گلوبال تایمز: جنگ ایران به باتلاقی تمام‌عیار برای آمریکا تبدیل شده است

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، روزنامه گلوبال تایمز در یادداشتی تحت عنوان «آیا آمریکا در باتلاق یک جنگ غیرقابل کنترل دیگر فرو می‌رود؟»، به بررسی جنگ جدید علیه جمهوری اسلامی پرداخت و نوشت: درگیری میان آمریکا، اسرائیل و ایران وارد هفته چهارم شده است. آنچه در ابتدا به‌عنوان «حملات مرگبار» برق‌آسا علیه ایران با هدف دستیابی به یک پیروزی سریع آغاز شد، اکنون در حال تبدیل شدن به یک باتلاق تمام‌عیار است.

به نقل از سی‌جی‌تی‌ان، آمریکا با استناد به مذاکرات «سازنده» برای توقف جنگ، حملات به تأسیسات برق ایران را به تعویق انداخته است. با این حال، ناظران با احتیاط به این روند نگاه می‌کنند و آن را صرفاً اقدامی موقت می‌دانند؛ به‌نظر می‌رسد کاخ سفید در مقطع کنونی تمایلی به تشدید درگیری ندارد. تا زمان انتشار این گزارش، تهران هیچ مذاکره‌ای با آمریکا را تأیید نکرده است.

روز دوشنبه، رسانه‌های اصلی آمریکا نگرانی عمیق خود را از احتمال از دست رفتن کنترل جنگ توسط واشنگتن ابراز کردند. خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش داد که ایالات متحده برای حل بحران تنگه هرمز، مجموعه‌ای از گزینه‌های دشوار را بررسی می‌کند؛ از تلاش برای تأمین امنیت این آبراه گرفته تا لغو تحریم‌ها، و حتی تهدید مستقیم زیرساخت‌های غیرنظامی در ایران.

نشریه اکونومیست نیز صراحتاً از «چهار گزینه بد» آمریکا در جنگ با ایران سخن گفته است. مذاکره بعیدترین گزینه تلقی می‌شود، چرا که دو طرف تقریباً هیچ اعتمادی به یکدیگر ندارند و تمایلی به امتیازدهی نشان نمی‌دهند. اعلام یک‌جانبه پیروزی، ایران را در وضعیتی قرار می‌دهد که همچنان تنگه را مسدود نگه دارد و به ذخایر اورانیوم غنی‌شده دسترسی داشته باشد.

ادامه حملات هوایی برای چند هفته دیگر می‌تواند به حمله ایران به زیرساخت‌های حیاتی در خلیج فارس منجر شود. تشدید درگیری، از جمله عملیات آبی-خاکی برای تصرف جزیره خارک، نیز خطرات بیشتری به همراه دارد. جمع‌بندی این است که هیچ‌یک از این گزینه‌ها لزوماً به پایان جنگ منجر نخواهد شد.

در چهار هفته گذشته، موشک‌ها شلیک شده‌اند، قیمت نفت افزایش یافته، غیرنظامیان جان باخته‌اند و همچنان هیچ چشم‌انداز روشنی از پایان جنگ وجود ندارد. واشنگتن می‌تواند تهدید به حمله کند و سپس آن را به تعویق بیندازد، اما نشانه‌ای از یک برنامه عملی مشخص برای آتش‌بس دیده نمی‌شود.

حملات اولیه «سرکوبگرانه» علیه ایران در 28 فوریه، در ابتدا به‌عنوان یک «پیروزی قاطع» برای آمریکا تلقی شد، اما اکنون شرایط تغییر کرده است. تحلیلگران به یک تناقض اشاره می‌کنند: این حملات از یک سو «بیش از حد موفق» بودند، زیرا برخی چهره‌های کلیدی را از میان بردند و مسیر مذاکره را دشوارتر کردند؛ و از سوی دیگر «به اندازه کافی موفق نبودند»، زیرا ساختار فرماندهی سپاه پاسداران همچنان حفظ شده است. همین موضوع امکان ادامه حملات متقابل موشکی و پهپادی، هدف قرار دادن زیرساخت‌ها و فشار بر تنگه هرمز را فراهم کرده و آمریکا و اسرائیل را به سمت یک جنگ فرسایشی سوق داده است.

حتی اگر واشنگتن به‌دنبال خروج از این وضعیت باشد، همچنان به هماهنگی ایران و اسرائیل نیاز دارد. ایران این درگیری را نبردی حیاتی برای بقا می‌داند و پس از ترورها و تلفات سنگین، اعتماد خود به مذاکره با آمریکا را از دست داده است. در مقابل، اسرائیل به تشدید حملات ادامه می‌دهد؛ امری که به گفته ناظران، امکان خروج سریع آمریکا را محدود می‌کند.

در واشنگتن، بحث درباره انجام عملیات زمینی در ایران به‌طور جدی مطرح شده است. دست‌کم 2 هزار تفنگدار دریایی از واحد سی و یکم اعزامی مستقر در ژاپن به خاورمیانه اعزام شده‌اند و قرار است 2500 نیروی دیگر از واحد یازدهم اعزامی در کالیفرنیا به همراه ناو «یو اس اس باکسر» در ماه آوریل اعزام شوند. همچنین گزارش‌هایی از آمادگی لشکر 82 هوابرد برای استقرار در منطقه منتشر شده است.

بر اساس گزارش‌ها، آمریکا جزیره خارک، به‌عنوان یکی از مراکز اصلی صادرات نفت ایران، را مدنظر قرار داده است. وال‌استریت ژورنال به نقل از کارشناسان و مقامات سابق گزارش داد که تصرف این جزیره می‌تواند به‌عنوان اهرمی برای بازگشایی تنگه هرمز مورد استفاده قرار گیرد.

با این حال، این طرح با مخالفت‌هایی در داخل آمریکا روبه‌رو شده است. جو کنت، مقام پیشین ضدتروریسم، هشدار داده است که چنین اقدامی عملاً به معنای قرار دادن نیروهای آمریکایی در موقعیتی آسیب‌پذیر خواهد بود که به‌راحتی هدف حملات قرار می‌گیرند.

اینکه عملیات محدود در ایران بتواند به نتایج مورد نظر واشنگتن منجر شود یا نه، هنوز مشخص نیست. با این حال، تجربه تاریخی قابل توجه است: در سال 2003، آمریکا با ادعای وجود سلاح‌های کشتار جمعی به عراق حمله کرد، اما پس از یک پیروزی سریع نظامی، چنین سلاح‌هایی یافت نشد و بی‌ثباتی حاصل از آن بیش از دو دهه ادامه یافت و هزینه‌های سیاسی و اعتباری سنگینی به همراه داشت.

در مورد ایران، آمریکا اکنون با شرایطی پیچیده مواجه است؛ در میدان، ایران با عزم بالا مقاومت می‌کند و در داخل، حمایت عمومی کاهش یافته و فاصله گرفتن برخی متحدان مشهود است.

در نهایت، آمریکا با یک معضل راهبردی روبرو است: از یک‌سو نگران گرفتار شدن در یک جنگ گسترده است و از سوی دیگر تمایلی به از دست دادن نفوذ خود در خاورمیانه ندارد؛ از یک‌سو به دنبال تضعیف کامل ایران است و از سوی دیگر از هزینه‌های آن پرهیز می‌کند. آغاز جنگ ممکن است ساده باشد، اما پایان دادن به آن مسئله‌ای کاملاً متفاوت است.

انتهای پیام/