داغ 2 قهرمان بر دل البرز/ کرج بوی شهادت گرفت

به گزارش خبرگزاری تسنیم از کرج، بهار از راه می‌رسد و زمین دوباره جان می‌گیرد، اما گاهی در میان شکوفه‌ها و عطر نوروز، صدایی از اندوه و دل‌تنگی به گوش می‌رسد؛ صدای خانواده‌هایی که جای خالی عزیزانشان را کنار سفره هفت‌سین حس می‌کنند. در روزهایی که مردم در تدارک خوشی و دید و بازدیدند، خانواده‌هایی هستند که به جای آماده کردن خانه برای نوروز، خانه دلشان را با غم فراق شهیدی می‌آرایند.

امروز البرز شاهد یکی از همین روایت‌های تلخ و در عین حال باشکوه بود؛ روزی که مردمانش آمدند تا وداعی بی‌نظیر با دو قهرمان وطن داشته باشند؛ شهید ناخدا دوم فخرالدین رقیبی، دریادل ناو دنا و شهید جنگ رمضان، وحید فاطمی نژاد، سرتیم حفاظت شهید علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی که هر دو عزیز بر اثر حملات ناجوانمردانه آمریکای جنایتکار و اسرائیل خونخوار به شهادت رسیدند.

این دو شهید دلاور هرچند مأموریتشان در راه دفاع از وطن در دو سنگر متفاوت بود، اما سرنوشت هر دوی آن‌ها شهادت در راه امنیت ایران شد و امروز، در هوای دل‌انگیز پیش‌بهار، وقتی نسیم از دامنه‌های البرز می‌وزید، پیکر این دو شهید والامقام با احترام عمیق مردم حاضر و مسئولان استان البرز و جمعی از خانواده‌های شهدا از خیابان انقلاب حصارک تا گلزار شهدای امامزاده محمد(ع) کرج تشییع شد.

اینجا جایی بود که بهار هنوز از راه نرسیده، اما عطر جاودانگی شهیدان، شهر را شکوفه‌باران کرده و اشک و صلوات، بغض و غرور، در هم آمیخته بود. خیابان‌های منطقه حصارک از نخستین ساعت‌های مراسم، لبریز از حضور مردمی بود که آمده بودند تا بدرقه‌ای در شأن قهرمانان این سرزمین رقم بزنند. در میان ازدحام، سکوتی معنوی و سنگین گاه بر جمعیت می‌نشست و فضای مراسم را رنگی متفاوت می‌بخشید.

امروز در این مراسم باشکوه، پرچم‌های ایران در باد می‌رقصید، تصاویر شهدا در دستان مردم بالا گرفته شده و صدای نوحه‌خوانی، صلوات و اشک‌های بی‌صدا، فضای شهر را آکنده از بغضی مهربان کرده بود. امروز البرز نه فقط یک مراسم تشییع که یک حماسه مشترک از اندوه و سربلندی را تجربه کرد. در میان جمعیت، چشم‌ها لحظه‌ای از خانواده شهید فخرالدین رقیبی برداشته نمی‌شد.

همسر جوانش با چادری که در باد آرام تکان می‌خورد، استوار ایستاده بود؛ چهره‌اش آرام اما پر از اشکی بود که نمی‌خواست فرو بریزد. دو پسر کوچک شهید در کنار مادر، بی‌قرار و گیج از این همه شلوغی، گاهی به تابوت پدر نگاه می‌کردند و گاهی به چهره مردم. آن‌ها هنوز معنای نبودن پدر را نمی‌دانند و باور نکرده‌اند که از این پس، آغوش پدر تنها در خاطرات و لحظه‌های آرام گذشته خواهد ماند.

نوروز برای این خانواده همیشه فصل خنده‌ها و دور هم جمع شدن‌ها بود. قرار بود امسال هم پدر کنارشان باشد، دست بر سر پسرانش بکشد، برایشان از دریا بگوید و دعای تحویل سال را با صدای آرامی بخواند اما تقدیر، مسیر دیگری نوشت. امسال سفره هفت‌سین این خانواده یک صندلی خالی دارد؛ صندلی‌ای که هیچ‌کس نمی‌تواند جایش را پر کند. پدر و مادر شهید نیز در میان جمعیت دیده می‌شدند.

پیکر سرتیم حفاظت شهید لاریجانی نیز همراه با شهید رقیبی تشییع شد. مردم با احترام و اندوه پیکر هر دو شهید را بدرقه کردند. این هم‌زمانی، نمادی از وحدت و تقدیر مردم از تمام کسانی بود که لباس امنیت بر تن دارند و بی‌هیچ چشمداشتی جان خود را در این راه می‌گذارند. صحنه‌ای که مردم هیچ‌گاه فراموش نخواهند کرد، زمانی بود که تابوت دو شهید در کنار هم قرار گرفت؛ دو مرد، دو قهرمان، دو ستون امنیت این سرزمین.

امسال هنگامی‌که ساعت تحویل سال فرا برسد، دو کودک شهید رقیبی کنار سفره هفت‌سین خواهند نشست و شاید برای لحظه‌ای باز هم چشمشان به در باشد؛ شاید منتظر باشند صدای قدم‌های پدر را بشنوند. اما پدرشان در آغوش خاک آرمیده و به جای اینکه او فرزندانش را در آغوش بگیرد، این بار خاک، پدر خانواده را در آغوش گرفته است. با این حال، نام این شهدا در دل خانواده‌ و حافظه مردم زنده خواهد ماند.

آری، البرز امروز با چشمانی اشک‌بار اما سرفراز، دو قهرمان را بدرقه کرد. بی‌تردید نام همه شهدا به خصوص شهیدان فخرالدین رقیبی و وحید فاطمی نژاد که امروز بر دستان مردم کرج تشییع شدند، در کنار همه شهدای این سرزمین، نماد ایثار، شجاعت و عشق به وطن خواهد ماند؛ مردانی که با تمام وجود جنگیدند تا ما در آرامش زندگی کنیم. این قهرمانان رفتند اما نام، راه و یادشان در دل تمام مردم تا همیشه زنده خواهد ماند.

گزارش: صدیقه صباغیان

انتهای پیام/