فریاد بیعت و انتقام؛ وداع باشکوه مردم شهمیرزاد با شهید وطن

به گزارش خبرگزاری تسنیم از شهمیرزاد، هوای شهمیرزاد امروز و در  تشییع پیکر مطهر شهید، سنگینی خاصی داشت؛ بغض و اشک در چهره‌ها موج می‌زد و هر کس به نوعی تجلی همدلی ملت ایران را فریاد می‌زد. عقربه‌های ساعت ظهر را نشان می‌داد که از گوشه و کنار شهر، گروه‌گروه زنان، مردان، جوانان و حتی کودکان به میدان امام خمینی می‌آمدند تا پیکر مطهر شهید علیرضا دوست‌محمدی را همراه با نسیم اشک و حماسه، مشایعت کنند.

نواهای یا حسین و لبیک یا خامنه‌ای همراه سرودهای حماسی از بلندگوها طنین‌انداز بود؛ پرچم‌های سیاه و سرخ، نماد خون و ایستادگی، در میان جمعیت به اهتزاز درآمده بود.

 چهره شکسته اما مقاوم مادران شهدا که شانه به شانه دختران و زنان جوان ایستاده بودند، صحنه‌هایی را رقم زد که تاریخ این شهر را برای همیشه جاودانه خواهد کرد.

در این آیین تشییع عظیم اقشار مختلف حضور پررنگی داشتند.

از کشاورز ساده تا معلم و دانشجو، کارگر و بازاری، هرکدام با پرچم ایران یا عکسی از شهید گام برمی‌داشتند.

صدای گریه کودکانه با فریادهای مردانه و اشک خاموش پیرزنی سالخورده، شیونی از وحدت ملی را در شهر طنین‌انداز کرده بود.

حضور نیروهای انتظامی، بسیج و روحانیون در کنار عموم مردم، امنیت و نظم مثال‌زدنی‌ای به این مراسم بخشیده بود.

 لباس سپید برخی پرستاران که برای همراهی با خانواده‌های مجروحان آمده بودند در کنار پرچم‌های عزا، نشانی از همدلی و همیاری بی‌پایان مردمان این دیار داشت.

با آغاز حرکت پیکر شهید، جوانان گل‌های سرخ را روی تابوت می‌ریختند و زمزمه‌های مدافع وطن، راهت ادامه دارد فضا را پر می‌کرد. مادر شهید، چادری سیاه بر سر، عکسی از فرزندش را به سینه فشرده بود و آرام زمزمه می‌کرد: پسرم برای خدا رفت؛ ما هم سرباز رهبر مانده‌ایم.

مردم شهمیرزاد، در مسیر تا گلزار شهدا یک بار دیگر با آرمان‌های انقلاب و ولایت تجدید بیعت کردند.

فریاد وفاداری و ایستادگی با شعار «این گل پرپر شده، فدای رهبر شده» به گوش می‌رسید و احساسات‌ها از حماسه و عزت آکنده بود.

در گوشه‌ای از مراسم، بسیجی‌ای جوان که اشک به گونه داشت، چنین گفت: داغ رفیق جگرسوز است، اما مسیر او چراغ راه ماست. همانطور که بر بیعت با رهبر و راه شهدا ایستاده‌ایم، تا آخرین نفس نیز می‌ایستیم.

جمعیت با هم‌صدایی مثال‌زدنی فاتحه می‌خواندند و در عین حال سرودهای حماسی، ایمان و انگیزه را در دل‌ها شعله‌ورتر می‌کرد. عکس‌هایی از شهدای انقلاب و دفاع مقدس نیز در دست مردم بود تا نشان دهند این راه، ادامه‌ای سترگ دارد.

جمعی از نوجوانان، پرچم ایران را به نشانه تداوم راه شهیدان حمل می‌کردند و یکی از آن‌ها گفت: ما فرزندان همین دیاریم؛ ایران و رهبرمان، عزت و شرف ماست. راه شهدا بی‌پایان است و ما جامانده‌ایم تا دنباله‌رو باشیم.

در نزدیکی گلزار شهدا، یکی از بانوان حاضر که از خانواده شهدا بود، با بغض گفت: این روزها هرکس که غربت و تنهایی علی را یاد کند، باید یاد این مدافعان بماند. ما امروز با ولایت و انقلاب تجدید بیعت می‌کنیم.

در کنار پیکر مطهر شهید دوست‌محمدی، امام جمعه شهمیرزاد خطابه‌ای پرشور قرائت کرد و گفت: امروز مردم ما با حضورشان پاسخ سنگینی به دشمن دادند و نشان دادند بیعت‌شان با ولایت ابدی است.

فضا، سرشار از روایت‌های جوانمردی بود. همسایه‌ای از شهید که با صدای بغض‌آلود اما نافذ صحبت می‌کرد، گفت: علیرضا همیشه مرد عمل بود، جانانه کنار مردم و وطنش ایستاد.

به دشمنان بگویید این خاک تا همیشه پایدار است.

به دشمنان بگویید مردم ایران خون میدهند ولی خاک نمیدهند.

انتهای پیام/