شکارچی تروریست‌های تجزیه‌طلب

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، پرداختن به جنگ و سربازانی که هشت سال در میدان مبارزه حماسه آفریدند، از زبان همسران و مادران شهدا دریچه جدیدی بود که از اواخر دهه 80 به روی ادبیات دفاع مقدس گشوده شد. در این جریان تازه، جنگ این‌بار نه از میدان که از پشت جبهه روایت می‌شد. این تغییر موضع، علاوه بر تنوع‌بخشی به روایت‌ها و دیدن راویانی که اگرچه در میدان حضور نداشتند اما جهادشان کمتر از سربازان حاضر نبود، توانست وجه انسانی جنگ را پررنگ‌تر و تاثیرات آن بر غیرنظامیان را به خوبی نشان دهد‌. 

نقش تقریظ‌های رهبر شهید در جریان‌سازی ادبیات دفاع مقدس 

این جریان از ادبیات دفاع مقدس در سال‌های گذشته با تقریظ‌های رهبر شهید انقلاب توانست به یکی از اصلی‌ترین آثار پرمخاطب بازار نشر تبدیل و توجه مخاطبان با سلایق مختلف را به خود جلب کند. این تقریظ‌ها ضمن اشاره به مزایا و محاسن آثار، در رویش نویسندگان و استعدادهای جدید و همچنین پررنگ‌تر شدن نقش زنان در دفاع مقدس موثر بود. 

از جمله این آثار که در سال‌های اخیر منتشر شد و توانست نظر مخاطبان را به خود جلب کند، کتاب "همسفر آتش و برف" نوشته فرهاد خضری بود که از سوی انتشارات روایت فتح منتشر شد.

مردی که کابوس تروریست‌ها بود

این اثر روایتی است از زندگی شهید سعید قهار سعید از زبان فرحناز رسولی، همسر شهید. خانم رسولی در این کتاب روایت خاطرات را از دوران کودکی خود آغاز کرد و در ادامه به ازدواج و زندگی پرحادثه خود پرداخت. کتاب تلاش دارد فرمانده‌ای را به تصویر بکشد که اگرچه در میدان نبرد کابوس گروهک‌های تجزیه‌طلب بود، اما در درون خانه منبع عشق و محبت بود؛ فرمانده‌ای که 22 سال پوتین‌هایش را در نیاورد و مسیح دوم کردستان لقب گرفت. 

پایان جنگ برای برخی از سربازان وطن، پایان ماجرا نبود، صدام از سال 67 دیگر اسلحه‌اش را طرف ایران و ایرانی نگرفت اما ارباب صدام گروهک‌های تروریستی غرب کشور را فعال نگه داشت، جنگی که در مرزها در جریان بود و ایثار و مجاهدت قهرمانان گمنامی را می‌طلبید که در سرمای استخوان‌سوز زمستان و آتش گرمای تابستان، تنها برای حفظ امنیت و آرامش مردم و حفاظت از خاک وطن و آرمان‌ها، مردانه ایستادند.

شهید قهاری سعید یکی از این قهرمانان بود که سرانجام در چهارم اسفند ماه سال 1385، در مبارزه با گروهک پژاک، با اصابت سه گلوله به سینه‌اش در کوهستان‌های سرد و برفی منطقه سلماس و خوی به شهادت رسید.

روایتی دراماتیک از زندگی یک فرمانده تمام عیار

کتاب «همسفر آتش و برف» روایتی دراماتیک از زندگی شهید قهاری سعید و همسرش است؛ روایتی از جنگ و عشق و جدال مرگ و زندگی، روایتی از جابه‌جایی‌های مکرر یک خانواده و خانه‌به‌دوشی از شهری به شهری دیگر برای انجام مأموریت؛ از سنقر به جوانرود؛ از تازه‌آباد به همدان؛ از تهران به سنندج و کرمانشاه؛ از یزد به ارومیه.

هرچند خضری در این اثر داستان یک زوج دهه 60 را روایت می‌کند، اما روایت رسولی از این زندگی مشترک، درس‌های قابل‌تأملی برای هر نسلی دارد.

در بخش‌هایی از این کتاب می‌خوانیم:

اینجا حلبچه است. اسفند سال 1366. سعید همه‌چیز را از پشت شیشه مات ماسکی می‌بیند که به صورتش زده. آن دورها، آن ابر شیمیایی آمده پایین، پخش شده، مه شده، رسیده به آن روبه‌رو، به جایی که زن و مرد و پیر و جوان، هراسان و با سرفه و فریاد زنان، می‌دوند و از مه می‌آیند بیرون تا برسند به برکه آبی که شاید شنیده‌اند شیمیایی به آن کارگر نیست. خیلی‌ها نرسیده به آب می‌افتند و خیلی‌ها با سر می‌اقتند توی آب. تا نگاه سعید از طرفی به طرف دیگر بچرخد، تا به خودش لعنت بفرستد که« چرا انقدر دستم بسته است» تا با نگاه از دوستان مات‌مانده و ماتم‌زده دیگرش راه چاره بخواهد، پاهایش را می‌بیند که ناچار است از روی جنازه‌ها رد شود و ...

دست‌هایش را می‌بیند که توی دست‌های رعشه‌زده یک مرد کرد اسیر است و آن برکه روبه‌رو را می‌بیند که حالا دیگر انباشته از جنازه‌های شناوری است که باد هم کرده‌اند و آن دشت، بله، آن دشت روبه‌رو را می‌بیند که در اوج سبزی و زیبایی و نورافشانی آسمان بهاری قدم به قدمش جنازه افتاده و زندگان فراری از همه‌جا و همه‌طرف، هنوز می‌آیند، هنوز می‌آیند، هنوز می‌آیند.

سلام خدا بر شهید قهاری...

آسمان آبی لبریز از پرندگان بهاری است. شور عاشقانه در پروازشان جاری است. سعید از آنها دل می‌کند و دخترکی زیبا را می‌بیند که در اوج گرسنگی سرش را گذاشته روی سینه مادر بی جانش و از او شیر می‌خواهد... .

رهبر شهید انقلاب در تقریظی بر این اثر فرموده بودند:

بسمه تعالی

ــ این، کارِ نو و مبتکرانه‌ئی در نگارش زندگی شهید و همسر شهید است؛ جذاب و اثرگذار .. در ترکیب زیبا و شیرینِ آن یقیناً ذهن و زبان شیرین راوی مؤثر بوده، ولی بی‌شک هنر نویسنده و خلاقیت و نوآوری او نیز نقش مهمّی داشته است. سلام خدا بر شهید قهاری و همسر صبور و دانا و شجاع او، و درود بر نویسنده‌ی خوش ذوق و هنرمند کتاب.

فروردین 1403

کتاب "همسفر آتش و برف" از سوی انتشارات روایت فتح در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است.

انتهای پیام/