بدرقه تا بهشت؛ وداع باشکوه مردم قم با شهید لاریجانی+تصاویر

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، این روزهای جنگ هوای دل‌های ما چه سنگین و ابری است. گویی موجی از احساسات متضاد، یک‌باره بر جانمان نشسته؛ گاه چنان در اندوهی سنگین فرومی‌رویم که نفس‌ها در سینه حبس می‌شود، و گاه غروری مقدس، چون پرچمی بر بلندای روحمان به اهتزاز درمی‌آید. گاهی حماسه‌ای بزرگ در رگ‌هایمان جریان می‌یابد و گاه شادی و سروری بی‌کران، چون مهری بر فراز این روزهای تاریخی، بر دل‌ها می‌نشیند.

مردم، در کنار مسئولان کشوری خود، صفحه‌ای دیگر از تاریخ را ورق می‌زنند؛ صفحه‌ای سخت و سرنوشت‌ساز. آن‌ها از هر آنچه دارند می‌گذرند، حتی از استراحت و خواب یا جان شیرین، که گنجینه‌ای گران‌قدر برای هر انسانی است. اخبار، یکی پس از دیگری، چون مهمانانی ناخوانده می‌آیند و در گوشه‌ای از وجودمان می‌نشینند. خبرهایی هستند که گاه کالبد روح و جسم را می‌سوزاند، زخمی بر جان می‌نهد و خاطره‌ای را برای همیشه در دل ثبت می‌کند.

چهره‌هایی که دیروز در میانمان بودند، امروز به شهادت می‌رسند. آن‌ها سال‌ها زیستند و جز خوبی و مسئولیت‌پذیری از خود به یادگار نگذاشتند. گُل‌های زیبا و خوش‌سیمایی که خودساخته بودند و نخبگان و سرمایه‌های انسانی کشوری به شمار می‌رفتند. تمام وجودشان را صرف این سرزمین و مردمانش کردند. روزهای خوب و بد بسیار دیدند، اما هرگز از اصول و آرمان‌هایشان کوتاه نیامدند. پای بر ریشه انقلاب ماندند و بار مسئولیت‌های خطیر را به دوش کشیدند.

گاه از خود می‌پرسم: اگر به جای آن‌ها بودیم، آیا می‌توانستیم در این جنگ ترکیبی و شناختی سهمگین دوام بیاوریم؟ آیا کمر خم نمی‌کردیم و تسلیم نمی‌شدیم؟ به خدا که سخت است... مسئولیت، بسیار سخت است. مردان مردی در این کشور داشتین و هنوز داریم که تمام مردم را خانواده خود می‌دانستند و این سرزمین را خانه خویش.

وداع با نماد عقلانیت و ایثار

غم شهادتشان، دل‌هایمان را از درون درهم پاشیده است. این درد، عمیق و جانکاه است، گویی موجی از ماتم بر تمام وجودمان سایه افکنده. اما در پس این اندوه، شعله‌ای از افتخار زبانه می‌کشد؛ افتخار به این که در سرزمینی زندگی می‌کنیم که دلیرانی چنین بزرگ پرورده است. افتخار به این که روزگاری در هوای پاکِ مردانی نفس کشیدیم که دست‌هایشان هرگز به خون مظلومان آلوده نشد. وقتی در کنارمان بودند، شاید به کمال ندانستیم که چه گوهری در میان ماست، اما امروز، با تمام وجود به آنان می‌بالیم.

روزهای اخیر، قاب تلویزیون خبری را برایمان بازگو کرد که جان را به لرزه درآورد: شهادت دکتر علی لاریجانی، دبیر شورای امنیت ملی ایران. او که شخصیتی جامع‌الاطراف در انقلاب اسلامی بود، از فرهنگ تا سیاست، از امنیت تا دیپلماسی بین‌الملل که وجودی کم‌نظیر داشت. پس از عمری مجاهدت و خدمتِ خالصانه، در جنایتی هولناک به دست عوامل رژیم صهیونیستی و آمریکایی به درجه رفیع شهادت نائل آمد. او نماد زنده عقلانیت و انقلابی‌گری بود؛ تلفیقی نادر از تدبیر و عقیده.

و چه جانسوزتر آن که این شهید والامقام، به همراه پسر گرامیشان، به دیدار حق لبیک گفتند. او که داماد استاد شهید مرتضی مطهری بود، اینک به همرزمان شهیدش پیوسته است. مردم شهیدپرور و شریف قم، با غیرتی مثال‌زدنی، برای بدرقه این پدر و پسر به وعده‌گاه آمدند. خیابان‌ها مملو از جمعیتی شد که از هر سو به آن افزوده می‌شد. گویی نه یک تشییع، که بیعتی دوباره با آرمان شهدا در جریان بود. مردم با شکوهی بی‌نظیر، سنگ تمام گذاشتند و با دلی پرغصه اما سرافراز، با فرزندان برومند خود وداع کردند.

