بلوف رسانه‌ای در برابر واقعیت میدان

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قزوین، آرش شعبانیان کارشناس سواد رسانه در یادداشتی نوشت: وقتی این روزها صحبت‌های ترامپ و نتانیاهو را کنار هم می‌گذاریم، یک تناقض جدی و معنادار خودش را نشان می‌دهد؛ تناقضی که اگر با دقت به آن نگاه کنیم، خیلی از واقعیت‌های میدان را روشن می‌کند.

از یک طرف، ادعا می‌کنند که 90 درصد توان موشکی و پدافندی جمهوری اسلامی ایران را نابود کرده‌اند و ایران عملاً چیزی برای دفاع ندارد. اما از طرف دیگر، همان‌ها می‌گویند موشک‌های ایران تا اروپا می‌رسد! سؤال ساده اینجاست: اگر یک کشور تا این حد تضعیف شده، چطور هنوز چنین تهدیدی به حساب می‌آید؟

واقعیت این است که این حرف‌ها بیشتر از آنکه گزارش واقعی باشد، یک «بلوف رسانه‌ای» است. چون در میدان عمل، اتفاقات چیز دیگری را نشان می‌دهد. کشوری که به گفته دشمنانش فقط 10 درصد از توانش باقی مانده، چطور می‌تواند تنگه هرمز را ببندد و عملاً شریان حیاتی انرژی جهان را تحت تأثیر قرار دهد؟ این اقدام، شوخی نیست؛ نیاز به قدرت، برنامه‌ریزی و تسلط عملیاتی دارد.

از طرف دیگر، همین ایرانِ به‌زعم آنها «نابود شده»، در حال مقابله مستقیم با جنگنده‌های آمریکایی و اسرائیلی است و حتی صحبت از سرنگونی جنگنده‌های پیشرفته‌ای مثل F-35 مطرح می‌شود. این یعنی واقعیت میدان، فاصله زیادی با ادعاهای رسانه‌ای دارد.

یک نکته مهم دیگر هم رفتار غرب است. ترامپ تلاش کرد ناتو و اروپا را وارد این جنگ کند، اما پاسخ مثبتی نگرفت. اگر واقعاً ایران در آستانه فروپاشی نظامی بود، بهترین فرصت برای آنها بود که با کمترین هزینه وارد میدان شوند و کار را تمام کنند. اما چرا این کار را نکردند؟

پاسخ روشن است: آنها واقعیت را بهتر از آنچه در رسانه‌ها گفته می‌شود می‌دانند.

اروپا و ناتو نه از سر دلسوزی برای مردم ایران، نه به‌خاطر شعارهای بشردوستانه و نه به خاطر این نمایش‌های سیاسی سطحی وارد جنگ نشدند. آنها به‌خوبی از توان موشکی و نظامی جمهوری اسلامی اطلاع دارند و می‌دانند ورود به چنین جنگی، یک ریسک سنگین و شاید یک باتلاق غیرقابل خروج است.

در طرف دیگر، اسرائیل هم تلاش کرد کشورهای همسایه خود را به این جنگ بکشاند، اما حتی آنها هم حاضر نشدند وارد این درگیری شوند. این هم خودش یک پیام واضح دارد: هیچ‌کس حاضر نیست هزینه جنگی را بدهد که نتیجه‌اش نامعلوم و پرهزینه است.

موضوع تنگه هرمز هم یک نقطه کلیدی در این معادله است. واقعیت این است که آمریکا و اسرائیل در باز کردن این تنگه با چالش جدی مواجه شده‌اند و به همین دلیل دست به دامن اروپا و ناتو شدند. اگر توان لازم را داشتند، نیازی به این همه درخواست و فشار برای همراه کردن دیگران نبود.

در مجموع، وقتی همه این قطعات پازل را کنار هم می‌گذاریم، تصویر روشن‌تر می‌شود: تناقض در موضع‌گیری‌های ترامپ و نتانیاهو، نه نشانه قدرت، بلکه نشانه ضعف و ناتوانی آنها در مدیریت صحنه است. آنها با جنگ رسانه‌ای سعی می‌کنند واقعیت میدان را پنهان کنند، اما رفتار بازیگران مختلف و اتفاقات واقعی، چیز دیگری را روایت می‌کند.

این جنگ، فقط جنگ سلاح‌ها نیست؛ جنگ روایت‌ها هم هست. اما در نهایت، این واقعیت میدان است که خودش را نشان می‌دهد، نه ادعاهای بزرگ و پر سر و صدا.

انتهای پیام/