هژمونی شکسته!
- اخبار رسانه ها
- اخبار خواندنی
- 25 اسفند 1404 - 12:39
به گزارش گروه رسانههای خبرگزاری تسنیم، جعفربلوری در یادداشتی که برای روزنامه کیهان نوشته، آورده است: بیش از 2 هفته است که، درگیر جنگی تمام عیار و موجودیتی با آمریکا، رژیم صهیونیستی و... هستیم. این جنگ اکنون به مهمترین مسئله جهان تبدیل شده و تقریبا همه دنیا را به انحاء مختلف درگیر خود کرده است.
پاشنه آشیل دشمن تا اینجای کار، تنگه هرمز و تسلط کشورمان بر آن بوده که باعث شده است، هزینه این تجاوز نظامی بین «همه» تقسیم شود! از هند و پاناما و استرالیا و انگلیس تا آمریکا و دانمارک و کانادا و صد البته کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس هر یک به اندازه ای در حال پرداخت هزینه حماقت فردی به نام دونالد ترالپ هستند که افسارش را به یک جانی دیگر به نام نتانیاهو داده است.
از سوی دیگر هر روز شاهد انبوهی از اخبار راست و دروغ مربوط به این جنگ هستیم که به دلیل اهمیت آن برای مردم، باید توجه ویژهای به این حوزه داشت. به عبارتی، همزمان با جنگ سخت، یک جنگ تمام عیار رسانهای نیز جاری است که اهمیت آن چه بسا، بیش از جنگ سخت است.
دو سوالِ «کدام جبهه در این جنگ دست برتر را دارد؟» و «پایان این جنگ چگونه خواهد بود؟» شاید مهمترین سوالاتی هستند که ذهن امروز جامعه ایران و حتی جهان را درگیر خود کرده است. خبرهایی نیز درباره جراحت یا هلاکت بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی بر اثر حملات سنگین ایران منتشر شده است. در این باره گفتنیهایی هست:
در این 2 هفته، ایران عزیزمان ضرباتی خورده و خسارتهای مادی و جانی زیادی نیز دیده اما به همان میزان-یا حتی بیشتر- خسارات نظامی، جانی، مالی و حیثیتی سنگینی به دشمن وارد کرده است. به تاریخ رجوع کنید. در کدام دوره ایران توانسته است با گردن کلفتهای دنیا اینگونه سرشاخ شود، آن هم به تنهایی و در حالی که 47 سال تحت بیرحمانه ترین تحریم ها بود است؟!
کدام ابرقدرتی تاکنون جرات داشته، با آمریکا ورژیم صهیونستی به این شکل وارد تقابل شود؟ پاسخ روشن است: «در هیچ دورانی و هیچ ابرقدرتی». درباره میزان تلفات و خسارات دشمن، به دلیل اعمال یک حکومت نظامی بر رسانهها، نمیتوان عدد واقعی خسارت را پیدا کرد اما، همین سانسور شدید می تواند دلیلی بر سنگین بودن این خسارات باشد. همان خبرهایی که به صورت جسته و گریخته از این خسارات منتشر می شود نیز گویای واقعیتهای مهمی است.
فقط در یک مورد اعلام شد، بازارهای سهام آمریکا در یک روز 2 تریلیون دلار خسارت دیدند!
درخواست کمک ترامپ از کشورهای دنیا برای مهار ایران، انهدام یا تعطیلی پالایشگاه ها، پایگاه های نظامی و دیپلماتیک دشمن، افزایش تورم در بسیاری از کشورهای دنیا از جمله آمریکا، استرالیا و انگلیس و...جراحت و هلاکت تعداد زیادی از چهره های امنیتی و نظامیان رژیم صهیونیستی و آمریکا در همه سطوح یعنی، میتوان با قاطعیت گفت، تا اینجای کار دست برتر را ایران اسلامی داشته است. یکبار دیگر دقت کنید!
یک طرف ایران است و چند متحد منطقهای که هنوز همه آنها وارد جنگ نشده اند، یک طرف دیگر آمریکا و رژیم صهیونیستی است که حمایتهای مالی، تسلیحاتی، اطلاعاتی، تکنولوژیک و سیاسی ناتو، کشورهای حاشیه خلیج فارس، ژاپن، کره جنوبی و...را دارد. فقط ناتو متشکل از 32 کشور است!
در این شرایط اکونومیست پیش بینی کرده، با ادامه این وضع طی دوهفته آینده آینده باید منتظر نفت 200 دلاری بود، و «دیویدساکس» مشاور ترامپ و مسئول هوشمصنوعی و رمز ارزهای دیجیتال کاخ سفید نیز هشدار داده، ادامه این وضع میتواند اسرائیل را نابود کند. هرچند هیچ یک از این خسارات وارد شده به دشمن جبران ضایعه بزرگ شهادت رهبر عزیزمان را نمیکند!
روانشناسان میگویند، در برخی موارد، رنج ناشی از اجتناب و انتظار بیش از رنج ناشی از مواجهه با خود رویداد است چون، «مواجهه»، یک پایان مشخص دارد اما اضطراب ناشی از اجتناب، پایان ندارد.
