ایوبی: جنگ رمضان آزمون ریشه‌ها برای هنرمندان است

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، حجت الله ایوبی فعال و چهره فرهنگی و رییس اسبق سازمان سینمایی، در یادداشتی که در اختیار تسنیم قرار داده است به عدم واکنش برخی از چهره های هنری در این روزهای ایران و شرایط جنگی و دفاعی ما پرداخت که در ادامه می‌خوانید:

«جنگ رمضان: آزمون ریشه‌ها

صدای غرش هواپیماها و انفجارهای پی در پی خبر از آغاز شرارتی دیگر می داد. دیوان و ددان هم پیمان با همه توان آمدند به نبرد با ایران. باز هم  در کشاکش گفت و شنید و مذاکره. و همچنان نیرنگی دیگر. مذاکره نور و تاریکی. گفت و شنید حکمت و شرارت.

این سوی میز، روزه بود و نماز و نیایش. آن سوی اما نیرنگ بود و حیله و مکر. این سوی میز، هزاران سال فرهنگ بود و تمدن. آن سوی اما 70 سال اشغال و کشتار و خون. این سوی میز صداقت، آن سوی میز قمار و شقاوت. مذاکره بین مکتب حسین وسردمداران جزیره اپستین. این سوی بوسیدن دست کودک و خواندن اذان و اقامه و جشن تکلیف. آن سوی اما کودک‌کشی، کودک‌آزاری و چشمان پر از وحشت و ترس. گفت‌وگوی بین خیر و شر، بین فرشته و دیو.

اما این بار آتش‌بیار این معرکه، شیاطانکهایی شدند که سخن می گویند به زبان فارسی. آنها که از شنیدن خبر هجوم به ایران هلهله کردند و پای کوبیدند و کِل کشیدند. ایرانی‌زبانانی که از ایرانی بودن تنها زبانی شکسته‌بسته را با خود دارند و یک جهان کینه و نفرت. فارسی‌زبانانی که بر زبانشان جز رکیک‌ترین واژه‌ها نمی‌تواند که بچرخد. از کوزه همان تراود که در اوست.  

مردم آمریکا و اروپا از رفتار این جماعت سرگشته، شرمگین و مسلمانان جهان در بهت‌ و حزین. مدتهاست که این جماعت دست به دامان جلادجلادان و هیولایی زردموی و  زشت خوی شده اند که ایران را ویران کند. از این جماعت مسخ شده که گوش و هوش خود را سالها به ددان و نامحرمان سپرده اند انتظاری  جز این نیست. اما در شگفتم از برخی که روزگاری «هنرمند» ایرانی نامشان و کوی فرهنگ نشانشان بود.  انها که سالها کوی پر شکوه هنر منزلگاهشان بود. و دلهای پاک مردمان سرزمین خورشید ماوایشان. مردمی که  از کاستی ها و کژی هایشان با بزرگی و مناعت می گذشتنند. و خطاهایشان را  نادیده می گرفتند. و به رغم همه فراز و فرودها آنها را گرامی می‌داشتند.  در  آن سالها مدیران فرهنگی و هنری از سفرهٔ کوچک مردم برداشتند و سفره‌های رنگین‌تری برایشان آراستند. مردمی که با کرامت، دورِ دور آنها را با پورشه‌ها دیدند و ندیدند و باز آنها را ستودند و زیر بارش  باران مهر خود گرفتند. مردمی که ساده پوشیدند و محقر زیستند و زندگی اشرافی و برندپوشی آنها را دیدند وندیدند.. سبک های  عجیب و غریب زندگی آنها را دیدند و بازهم ندیدند. برایشان همچنان کف زدند و آنها را غرق محبت ها کردند.

یکی از هنرمندان روزی جمله‌ای زیبا گفت که: «وزیر سابق، مدیر سابق، وکیل سابق فراوان داریم ولی هنرمند سابق اصلاً نداریم». هنرمند وصفی است که در تب‌وتاب روزگار کهنه نمی‌شود. هنرمند همواره هنرمند است در هر دولتی و در هر روزگاری. اما امروز ایران مجروح، ایران مصیبت‌دیده، کودکان هراسان، خانواده‌های دهها کودک به‌شهادت‌رسیدهٔ میناب در جنگی تمام‌عیار با دشمن‌اند. دشمنی که جز به نابودی ایران راضی نیست. جنگ ایران و توران است. شاهنامه تکرار می‌شود. ددان و پلنگان و دیوهای سیاه و سفید هم‌پیمان شدند برای نابودی ایران. در این نبرد تاریخی، مانند همهٔ جنگ‌های ملی دیگر، همهٔ برچسب‌های پیشین می‌رسد به پایان خود. دیگر چپ و راست و میانه، با هنر و بی‌هنر، روشنفکر و باسواد و بی‌سواد رنگ می‌بازد و بی‌اعتبار می‌شود. در نبردهای یک ملت با دشمن بی‌گانه، مردم تنها و تنها دو دسته‌اند: خادم و خائن. ملی و بیگانه. سرباز و مزدور و دیگر هیچ. اینجا تنها جایی است که هنرمند سابق هم داریم. هر هنرمندی که امروز در برابر ملت خویش و در کنار دشمن غدار بایستد، او هنرمند سابق و مزدور و جیره‌خوار امروز است. به همین سادگی. مزدور کنونی و هنرمند سابق می‌شود وصف آنها که بر طبل جنگ با ایران کوفتند. آنها که بر زخم ملت ایران نمک پاشیدند. مردم ایران این گناه بزرگ را دیگر فراموش نخواهند کرد. بار دیگر شاهنامه بخوانید و ببینید که خائنان وطن‌فروش را حتی دشمن خوار می‌شمارد و پس از پایان کار، آنها را حتی شایستهٔ ادامهٔ زندگی نمی‌داند.

جنگ رمضان آزمون ریشه‌ها بود. دیدیم که آنها که ریشه در خاک دارند در چنین هنگامه‌ای چه خوش درخشیدند. هنرمندانی که سالیان دراز از مام میهن به دورند، اما در این کارزار دست رد زدند به دیوان ددان و ایستادند کنار مردمان خود. کنار گذاشتد دلخوری ها  وگلایه ها را. دیدیم آنها که برخاسته از متن فرهنگ، شعر و ادب و عرفان و دین‌اند، چه سربلند بودند در این آزمون ریشه‌ها. بیان و کلام عبدالکریم سروش، و عبدالکریم‌های دیگر را شنیدیم و دیدیم. کلامشان و نگاهشان می‌ماند همواره در تاریخ. آری طوفان جنگ رمضان بی‌ریشه‌ها را از جا کند. زرق‌وبرق‌های دروغین را به هوا برد و نقاب‌ها از چهره‌ها برانداخت. شهرت‌های دروغینِ فضای پرنیرنگ مجازی را شست و بُرد. ماندند آنها که ریشه دارند. ریشه در خاک وطن. آنها که سازشان را از کودکی با مثنوی و دیوان حافظ و شاهنامه کوک کردند. آنها که در عاشورا و تاسوعا مجلس عزا آراستند و در شب های قدر به قرآن پناه بردند.  آنهایی که در گوششان از کودکی اذان و اقامه گفتند. آنها که ریشه در خاک ایران دارند. جنگ رمضان آزمون ریشه‌ها بود، نه نوازش برگ‌ها و شاخه ها....

حجت‌الله ایوبی»

انتهای پیام/