شب عید فطر در سیرۀ عترت؛ از زمان غسل تا کیفیت نمازها
- اخبار فرهنگی
- اخبار دین ، قرآن و اندیشه
- 29 اسفند 1404 - 15:32
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، کتاب شریف «اقبال الأعمال» از جناب ابن طاووس از جمله کتب ادعیهای است که شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان از ادعیۀ آن بهره گرفته است. ابن طاووس در فصل سیوششم از ابواب «احکام ماه رمضان»، درباره اعمالی که مخصوص شب عید فطر است، با استناد به روایات مینویسد:
این شب چند مقام و مرحله دارد:
از جمله آنها غسل مستحبی است؛ غسلی که هم شامل شستن بدن با آب میشود و هم شستن دلها از گناهان. روایت شده است که اگر انسان بداند آن شب، شب عید است، پیش از غروب آفتاب غسل کند؛ و نیز روایت شده است که در اواخر شب عید غسل انجام دهد.
از جمله این امور آن است که انسان قدر نعمتهای الهی را بشناسد؛ اینکه خداوند ـ جلّ جلاله ـ چگونه تو را به شناخت فضل خود راهنمایی کرد و تو را در ماه روزهداری، یعنی ماه رمضان، در سایه خود وارد ساخت و پیوند تو را با پیوند خویش متصل کرد و تو را برای روی آوردن به سوی خود مهربانانه یاری داد. همانگونه که با ادب حضور در پیشگاه او شرافت یافتی، شایسته است که به شکرگزاری و حمد و ستایش خداوند مشغول باشی، نه اینکه در پی درخواست حاجتی از او باشی؛ زیرا اگر خداوند ـ جلّ جلاله ـ ببیند که تو پیش از طلب بخشش و عطای او، به تقدیس عظمتش و بزرگداشت ستایشش مشغول شدهای، کمال کرم و بخشندگی او اقتضا میکند که بیش از کسانی که چنین نکردهاند به تو عطا کند.
از دیگر امور آن است که معنای حقیقی عید را درک کنی؛ اینکه عید از جایگاههای سعادت، تحقق وعدهها، روی آوردن خداوند به بندگان، و حاضر ساختن آنان در پیشگاه پردهگاه مقدس عظمت اوست. در آن هنگام جامههای محبت بر دلها پوشانده میشود، پرچمهای نزدیکی به پروردگار برافراشته میگردد، خورشیدهای توجه الهی بر چهره امیدها میتابد، اعمال بشارت مییابند، دعاها به امید پذیرش و اجابت عرضه میشوند، سرزمینها پیشکش میگردند، بر تختها تکیه زده میشود، کلیدهای سرای خشنودی و رضوان سپرده میشود، نامههای امنیت و امان نوشته میشود و آنچه این بنده سعادتمند برای منزلگاهی که به سوی آن میرود نیاز دارد فراهم میگردد.
از جمله امور دیگر، روی آوردن به نماز مغرب با شادی دلها به سبب نزدیک شدن به پروردگار دانای غیبهاست؛ و اینکه قدم توبه و بازگشت را به جایگاه اجابت پیش بگذاری و پس از نافله مغرب دعایی بخوانی که همراه با توبه و استغفار کامل از بند اصرار بر گناه است. این دعا را گروهی از اصحاب ما با چند طریق روایت کردهاند؛ برخی گفتهاند پس از نافلههای مغرب گفته میشود، برخی گفتهاند در حالی که گوینده در سجده نیست، و برخی روایت کردهاند که در سجده گفته میشود. ما روایتی را ذکر میکنیم که میگوید پس از نافلههای مغرب گفته شود.
این روایت با سند متصل از حسن بن راشد نقل شده است. او میگوید: به امام صادق علیهالسلام عرض کردم: مردم میگویند آمرزش برای کسی که ماه رمضان را روزه گرفته در شب قدر نازل میشود. امام فرمود: ای حسن، کارگر (مزدور) مزد خود را هنگامی دریافت میکند که کارش به پایان برسد، یعنی در شب عید.
گفتم: فدایت شوم، در آن شب چه کاری برای ما شایسته است انجام دهیم؟
فرمود: هنگامی که خورشید غروب کرد غسل کن، و وقتی نماز مغرب و چهار رکعت نافله پس از آن را خواندی، دستهایت را بالا ببر و بگو:
«ای صاحب نعمت، ای صاحب قدرت و توانگری، ای صاحب بخشش، ای برگزیننده و یاور محمد؛ بر محمد و خاندان محمد درود فرست و هر گناهی را که شمردهای و در کتابی آشکار نزد تو ثبت است بیامرز»؛ یَا ذَا الْمَنِّ یَا ذَا الطَّوْلِ [وَ الطَّوْلِ] یَا ذَا الْجُودِ یَا مُصْطَفِیَ مُحَمَّدٍ وَ نَاصِرَهُ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ لِی كُلَّ ذَنْبٍ أَحْصَیْتَهُ وَ هُوَ عِنْدَكَ فِی كِتَابٍ مُبِینٍ ثُمَّ تَخِرُّ سَاجِدا.
