از واشنگتن تا تل‌آویو؛ گروگان گیری امنیت جهانی توسط نتانیاهو!

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، در تاریخ جنگ‌های کلاسیک شاید هیچ بازیگری به اندازه رژیم صهیونیستی از شیوه‌های نامتقارن و تروریستی برای ضربه زدن به اهداف مختلف بهره نمی‌برد. مجموعه عملیات‌های پرچم دروغین، حملات گسترده و ناگهانی به توان نظامی- لجستیکی، ترور و حذف چهره‌های شاخص و سلسله اقدامات غیرمسئولانه برای برهم زدن نظم منطقه‌ای بخشی از کارنامه سیاه رژیمی است که به غیر از آپارتاید، نسل‌کشی و نفرت چیز بیشتری برای ساکنان اصیل خاورمیانه به همراه نداشته است.

حال پس از گذشت قریب به سه هفته از سومین جنگ تحمیلی ایران و غرب، به نظر می‌رسد ناکامی راهبردی ترامپ در میدان نبرد با ایران سبب شده است تا صهیونیست‌ها مدیریت میدان را بر عهده گرفته و به دنبال ضربه زدن به ایران از مسیرهای مختلف باشند. در ادامه این گزارش تحلیلی سعی خواهیم کرد تا به بررسی نشانه‌های اثبات این ادعا در خصوص تغییر فاز فرماندهی جنگ در قبال ایران بپردازیم.

تلاش برای تسخیر خیابان

با ورود جنگ رمضان به روز بیستم به نظر می‌رسد برخی گمانه‌زنی‌ها در خصوص انتقال مدیریت جنگ از واشنگتن به تل‌آویو درست باشد! برای اثبات این ادعا حداقل 3 شاهد مهم وجود دارد: نخست آنکه در روزهای منتهی به جشن چهارشنبه آخر سال رژیم صهیونیستی تصمیم گرفت تا از پهپادهایی همچون هرمس برای حملات هدفمند به ایست‌های بازرسی و ترورهای هدفمند در دل خیابان‌های تهران استفاده کند. نمونه این مدل عملیاتی طی دو سال اخیر بارها در جبهه لبنان علیه رزمندگان و چهره‌های سیاسی محور مقاومت دیده شده است.

در نظر کارشناسان اسرائیلی مجموعه این اقدامات اقتدار نیروهای امنیتی- انتظامی کشور را کاهش داده و زمینه را برای آغاز آشوب و جنگ داخلی در ایران و سایر شهرهای بزرگ کشور فراهم خواهد کرد. در چنین صحنه آرایی، جمهوری اسلامی ایران در میدان عمل نشان داد تا چه اندازه دارای انسجام داخلی و نظم در میان نیروهای میدانی- ایدئولوژیک خود در بزنگاه‌های حساس است و به راحتی تضعیف نمی‌شود.

ترور چهره‌های ارشد نظام

دومین نشانه انتقال فرماندهی جنگ به هاکریاه را می‌توان سرعت گرفتن سیاست حذف مقامات ارشد جمهوری اسلامی ایران به ویژه علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی و حجت الاسلام و المسلمین اسماعیل خطیب وزیر اطلاعات دانست. این راهبرد ضمن آنکه می‌تواند خوراک تبلیغاتی برای ترامپ جهت کاهش فشار رسانه‌ای ایجاد کند، این فرصت را برای نتانیاهو خواهد داد تا ایران را از سناریو مطلوب آمریکایی‌ها یعنی «گذار نرم» به سمت «آشوب» و «جنگ داخلی» سوق دهد.

چنین سیاستی پیش از این در قبال ایران و سایر اعضای محور مقاومت مانند حزب الله و جنبش اسلامی حماس نیز تکرار شده بود اما در عمل تنها نتیجه‌ای که در پی داشت روی کارآمدن افرادی بود که انگیزه دوچندانی برای مقابله با تهدیدات تروریستی آمریکا و رژیم صهیونیستی داشتند. به بیان دیگر نتانیاهو به بهای کسب پیروزی‌های تاکتیکی و فریب افکار عمومی در آمریکا؛ در عمل جمهوری اسلامی را تبدیل به نظامی می‌کند که بیش از گذشته «ضد صهیونیست» بوده و آماده ضربه به منافع حیاتی اسرائیل در سراسر جهان است.

تشدید جنگ زیرساختی

سومین نشانه که در روز هجدهم جنگ نمایان شد را می‌توان حمله غیرقانونی و غیرمسئولانه رژیم صهیونیستی به تاسیسات گازی پارس جنوبی دانست. این میدان گازی که به صورت مشترک با قطر (گنبد شمالی) مورد بهره برداری قرار می‌گیرد یکی از بزرگ‌ترین میادین گازی جهان بوده و بخش بزرگی از نیاز قدرت‌های بزرگ، به ویژه در حوزه گاز مایع از این میدان تامین می‌شود.

پس از این حمله تروریستی که عملا با «چراغ سبز» ترامپ همراه بوده؛ نیروهای مسلح ایران ابتدا دستور تخلیه برخی پالایشگاه‌ها در سعودی، قطر و امارات صادر کرده و سپس با حملات ترکیبی مراکزی همچون پالایشگاه راس لفان در قطر را مورد حمله قرار دادند. در این بزنگاه مهم قیمت هر بشکه نفت برنت از 110 دلار عبور کرد! در واکنش به تشدید بحران در منطقه خلیج فارس «جی.دی ونس»، معاون اول ترامپ وعده داد که به زودی جنگ به پایان می‌رسد و ترامپ نیز اعلام کرد که دیگر علاقه‌ای به تکرار حمله به پارس جنوبی ندارد!

 

عملیات‌های پرچم دروغین!

یکی دیگر از اقدامات مشکوک و هدفمند دشمن در میانه جنگ با ایران تشدید عملیات‌های پرچم دروغین در جبهه‌های مختلف بوده است. حملات مشکوک به تاسیسات نفتی عمان، حمله به کنیسه‌ای در آمستردام، حمله به سفارتخانه آمریکا در ریاض، برخی اقدامات مشکوک در نزدیکی سفارتخانه‌های رژیم صهیونیستی در اروپا و افزایش شایعه در خصوص برنامه‌ریزی تهران برای تکرار حملات 11 سپتامبر در قلب آمریکا تنها بخشی از این حملات «پرچم دروغین» با هدف تخریب روابط تهران با کشورهای عربی- اروپایی و تشویق آمریکا به آغاز عملیات زمینی علیه ایران است.

مجموعه این عملیات‌ها به اسرائیل کمک خواهد کرد تا با هدف «میان مدت» خود در جنگ با تهران یعنی ایجاد ائتلاف جهانی نزدیک و نزدیک تر شده و با هزینه جامعه جهانی بقای خود را تضمین نماید. نکته کلیدی در این روند آن است که افزایش هشیاری بازیگران مختلف و هشدارهای به موقع مقامات ارشد جمهوری اسلامی سبب شده است تا مجموعه این توطئه ها با شکست مواجه شود.

انتهای پیام/