این تصویر، روایتی است از ملتی که در سخت‌ترین لحظات، یکپارچه و استوار می‌ایستد و به جهان می‌فهماند که خون شهدا، نه تنها کهنه نمی‌شود، که هر روز درخت انقلاب را بارورتر می‌سازد.

وداعی که بیعت بود

شب بود که پیکرهای مطهر شهدا، مهمان حرم بانوی کرامت، حضرت معصومه(س) شدند. گویی آسمان قم نیز در سوگ نشسته بود. در آن فضای ملکوتی، مراسم وداع آغاز شد؛ پدر و پسری که در زندگی همراه بودند، در شهادت نیز همسفر شدند و اینک بر دستان دریایی از مشتاقان، به سوی آستان مقدس تشییع می‌شدند. نور چراغ‌ها بر چهره‌های غمگین ولی مصمم مردم می‌تابید و فریادهای «لبیک یا خامنه‌ای» و «سلام بر شهید لاریجانی» فضای حرم را پر کرده بود. این وداع، تا ساعات پایانی شب ادامه یافت؛ گویی هیچ کس نمی‌خواست از این مهمانان ویژه جدا شود.

فردای آن روز، خورشید بر شهری طلوع کرد که یکپارچه در عزا و عزم بود. از نخستین ساعات، مرد و زن، جوان و پیر، از دورترین محله‌های قم و حتی شهرهای دیگر، خود را به وعده‌گاه اصلی رساندند. رأس ساعت 3 پس‌ازظهر، جمعیتی انبوه و یکدل، ارادت خود را نه فقط به این شهید، که به تمام آرمان‌هایش نشان دادند. این حضور، پیامی روشن به جهانیان بود: ملتی که چنین بر ارزش‌های خود ایستاده، هرگز شکست نمی‌خورد.

در میان جمعیت، کلام‌ها یکی بود و قلب‌ها هماهنگ. بر زبان همه این عهد تکرار می‌شد: «راه شهیدان را ادامه می‌دهیم»، «پای ولایت فقیه تا پای جان هستیم»، و «هرگز در برابر دشمن زبون و تروریست تسلیم نمی‌شویم». این تنها یک شعار نبود؛ سوگندی بود که از ژرفای جان برمی‌خاست.

اتحاد حاضران، خواسته‌ای واحد را فریاد می‌زد: «انتقام! انتقام!». این فریاد، نه از کینه، که از عزمی راسخ برای دفاع از کرامت و حق سرچشمه می‌گرفت. همان‌گونه که بنیانگذار کبیر انقلاب فرمود: «بکشید ما را، بیدارتر می‌شویم». هر شهید، چراغی می‌شود که راه را روشن‌تر می‌کند و اراده ملت را استوارتر.

این مراسم، تنها یک تشییع نبود؛ نمایشی باشکوه از وفاداری، مقاومت و امید بود. ملتی که در سایه ایمان و رهبری، از عمیق‌ترین دردها، بالاترین پیروزی‌ها را می‌سازد. شهادت این بزرگان، نه پایان راه، که آغازی است برای جهشی جدید؛ تاکیدی بر این که خون پاک شهدا، بی‌تردید بارور خواهد شد و دشمنان را ناکام خواهد گذاشت. این ملت، با همین روحیه، پیروز نبردهای فردا نیز خواهد بود.

آرامش در جوار بانوی کرامت

پیکر مطهر شهید والامقام، دکتر علی لاریجانی، امروز عصر و پس از مراسم با شکوه تشییع، در جوار بارگاه ملکوتی حضرت فاطمه معصومه(س)، در کنار مقبره استاد شهید مرتضی مطهری و مرحوم آیت‌الله میرزا هاشم آملی لاریجانی، در مکانی که خود، تداوم خط فکری و جهادی این خاندان است، به خاک سپرده شد.

این آرامگاه، نه پایان راه، که یادآور عهدی است که زنده می‌ماند.

عهد مردانی که در زندگی و مرگ، درس ایثار و بصیرت دادند و در خاک پاک حرم، برای همیشه الهام‌بخش نسل‌های آینده خواهند بود. خاک‌سپاری در چنین مکانی، پیامی آشکار دارد؛ ملت ایران، گذشته پرافتخار خود را فراموش نمی‌کند و آینده را با ایمان و آگاهی می‌سازد.

انتهای پیام/