به عبارت دیگر برخی از ما انسانها شاید، قبل از آغاز این جنگ و حتی در روزهای نخست شنیدن صدای انفجارها و دیدن تصاویر جنایات دشمن، خیلی بیشتر از امروزی که دو هفته از این جنگ میگذرد، دچار رنج و اضطراب و ترس میشدیم! (البته همیشه اینطور نیست). در این باره رجوع کنید به «خطای پیشبینی عاطفی» Error) (Affective Forecasting یا «عادت پذیری» (Habituation) .
این حالت مختص مردم عادی نیست و می تواند درباره چهرهها و شخصیتهای سیاسی، رسانهای و نخبگانی نیز تحقق یابد. با این مقدمه علمی سراغ نکته مهم بعدی می رویم.
ممکن است با «عادت پذیری» و «تلاش های شبانه روزی تریبونهای رسانه ای دشمن» طی روزهای آینده از این انسجام معجزهگون مردمی، خشم مقدس و همصدایی علیه دشمن - ولو اندکی- کاسته شود.
اینجاست که برخی در داخل جرات یافته و دم از «آتش بس» خواهند زد. این که «آتش بس در این شرایط، چرا خطرناک تر از ادامه جنگ است؟» را کمی جلوتر توضیح خواهیم داد. یکی از بزرگترین اشتباهات تاریخ 47 ساله ما، روشن نکردن تکلیف «اپوزیسیون» داخلی بوده است.
ما در کشور اپوزیسیون هایی داریم که در چارچوب قوانین نمیگنجند. نام «منتقد» را یدک میکشند اما آدرسی که میدهند به همان نقطهای ختم میشود که ترامپ و نتانیاهو مشخص کرده اند. به عبارتی، اپوزیسیون نظام داریم. همانهایی که میگفتند، باید تغییر پارادایم داد!
این طیف، منشا دو صدایی، عامل این جنگ و بسیاری از گرفتاریهایی هستند که امروز درگیرشان هستیم. پس از عبور از این شرایط حساس، نباید فرصت عرض اندام دوباره به این طیف داده شود که اگر داده شود، از دالان «آتش بس»، ایران عزیز را وارد جنگهایی خواهند کرد که کوچکترین خروجی آن تجزیه کشورخواهد بود.
همانطورکه پیش بینی شده بود، دشمن از آتشبسِ پس از جنگ 12 روزه نهایت بهرهبرداری را کرد و نتیجه آن شد تجاوز بیسابقه به کشور و شهادت رهبر عظیمالشان انقلاب و شماری از بهترین فرماندهان، سربازان فرزندان این خاک. دشمن، هدف خود از این تجاوزگری را نیز رسما و با صدای بلند اعلام کرده و دیگر نمیتوان گفت، به دنبال چیزی جز تجزیه و تحقیر ایران بزرگ و تحمیل یک مهره مثل آنچه در سوریه اتفاق افتاد است.
اظهارات و نوشته های ترامپ و نتانیاهو در این باره در دسترس است. بنابر این در چنین شرایطی، صحبت از آتشبس یعنی، تنفس دادن به دشمنی که نفسش را گرفتهایم. این جنگ، جنگی است که در آن یک بار برای همیشه تکلیف رژیم صهیونیستی و حضور نظامیان آمریکایی در اطراف ایران مشخص خواهد شد.
همینطور تکلیف کشورهایی که در منطقه تبدیل به خاک دشمن شده اند. بله! حتما خسارات و تلفات خواهد داشت اما قطعا به اندازه خسارات و تلفاتی که در جنگهای پی در پی بعد از آتشبس انتظارمان را میکشد نخواهد بود.
خبرها درباره هلاکت یا جراحت نتانیاهو و شماری از مقامات نظامی و دولت رژیم صهیونیستی در حملات بیامان کشورمان زیاد است. اخبار، علائم و نشانههایی که احتمال هدف قرار گرفته شدن این جنایتکار را «زیاد» نشان میدهد کم نیستند. از آخرین پیام تصویری نتانیاهو که معلوم شد، هوش مصنوعی است تا غیبت بیسابقهاش در جلسه آخر کابینه جنگ، همه و همه میگویند احتمالا بلایی سر نخست وزیر رژیم صهیونیستی آمده است.
شاید هم با یک بازی رسانهای برای تبدیل او به یک قهرمان برای افکار عمومی متلاشی شده اسرائیل مواجهیم. صهیونیستها هیچگاه مثل امروز در چنین شرایط هولناکی زندگی نکرده اند. جامعهای که با وعده «امنیت» و «رفاه» به این منطقه کوچانده شده، امروز نه امنیتی دارد و نه رفاهی.
چنین جامعهای برای فرار نکردن و ماندن به شدت به روحیه و امید نیاز دارد. شاید-تاکید می شود شاید- این بازی رسانهای برای زنده کردن این روحیه مرده است! اما نتانیاهو چه کشته شده باشد چه نه، هژمونی آمریکا تا همینجای جنگ در هم شکسته و سرنوشت این جنگ نیز از هم اکنون معلوم است: رژیم صهیونیستی ماندنی نیست -و به قول مسئول روابط عمومی سپاه پاسداران- «در صورت زنده بودن نخست وزیر رژیم صهیونیستی» نیز، «تعقیب و کشتن وی را با قدرت ادامه خواهیم داد.»... انشاء الله
منبع: کیهان
انتهای پیام/