار رسانه‌ای جهانی، تهدیدهای نظامی و تبعات اقتصادی در درجه اول بر دوش ایران قرار می‌گیرد که مستقیماً چنین اقدامی را اجرا می‌کند.

در چنین شرایطی اگر کشورهای دیگری از نتیجه این اقدام سود ببرند اما در هزینه‌ها و ریسک‌ها سهم جدی نداشته باشند، عملاً یک عدم توازن ایجاد می‌شود. برای مثال اگر تغییر واحد پولی معاملات نفت به یوان بیشتر به نفع اقتصاد چین باشد یا افزایش اهمیت تنگه هرمز نقش منطقه‌ای عمان را تقویت و از عوارض آن منفعت عاید شود، اما فشارهای جهانی عمدتاً متوجه ایران باشد، توازن میان هزینه و منفعت از بین می‌رود.

واقعیت این است که در روابط بین کشورها، هر دولت در درجه اول به دنبال منافع خودش است. بنابراین اگر یک اقدام منطقه‌ای یا اقتصادی قرار است به سود چند کشور مانند ایران، چین یا عمان باشد، منطقی است که هزینه‌ها، ریسک‌ها و تهدیدات و فشارهای بین المللی و یا نظامی احتمالی آن نیز تا حد ممکن میان همان کشورها تقسیم شود و چین و عمان در میدان کنار ایران بوده در غیر این صورت تمامی فشارها بر ایران است و‌ نتایج منفی در مجامع جهانی همچون شورای امنیت و سازمان ملل و… داشته، کما اینکه ممکن است ایرانی که بیشترین فشار را تحمل می‌کند، در نهایت سهم کمتری از منافع واقعی ببرد.

راهکار خردمندانه این است که مسئولین کشوری باید تدبیری اندیشیده که نباید به تنهایی بار این تصمیم پرهزینه را به دوش بکشد و هر اقدامی که منفعت مشترک برای چند کشور دارد، با مشارکت واقعی همان کشورها اجرا شود و کشوری نظیر چین از تغییر در نظام معاملات انرژی سود می‌برد یا کشوری همچون عمان از افزایش اهمیت مسیرهای دریایی منتفع می‌شود، لازم است در هزینه‌ها، مخاطره ‌ها و مسئولیت‌های آن نیز سهم داشته باشند.

می طلبد جمهوری اسلامی ایران، رسماً چین و عمان را مسئول سازی کرده و وارد بازی پرخطر خود نماید تا بخشی از فشارهای سیاسی و دیگر تهدیدات کاسته و ایضا قدرت عملیاتی این اقدام فراوانی داشته و در مجامع جهانی ضمن ارتقا توان چانه زنی، از حجمه و فشار روی ایران کم شود. تنها در این صورت است که یک تصمیم بزرگ می‌تواند هم پایدار و هم عادلانه باشد.

در غیر این‌ صورت الزام معاملات نفتی خلیج با ارز یوان (به نفع چین) و سهیم دانستن منبع درآمدی از تنگه (به سود عمان) سنجیده و معقول بنظر نمی رسد.

یادداشت از سید صدرالدین جهان بین، پژوهشگر حوزه امنیتی و اجتماعی

انتهای پیام/