بوی غربت در نسیم اسفند؛ آخرین پنجشنبه سال در سایه داغهای ماندگار
- اخبار استانها
- اخبار البرز
- 28 اسفند 1404 - 09:10
به گزارش خبرگزاری تسنیم از کرج، صدیقه صباغیان به مناسبت آخرین پنجشنبه سال، در یادداشتی آورده است: پنجشنبه آخر هر سال، ایستگاه پایانی خاطرات همان سال است؛ جایی که عقربههای ساعت با عطر گلاب و زمزمه فاتحه تنظیم میشوند. این روز، سنتی دیرینه دارد که در آن زندگان به دیدار مسافران خاک میروند تا بگویند بهار بدون یاد آنها آغاز نمیشود. اما امسال، این آیین با داغی سنگین و نگاهی خیره به صندلیهای خالی گره خورده است.
سالی که گذشت، برای ما تنها ورق خوردن تقویم نبود؛ سالی از جنس حماسه و اشک بود که شکوفههای بهاریاش با خون سرخ شهیدان و معصومیت از دست رفته عزیزانمان رنگ گرفت. در آستانه نوروز، وقتی نسیم غریب اسفند در لابهلای مزارها میپیچد و بوی گلاب با عطر خاکِ بارانخورده گره میخورد، این یادداشت را مینویسم که واگویهای است از دلتنگی یک ملت؛ ملتی که با کولهباری از غم و افتخار، به دیدار عزیزانش میرود تا در آستانه تحویل سال، با صاحبان اصلی این سرزمین تجدید میثاق کند.
این آخرین پنجشنبه سال بوی غربت مضاعفی دارد، چراکه همه ما در سوگ رهبری عزیز و فرماندهانی مقتدر نشستهایم که ستونهای استوار خیمه آرامشمان بودند؛ مردانی که شب و روزشان را وقف پاسداری از لبخند مردم کردند و حالا جای خالیشان در لحظه تحویل سال، بغضی سنگین در گلوی ملت است. در کنار آنها، یاد مردم عادی نیز میهمان همیشگی ماست؛ همانهایی که در حوادث تلخ اخیر، ناگهان پر کشیدند و خانههایشان در آستانه عید، در سکوتی ناباورانه فرو رفت.
چگونه میتوان از کنار این مزارها گذشت و یاد شهدای مظلوم و گلهای پرپر مدرسه میناب نیفتاد؟ همانها که با وجود سن کم سینههایشان سپر بلای ملت شد. از آن نوزاد سه روزه چه بگویم که داغی جانسوز بر دل این ملت گذاشت؟ همان نوزادی که هنوز نیامده، مسافر آسمان شد و هنوز راه نیفتاده پرواز کرد؛ فرشتهای که کوتاهترین زیستن را داشت، اما با معصومیتش، عمیقترین زخم را بر مادران این سرزمین ثبت کرد تا مظلومیتش تا ابد در گوش زمان طنینانداز باشد.
چگونه میتوان از کنار این روزها گذشت و از داغهای سوزانی که بر جگر سرزمینمان نشست یادی نکرد؟ امروز مزار شهدای جنگ رمضان، زیارتگاه دلهایی است که برای غیرت و شرف میتپند؛ همانهایی که خون پاکشان بر خاک ریخت تا ریشه این سرزمین استوار بماند و امنیت، طعم تلخ ناامنی را نچشد و چه جانسوز است یاد نوزادان و کودکان شهید این خاک؛ فرشتگانی که پیش از آنکه الفبای زندگی را بیاموزند، الفبای سرخ شهادت را با معصومیتشان نگاشتند.
اما در پس این همه اشک و آه، یک حقیقت بزرگ نهفته است؛ «پیوند ناگسستنی همدلی». مردم ایران نشان دادهاند که در هیچ داغی، خانوادهها را تنها نمیگذارند. امروز اگر کسی بر سر مزاری تنها نشسته باشد، سنگینی دست گرم هموطنی را بر شانه خود حس خواهد کرد که میگوید: «ما با همیم». این همدردی، همان ریشه مقدسی است که ما را در سختترین طوفانها کنار هم استوار نگه داشته است.
امروز ما با شاخههای گل و شیشههای گلاب به دیدار کسانی میرویم که پیش از ما به بهار ابدی رسیدند. میرویم تا بگوییم اگرچه صندلیهایتان در کنار سفره هفتسین خالی است، اما یادتان در میان دعاهای خیر ما همیشه سبز خواهد ماند. ما با خونبهای این همه داغ، بهاری را میسازیم که بوی امید و ایستادگی میدهد. امروز به یاد همه شهیدان دست ارادت بر سینه میگذاریم و سر تعظیم فرود میآوریم؛ آنانی که حیاتشان، وقف بیداری و امنیت ما بود و شهادتشان، تکانی سخت بر پیکره وجدان بیدار جامعه.
امروز ملت ایران نه بهعنوان هموطن که بهعنوان خانوادهای بزرگ و داغدار در جایجای این سرزمین دلیران بر مزار این قهرمانان گرد هم میآیند تا بگویند اگرچه جای این عزیزان در کنار سفرههای هفتسین خالی است، اما یادشان در عمق جانها تکثیر شده است. ما تنها سوگوار این نامآوران نیستیم، بلکه در گوشه و کنار این آرامستانها، خانوادههای مردم عادی نیز ایستادهاند که در حملات دشمن صهیونی به شهادت رسیدهاند.
همانهایی که در حوادث تلخ و ناباورانه امسال، ناگهان بال گشودند و خانههایشان را در آستانه عید، غرق در سکوتی سنگین کردند و امروز دستهای همدردی مردم، نوازشگر شانههای رنجدیده آنان است. این پنجشنبه آخر سال، تنها یک سنت قدیمی نیست؛ ضیافت اشک و ایمان و میعادگاهی است برای آنکه بگوییم ما داغدیدگان را تنها نمیگذاریم و به نیابت از تمام صندلیهای خالی، فاتحهای میخوانیم و با غبارروبی از مزار عزیزانمان، به استقبال بهاری میرویم که عطر شهیدان، شکوفههایش را معطر کرده است.
انتهای پیام/