حماسه شانزدهمین شب اقتدار در شاهرود؛ بیعت دوباره با ولایت
- اخبار استانها
- اخبار سمنان
- 26 اسفند 1404 - 10:12
به گزارش خبرگزاری تسنیم از شاهرود،شانزدهمین شب از اجتماع حماسی «شبهای اقتدار» در شاهرود، شبی متفاوت برای مردم این دیار بود؛ شبی که از ساعتی پیش از غروب، میدان جمهوری اسلامی آرامآرام رنگ دیگری به خود گرفت و تا میدان امام خمینی(ره) موجی از جمعیت، فضای شهر را سرشار از شور، ایمان و همبستگی کرد. خیابانها، پر از پرچمهای سهرنگ ایران و دستنوشتههایی بود که یک پیام واحد داشت: «ما تا آخر پای ولایت ایستادهایم.»
با نزدیک شدن به ساعات ابتدایی شب، جمعیت در حد فاصل میدان جمهوری اسلامی تا میدان امام خمینی(ره) آنقدر فشرده شد که هر رهگذری در همان نگاه اول، عظمت این حضور را حس میکرد. پیر و جوان، زن و مرد، خانوادهها با کودکان خردسال، جانبازان سرافراز با ویلچر و عصا، و نوجوانانی که پرچم ایران را بر دوش گرفته بودند، در کنار هم ایستاده بودند تا به تعبیر خودشان «بار دیگر بیعتی عاشورایی» با ولایت ببندند.
فضای شهر، رنگ و بوی حماسهای آمیخته با عاطفه داشت. صدای تلاوت آیاتی از قرآن کریم در ابتدای مراسم، روی موج بلندگوها در طول مسیر طنینانداز بود و پس از آن، سرودهای انقلابی و نوای «سلام فرمانده» و «ایران ای سرای امید» در هوا میپیچید. هرجا را که نگاه میکردی، چشمانی را میدیدی که برق غیرت و اشک شوق را توأمان در خود داشت؛ اشکی که از یکسو یاد شهدا را زنده میکرد و از سوی دیگر، از عمق وابستگی این مردم به آرمانهای انقلاب و ولایت حکایت داشت.
اقشار مختلف مردم شاهرود، هرکدام به شکلی در این حماسه حضور داشتند. کشاورزان با دستان آفتابسوخته، کارگران با لباسهای ساده و خاکآلود، فرهنگیان و دانشگاهیان با چهرههای آشنا، بازاریان با پلاکاردهایی که بر آن نوشته شده بود «رزق ما در گرو امنیت و ولایت است»، و جمع زیادی از دانشآموزان و دانشجویان که با شور جوانی، شعارها را رسا و محکم تکرار میکردند. انگار همه آمده بودند تا بگویند شاهرود هنوز هم «سنگر مستحکم انقلاب» است.
خانم «رضایی» که به همراه سه فرزندش در مراسم حضور داشت، در حاشیه این اجتماع به ما گفت: «من برای این نیامدهام که فقط تماشا کنم؛ آمدهام تا به فرزندانم درس بدهم. به آنها نشان دهم که امنیت، آرامش و این پرچم، بیهزینه به دست نیامده است. وقتی میگوییم ولایت، یعنی خطی که از امام حسین(ع) تا امروز کشیده شده و ما نمیخواهیم و اجازه نمیدهیم این خط شکسته شود.»
جوان دیگری به نام «امیرحسین» دانشجوی یکی از دانشگاههای شاهرود، پلاکاردی در دست داشت که روی آن نوشته بود «تا آخر ایستادهایم». او با هیجان از احساسش در این شب میگوید: «دشمنان فکر میکنند با جنگ رسانهای و عملیات روانی میتوانند بین ما و رهبرمان فاصله بیندازند، اما هر بار که چنین توطئههایی را میبینیم، انگیزهمان برای حضور بیشتر میشود. امشب شانزدهمین شبی است که به خیابان آمدهایم، اما هر شب برای ما مثل اولین شب است؛ پر از انگیزه، پر از غیرت و پر از حس مسئولیت.»
در میان جمعیت، حضور پیشکسوتان دفاع مقدس، جلوهای دیگر به مراسم بخشیده بود. یکی از رزمندگان دوران دفاع مقدس که روی دوش جوانان حمل میشد، با صدایی لرزان اما رسا، شعاری را آغاز کرد و جماعت با او همصدا شد: «ما همه سرباز توایم خامنهای، گوش به فرمان توایم خامنهای». این شعار، از یک سر میدان به سر دیگر کشیده میشد و مانند موجی خروشان، هیجان را در دلها چند برابر میکرد. بسیاری از حاضران، این شعار را نه فقط یک جمله تکراری، بلکه اعلام دوباره «بیعت با ولایت» میدانستند.
