ایران؛ معادله‌ساز بازار انرژی

به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، کارزار نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران که با هدف کنترل بازار انرژی طراحی شده بود، به بزرگ‌ترین شوک عرضه در تاریخ نفت انجامیده است. بسته شدن هوشمندانه تنگه هرمز توسط ایران، صادرات نفت کشورهای حاشیه خلیج فارس را با کاهش 8 تا 10 میلیون بشکه‌ای در روز مواجه کرده است. عراق به دلیل تکمیل ظرفیت ذخیره‌سازی، تولید در میادین بزرگ خود را متوقف کرده و کویت نیز تولید را به نیاز داخلی محدود کرده است.

در نتیجه این تحولات، قیمت نفت از ابتدای جنگ رمضان جهشی بیش از 30 دلاری را تجربه کرده و از مرز 100 دلار عبور کرده است. این در حالی است که هدف ترامپ رسیدن به 50 دلار بود و آزادسازی بی‌سابقه 400 میلیون بشکه‌ای ذخایر استراتژیک نیز نتوانست جلوی افزایش قیمت را بگیرد. آرامکوی عربستان در اقدامی بی‌سابقه به فروش نقدی نفت رو آورده اما ظرفیت محدود مسیر جایگزین دریای سرخ (3 میلیون بشکه) هرگز نمی‌تواند جایگزین 6 میلیون بشکه عبوری از تنگه هرمز شود.

ایران با تثبیت قیمت در محدوده نزدیک 100 دلار، فشار را بر قدرت خرید خانوارهای آمریکایی و اروپایی از 3 کانال بنزین، برق و کود مضاعف کرده است. مؤسسات معتبری مانند آکسفورد اکونومیکس افزایش تورم بالای مواد غذایی و کالاهای اساسی در اروپا را پیش‌بینی کرده‌اند. هم‌اکنون شرکت ساینوپک چین تولید خود را 10 درصد کاهش داده و استرالیا با ذخایر محدود 36 روزه بنزین، استانداردهای کیفیت را پایین آورده است؛ نشانه‌هایی که از شکست کامل پروژه مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی در برابر اقتدار جمهوری اسلامی ایران حکایت دارد.

شوک واقعی به بازار و عدم تأثیر «افزایش تولید» عربستان

برخلاف وعده‌های مقامات آمریکایی مبنی بر بازگشایی سریع تنگه هرمز و کنترل بازار، آمارهای بین‌المللی از عمیق‌ترین اختلال عرضه در تاریخ بازار نفت حکایت دارد.

بر اساس گزارش آژانس بین‌المللی انرژی، تولید نفت کشورهای حاشیه خلیج فارس با کاهشی معادل 10 میلیون بشکه در روز مواجه شده که 8 میلیون بشکه آن مربوط به نفت خام و مابقی مربوط به میعانات و فرآورده‌های نفتی است. این رقم حتی از اختلالات زمان جنگ روسیه و اوکراین نیز فراتر رفته و نشان می‌دهد ایران توانسته با اعمال اراده خود بر این آبراه حیاتی، برگ برنده را به نفع جبهه مقاومت رقم بزند.

عربستان سعودی که همواره به عنوان «تولیدکننده تعیین‌کننده» در اوپک از قدرت بالایی برخوردار بود، در روزهای اخیر در موضع انفعالی کامل به دنبال مسیرهای جایگزین برای فرار از محاصره هوشمندانه ایران است.

اقدام غیرمعمول آرامکو در عرضه نفت در بازار نقدی (Spot Market) نشانه‌ای از بن‌بست لجستیکی در ریاض است. در حالی که عربستان تلاش کرده با استفاده از خط لوله «پترولاین» و بندر ینبع در دریای سرخ، ظرفیت صادرات خود را با افزایش 330 درصدی به 2.47 میلیون بشکه در روز برساند اما حقیقت این است که ظرفیت واقعی بارگیری این بندر تنها حدود 3 میلیون بشکه است؛ رقمی که هرگز نمی‌تواند جایگزین 6 میلیون بشکه عبوری روزانه از تنگه هرمز شود.

اقتصاد جهانی در تیررس اراده ایران

کارشناسان اقتصادی معتقدند تا پیش از این تحولات، بازار جهانی باور نداشت بسته شدن تنگه هرمز یک مساله واقعی باشد اما پس از آنکه وعده‌های واشنگتن برای اسکورت کشتی‌ها عملی نشد و هیچ نفتکشی داوطلب عبور از این مسیر تحت حفاظت نیروی دریایی آمریکا نشد، بازار با واقعیت تلخی مواجه شد. امروز شاهد آن هستیم که قیمت نفت از ابتدای جنگ رمضان تاکنون حداقل 30 دلار افزایش یافته و از مرز 100 دلار عبور کرده است. این در حالی است که هدف ترامپ در دوره دوم ریاست‌جمهوری، رساندن قیمت نفت به 50 دلار بود اما اکنون قیمت بیش از 2 برابر شده و تمام معادلات کاخ سفید را بر هم زده است.

