لالایی حماسه در میدان ذهاب رشت؛ شبی که کالسکه‌ها راوی بیداری شدند

به گزارش خبرگزاری تسنیم از رشت، بیست و یکمین شب از راه رسید؛ اما در دیار میرزاکوچک‌خان جنگلی، شب دیگر به معنای خواب و سکوت نبود، تاریکی که بر آسمان رشت سایه انداخت، خیابان‌های منتهی به میدان شهدای ذهاب دوباره جان گرفتند، پیر و جوان، شانه به شانه هم، از مسیرهای مختلف روانه میدان اصلی شهر شدند تا تا پاسی از شب، بیدار بمانند و حماسه‌ای دیگر را مشق کنند.

آن‌ها آمده بودند تا در دل این شب‌ها، عهد خود را با رهبرشان تازه کنند و سایه حمایتشان را بر سر نیروهای مسلح کشور بگسترانند و خونخواهی رهبر شهید کنند، در میان همهمه جمعیت و قدم‌های استوار، یک باور مشترک در فضا می‌پیچید: «این خاک، حرم ماست.»

اما قصه امشب، یک غافلگیریِ شیرین در دل خود داشت. نقطه‌ی عطف این روایت، نه در صدای بلند شعارها، که در حرکت آرام دسته‌ای از سمت میدان فرهنگ رقم خورد. جایی که چرخ‌های ده‌ها کالسکه، هم‌نوا با قدم‌های بزرگترها به حرکت درآمده بود. امشب، قهرمانانِ این میدان، کوچک‌ترینِ آدم‌ها بودند.

گویی کربلای ایران، علی‌اصغرهای خود را به میدان فراخوانده بود، نوزادان و کودکانی که در آغوش امن والدین و در کالسکه‌هایشان مسیر را طی می‌کردند، چهره‌ سخت و جدی یک تجمع حماسی را به تابلویی از لطافت و امید تغییر دادند.

روی گونه‌های ظریف و کودکانه‌شان، پرچم سه‌رنگ ایران نقاشی شده بود و سربندهای سرخ و سبز «یا حسین (ع)» و «یا زهرا (س)» بر پیشانی‌های کوچکشان می‌درخشید، این مهمانان کوچک رشتی، با همان سکوت و نگاه‌های کودکانه‌شان، روح تازه‌ای به کالبد مراسم بخشیدند و خود، راویان اصلیِ بیست و یکمین شبِ بیداری شهر شدند.

انتهای یپام/