آقای «حسینی» یکی از بازاریان قدیمی شاهرود، با چشمانی نمناک و دستهایی که مدام پرچم ایران را تکان میداد، میگفت: «من روزهای اول انقلاب را به چشم دیدهام، روزهای سخت جنگ را هم دیدهام. امروز اگر در شانزدهمین شب این اجتماع حاضر شدهام، برای این است که به نسل جوان بگویم این مسیر، مسیر امتحان است؛ هر نسلی باید بیعت خود را با ولایت تازه کند. ما با امام خمینی(ره) بیعت کردیم و تا آخر با جان و مالمان پای بیعت با امام خامنهای ایستادهایم.»
در طول مسیر تجمع، موکبهای مردمی و پایگاههای فرهنگی، با چای، شربت و بستههای فرهنگی از مردم پذیرایی میکردند. گروههای سرود جوانان، در گوشهای از میدانها قطعاتی حماسی اجرا میکردند و بچهها با شوق دست میزدند. برخی از نوجوانان با صورتهای نقاشیشده به رنگ پرچم ایران، پلاکاردهایی در دست داشتند که روی آنها جملاتی چون «ای رهبر آزاده، آمادهایم آماده» و «بیعت ما تا ظهور» به چشم میخورد و نشان میداد که روح بیعت و وفاداری به ولایت، در نسل جدید نیز ریشه دوانده است.
حضور بانوان در این اجتماع، یکی از برجستهترین جلوههای این شب بود. مادرانی که فرزندان خردسال خود را در آغوش داشتند و در عین حال شعار میدادند، دختران جوانی که چفیه بر گردن انداخته و پرچم به دست داشتند، و پیرزنهایی که با تکیه بر عصا آمده بودند تا بگویند «تا جان در بدن داریم، پای انقلاب و ولایت میایستیم». یکی از این مادران، که خود را «مادر شهید» معرفی کرد، در حالی که عکس فرزند شهیدش را در دست داشت، با صدایی آرام اما پرصلابت گفت: «پسرم را برای همین روزها دادم؛ برای اینکه پرچم ولایت روی زمین نماند. امشب آمدهام تا بگویم اگر هزار فرزند دیگر هم داشتم، باز هم در راه ولایت میدادم.»
در میان همه این جلوههای انسانی، حال و هوای معنوی اجتماع نیز چشمگیر بود. بسیاری از حاضران، تسبیح در دست داشتند و زیر لب ذکر میگفتند. برخی از جوانان، پرچم ایران را بر روی دوش گرفته و به سمت میدان امام خمینی(ره) حرکت میکردند و همزمان زیر لب، اشعار مذهبی و حماسی را زمزمه میکردند. در بخشهایی از مراسم، یاد و نام شهیدان مدافع حرم و شهدای امنیت گرامی داشته شد و جمعیت، با شنیدن نام هر شهید، صلواتی بر محمد و آل محمد فرستاد.
یکی دیگر از جوانان حاضر در اجتماع، به نام «محمدجواد» که خود را سرباز وظیفه معرفی کرد، در گفتوگو با ما گفت: «ما به عنوان نسل امروز، نه جبهههای خرمشهر را دیدهایم و نه دفاع مقدس را؛ اما امروز میدان جمهوری اسلامی تا میدان امام خمینی(ره) برای ما حکم همان جبههها را دارد. اینجا میآییم تا بگوییم در جنگ شناختی و رسانهای، در کنار ولیفقیه زمانمان هستیم و اجازه نمیدهیم پرچم ولایت بر زمین بیفتد.»
با اوجگیری برنامهها، سخنرانان مراسم با اشاره به توطئههای دشمنان علیه ایران اسلامی، بر ضرورت حفظ وحدت و هوشیاری مردم تأکید کردند و حضور پرشور مردم شاهرود در شانزدهمین شب متوالی را نشانهای روشن از «پیوند عمیق مردم با ولایت» دانستند. تأکید سخنان بارها بر این نکته بود که «حماسه حضور»، بهترین پاسخ به نقشههای بدخواهان این سرزمین است؛ نقشههایی که با دیدن چنین صحنههایی، یکی پس از دیگری نقش بر آب میشود.
در پایان مراسم، هنگامی که جمعیت آرامآرام از میدان امام خمینی(ره) به سمت خیابانهای اطراف پخش میشد، هنوز هم شعارها در فضا طنین داشت: «این همه لشکر آمده، به عشق رهبر آمده» و «تا آخرین نفس، پای ولایت هستیم». بسیاری از خانوادهها هنگام بازگشت، با فرزندانشان از معنای بیعت، ولایت و امنیت سخن میگفتند؛ انگار این اجتماع برای آنها فقط یک حضور خیابانی نبود، بلکه کلاسی زنده از درس غیرت، ایمان و وفاداری بود.
شانزدهمین شب «شبهای اقتدار» در شاهرود، شبی بود که در حافظه جمعی این شهر ماندگار خواهد شد؛ شبی که در آن، سربازان خستگیناپذیر ولایت بار دیگر نشان دادند، از میدان انقلاب تا میدان ولایت، فاصلهای جز یک «لبیک یا خامنهای» وجود ندارد؛ لبیکی که در هیاهوی رسانههای معاند، همچنان رسا، صریح و امیدآفرین از گلوی مردم شاهرود به گوش جهان رسید.
گزارش از علیرضا رحیمیان