سپس به سجده برو و در حالی که در سجده هستی صد بار بگو: «به سوی خدا توبه میکنم.» أَتُوبُ إِلَى اللَّهِ
سپس حاجت خود را از خدا بخواه که به خواست خداوند برآورده خواهد شد.
از دیگر اعمال، گفتن تکبیر پس از این دعا و تمجید خداوند است؛ و نیز پس از نماز عشاء، پس از نماز صبح و پس از نماز عید، برای بزرگداشت جلال پروردگارت و اعتراف به حق نعمتی که به تو عطا کرده است.
یَا ذَا الْمَنِّ یَا ذَا الطَّوْلِ [وَ الطَّوْلِ] یَا ذَا الْجُودِ یَا مُصْطَفِیَ مُحَمَّدٍ وَ نَاصِرَهُ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ لِی كُلَّ ذَنْبٍ أَحْصَیْتَهُ وَ هُوَ عِنْدَكَ فِی كِتَابٍ مُبِینٍ ثُمَّ تَخِرُّ سَاجِداً وَ تَقُولُ مِائَةَ مَرَّةٍ أَتُوبُ إِلَى اللَّهِ وَ أَنْتَ سَاجِدٌ ثُمَّ تَسْأَلُ حَاجَتَكَ فَإِنَّهَا تُقْضَى إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى .
ما این روایت را با سند خود از ابومحمد هارون بن موسی تلّعکبری ـ رضیالله عنه ـ و او با سندش از معاویة بن عمار نقل کردهایم که گفت: از امام صادق علیهالسلام شنیدم که میفرمود: «در عید فطر تکبیر گفتنی وجود دارد.» گفتم: چه زمانی؟ فرمود: «در نماز مغربِ شب عید فطر، و در نماز عشاء، و نماز صبح، و نماز عید؛ سپس قطع میشود.»
و این همان سخن خدای متعال است: «و تا شماره (روزهای روزه) را کامل کنید و خدا را به خاطر آنکه شما را هدایت کرده بزرگ بدارید.»
و تکبیر چنین است که گفته شود:
«الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، لا اله الا الله، و الله اکبر، و لله الحمد، الله اکبر على ما هدانا، و له الشکر على ما أولانا (یا: على ما أبلانا).»
رَوَیْنَاهُ بِإِسْنَادِنَا إِلَى أَبِی مُحَمَّدٍ هَارُونَ بْنِ مُوسَى التَّلَّعُكْبَرِیِّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ بِإِسْنَادِهِ إِلَى مُعَاوِیَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ یَقُولُ: إِنَّ فِی الْفِطْرِ تَكْبِیراً قُلْتُ مَتَى قَالَ فِی الْمَغْرِبِ لَیْلَةَ الْفِطْرِ وَ الْعِشَاءِ وَ صَلَاةِ الْفَجْرِ وَ صَلَاةِ الْعِیدِ ثُمَّ یَنْقَطِعُ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَى وَ لِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَ لِتُكَبِّرُوا اللّٰهَ عَلىٰ مٰا هَدٰاكُمْ وَ التَّكْبِیرُ أَنْ یَقُولَ اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ لِلَّهِ الْحَمْدُ اللَّهُ أَكْبَرُ عَلَى مَا هَدَانَا وَ لَهُ الشُّكْرُ عَلَى مَا أَبْلَانَا [أَوْلَانَا] .
و اگر این تکبیر پس از نماز مغرب و پیش از نافلههای آن گفته شود، به توفیق نزدیکتر است. و از دیگر اعمال، دو رکعت نماز میان مغرب و عشاء است.
فَمِنْ ذَلِكَ مَا رَوَیْنَاهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ بَابَوَیْهِ مِنْ كِتَابِ ثَوَابِ الْأَعْمَالِ مِمَّا رُوِیَ عَنِ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ أَنَّهُ قَالَ: مَنْ صَلَّى لَیْلَةَ الْعِیدِ سِتَّ رَكَعَاتٍ یَقْرَأُ فِی كُلِّ رَكْعَةٍ خَمْسَ مَرَّاتٍ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ إِلَّا شُفِّعَ فِی أَهْلِ بَیْتِهِ كُلِّهِمْ وَ إِنْ كَانُوا قَدْ وَجَبَتْ لَهُمُ النَّارُ الْخَبَرَ .
از جمله آنچه روایت کردهایم، روایتی است که از محمد بن بابویه در کتاب ثواب الأعمال نقل شده، از آنچه از پیامبر صلیاللهعلیهوآله روایت شده است که فرمود:
«هر کس در شب عید شش رکعت نماز بخواند و در هر رکعت پنج بار سورهٔ قل هو الله احد را قرائت کند، درباره همه اهل خانهاش شفاعت داده میشود؛ حتی اگر آتش (دوزخ) بر آنان واجب شده باشد.»
منبع: اقبال الأعمال، جلد1، ص273-274
انتهای پیام/