وابستگی شدید شرق آسیا به نفت خلیج فارس، بحران را به عمق اقتصاد ژاپن، کره جنوبی و چین برده است. شرکت ساینوپک چین به عنوان بزرگ‌ترین پالایشگر جهان، مجبور شده تولید خود را در ماه مارس بیش از 10 درصد (معادل 600 تا 700 هزار بشکه در روز) کاهش دهد. استرالیا نیز با ذخایر محدود 36 روزه بنزین، اکنون در آستانه یک شوک بزرگ قرار گرفته است. وزیر انرژی استرالیا با اشاره به کاهش 60 روزه استانداردهای کیفیت سوخت، سعی در مدیریت بحران دارد اما واقعیت آن است که هیچ‌یک از این کشورها توانایی جبران خلأ ناشی از توقف صادرات از خلیج فارس را ندارند.

چرا آمریکا نمی‌تواند قیمت را کنترل کند؟

ادعای ترامپ مبنی بر اینکه آمریکا با افزایش تولید می‌تواند از رشد قیمت‌ها سود ببرد، بیش از پیش در محک واقعیت، ابطال شده است. اول اینکه بر اساس گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)، این کشور همچنان روزانه 10 میلیون بشکه نفت وارد می‌کند و در حوزه نفت خام، واردکننده خالص (2.67 میلیون بشکه در روز) محسوب می‌شود. دوم اینکه آزادسازی بی‌سابقه 400 میلیون بشکه‌ای ذخایر استراتژیک توسط آژانس بین‌المللی انرژی (که سهم آمریکا از آن 172 میلیون بشکه است) نتوانست جلوی افزایش قیمت را بگیرد.

تحلیلگران مؤسسه‌ای مانند جی‌پی مورگان تأکید می‌کنند «تا زمانی که تنگه هرمز بسته است، هیچ ابزار سیاسی برای کنترل قیمت مؤثر نخواهد بود» زیرا در 2 هفته آینده میزان کاهش عرضه می‌تواند به 12 میلیون بشکه در روز برسد. از سوی دیگر، ساختار تولید نفت شیل آمریکا نیز مانع از افزایش سریع تولید می‌شود. نقطه سربه‌سر تولید در حوضه «پرمیان» حدود 62 تا 64 دلار است. اگر قیمت به محدوده مطلوب ترامپ (50 دلار) برگردد، تولیدکنندگان آمریکایی ورشکست می‌شوند و اگر بالا بماند، تورم بریتانیا و اروپا را بیش از نیم واحد درصد افزایش می‌دهد.

شوک بلندمدت در انتظار غرب ذیل دست برتر ایران

جمهوری اسلامی ایران نه‌تنها در میدان نبرد، بلکه در معادلات انرژی نیز ابتکار عمل را در دست گرفته است. مسؤولان عالی‌ رتبه جمهوری اسلامی ایران به درستی با هشدار به اینکه «حتی یک قطره نفت اجازه عبور به نفع دشمن را نخواهد یافت» نشان داده‌اند بر‌ خلاف گذشته، صبر راهبردی جای خود را به قدرت راهبردی داده است.

بر خلاف جنگ تحمیلی رژیم صدام که صرفا یک درگیری منطقه‌ای بود، امروز ایران با بستن تنگه هرمز توانسته بزرگ‌ترین اقتصادهای جهان را در تنگنای انرژی قرار دهد. مقامات ایرانی تأکید کرده‌اند تحقق قیمت سه‌رقمی هدف اصلی نیست. همین که قیمت نفت در محدوده 80 تا 85 دلار تثبیت شود، فشار بر قدرت خرید خانوارهای آمریکایی و اروپایی هدف راهبردی جمهوری اسلامی را محقق خواهد کرد.

پیش‌بینی می‌شود در بازه 2 هفته آتی، شرایط مشابه عراق و کویت که ناچار به توقف تولید یا کاهش شدید شدند، در قطر، امارات و عربستان نیز ایجاد شود. با تکمیل ظرفیت ذخیره‌سازی، کشورهای حاشیه خلیج فارس عملا در تله تولید متوقف‌شده گرفتار خواهند شد. شاخص نفت دوبی که این روزها از برنت و WTI گران‌تر شده، نشان می‌دهد بحران از سطح منطقه فراتر رفته و با تأخیر 3 هفته‌ای، خود را در پالایشگاه‌های شرق آسیا نشان خواهد داد.

پروژه مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی برای تغییر موازنه قدرت در غرب آسیا، این بار با سدی به نام «اراده جمهوری اسلامی ایران» و «تنگه هرمز» مواجه شده که نه با ناوگان جنگی، بلکه با قدرت محاسبه‌گری ایران به دژی تسخیرناپذیر تبدیل شده است. معادله‌ای که واشنگتن تصور می‌کرد با آزادسازی ذخایر یا میانجی‌گری دیپلماتیک قابل حل است، اکنون به بزرگ‌ترین بحران انرژی در قرن 21 تبدیل شده و نام ایران را به عنوان بازیگری که می‌تواند با یک تصمیم، اقتصاد جهان را دگرگون کند، در تاریخ ثبت کرده است.

منبع: وطن امروز

انتهای پیام/