دیباج در سوگ دریانورد جوان؛ تشییع نمادین شهید ناوشکن دنا
- اخبار استانها
- اخبار سمنان
- 29 اسفند 1404 - 11:00
به گزارش خبرگزاری تسنیم از دامغان،دیباج، شهر کوچک اما پرشور دامغان، این روزها حال و هوایی متفاوت داشت؛ شهری که کوچهها و خیابانهایش با پرچمها و پارچهنوشتههای سیاه و تصاویر جوانی از دل همین خاک آذین شده بود.
مردم از ساعات ابتدایی صبح، آرامآرام خود را به محل برگزاری مراسم رساندند تا در تشییع نمادین مهناو یکم علی خانبیکی، دریانورد جوان دیباجی که در حادثه ناوشکن دنا جاویدالاثر شد، شرکت کنند. فضای شهر آمیختهای از اندوه، غرور و همبستگی بود.
در میدان اصلی شهر، جایی که مراسم برگزار میشد، جمعیتی از پیر و جوان، زن و مرد گرد آمده بودند. بسیاری شاخههای گل در دست داشتند و برخی نیز عکسهایی از این جوان دریانورد را حمل میکردند. صدای نوحه و مرثیه در فضای میدان پیچیده بود و پرچمها در نسیم ملایم صبحگاهی آرام تکان میخوردند.
حضور اقشار مختلف مردم جلوهای ویژه به این مراسم داده بود. خانوادهها همراه با کودکان خود آمده بودند؛ پیرمردانی که عصا به دست در گوشهای ایستاده بودند و نوجوانانی که شاید همسن و سال شهید خانبیکی بودند، در سکوت به تابوت نمادینی که با گل پوشیده شده بود نگاه میکردند.
در میان جمعیت، مادران بسیاری دیده میشدند که با چشمانی اشکآلود زیر لب دعا میخواندند. برخی از آنها به نشانه همدردی، شمعهایی روشن کرده بودند و کنار مسیر حرکت جمعیت قرار داده بودند. این صحنهها حال و هوایی عمیقاً احساسی به مراسم داده بود.
تابوت نمادین که با پرچم و گلهای سفید و سرخ آراسته شده بود، بر دوش مردم شهر حرکت داده شد. هر چند پیکری در میان نبود، اما برای بسیاری از حاضران، این تابوت نمادین گویی یادآور تمام خاطرات و آرزوهای جوانی بود که از دل همین شهر برخاسته بود.
یکی از جوانان حاضر در مراسم که خود را «محمدرضا» معرفی میکرد، در گفتوگو با ما گفت: «علی از بچههای همین شهر بود. خیلی از ما او را از دوران مدرسه میشناختیم. وقتی خبر را شنیدیم، باورش سخت بود. امروز همه آمدهایم تا بگوییم یادش همیشه در دل ما زنده است.»
در گوشهای دیگر از مراسم، پیرمردی که سالها در دیباج زندگی کرده است با صدایی آرام اما بغضآلود گفت: «این شهر همیشه جوانهای سختکوشی داشته. علی هم یکی از همانها بود. برای ما فقط یک نام نیست؛ او فرزند این شهر است.»
یکی از بانوان حاضر در مراسم نیز که همراه فرزند خردسال خود آمده بود، اظهار کرد: «ما آمدیم تا احترام بگذاریم به خانوادهای که چنین فرزندی را پرورش دادهاند. این حضور کمترین کاری است که میتوان انجام داد.»
در طول مسیر حرکت جمعیت، مردم با سکوتی سنگین و گاه با زمزمه دعا و صلوات، تابوت نمادین را همراهی میکردند. برخی از کسبه بازار نیز مغازههای خود را نیمهباز گذاشته و بیرون از مغازه ایستاده بودند تا عبور جمعیت را نظاره کنند.
چهره شهر نیز گویای این سوگواری جمعی بود. پارچههای تسلیت بر سردر برخی خانهها نصب شده و تصاویر شهید خانبیکی در نقاط مختلف شهر دیده میشد. این نشانهها حکایت از آن داشت که فقدان این جوان دریانورد تنها اندوه یک خانواده نیست، بلکه غمی مشترک برای مردم شهر به شمار میآید.
در بخشی از مراسم، دوستان و همشهریان شهید از خاطرات او سخن گفتند؛ از روحیه پرنشاطش، از علاقهاش به دریا و از آرزوهایی که برای آینده داشت. روایت این خاطرات، اشک بسیاری از حاضران را جاری کرد.
با نزدیک شدن به پایان مراسم، جمعیت همچنان در میدان باقی مانده بود. بسیاری از مردم با خانواده شهید ابراز همدردی میکردند و در سکوت، لحظاتی را کنار یکدیگر میایستادند. این حضور گسترده نشان میداد که پیوندهای انسانی و عاطفی در چنین لحظاتی بیش از هر زمان دیگری خود را نشان میدهد.
مراسم تشییع نمادین در نهایت با قرائت دعا و ادای احترام حاضران به پایان رسید، اما فضای اندوه و یاد آن دریانورد جوان همچنان در شهر جاری بود. مردمی که در این اجتماع حضور یافته بودند، هر کدام با خاطرهای از این روز به خانههای خود بازگشتند.
دیباج در این روز نشان داد که یاد فرزندانش را هرگز فراموش نمیکند؛ فرزندانی که نامشان، حتی در غیاب پیکرشان، همچنان در دل مردم زنده میماند.
گزارش از :علیرضا رحیمیان
انتهای پیام/