آیا آمریکا می‌خواهد این جنگ را ادامه دهد یا به فکر آتش‌بس است؟

به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، برخی منابع خبری روز جمعه گزارش دادند ترامپ به مقامات اروپایی‌ای که از او خواسته‌اند هرچه زودتر به جنگ پایان دهد گفته است ایران در آستانه تسلیم است. این ادعا در حالی است که از همان ساعات ابتدایی پس از حمله به ایران، آمریکا از طریق برخی‌ واسطه‌ها درخواست آتش‌بس را مطرح کرده است. در 2 هفته‌ای که از جنگ می‌گذرد نیز آمریکایی‌ها در چند نوبت دیگر به ایران پیام داده‌اند آماده آتش‌بسند. 

بنابراین ادعای ترامپ در گفت‌و‌گو با اروپایی‌ها، با آنچه در عمل انجام شده در تناقض است. موضع ایران کاملا مشخص است. ایران در پاسخ به همه درخواست‌ها برای آتش‌بس، یک حرف ثابت گفته است.

آتش‌بس زمانی مورد پذیرش است که طرف متجاوز، بویژه آمریکا تضمین دهد دیگر به ایران حمله نخواهد کرد. از سوی دیگر ایران بر دریافت غرامت و همچنین مجازات متجاوزان تاکید کرده است.

برخی منابع غربی طی روزهای اخیر گفته‌اند تضمین مورد نظر ایران، زمانی محقق می‌شود که برخی کشورها مانند چین و روسیه واسطه شده و آن را تایید کنند. رفتار ترامپ علیه ایران نشان داده است او فاقد کم‌ترین اعتبار برای ارائه تضمین است.

از سوی دیگر، سیاست‌های تنش‌زای او در قبال ایران نشان می‌دهد او هنوز تصور می‌کند باید در قبال ایران از گزینه نظامی استفاده کند. دلیل این تصور هر چه باشد - برآوردهای اشتباه، القائات نتانیاهو یا اخاذی سیاسی موساد بر سر ماجرای اپستین‌ - اکنون ایران مطمئن است ترامپ در صورت فراغت از این جنگ، مجددا برای حمله به ایران در یک زمان دیگر، برنامه‌ریزی خواهد کرد.

ایران با استناد به وضعیت و معادله میدانی در 2 هفته اخیر، به این نتیجه رسیده است باید جنگ را تا زمانی ادامه دهد که هزینه‌ها و خسارات واقعی آن، برای ترامپ و جنگ‌طلبان آمریکایی محسوس و ملموس شود.

اکنون تقریبا همه کارشناسان و صاحب‌نظران‌ روی این موضوع متفق‌القولند که آمریکا تاب تداوم جنگ را ندارد. کارشناسان معتقدند در شرایط فعلی، مساله جنگ از برآورد میزان زد و خورد طرفین، به موضوع میزان تاب‌آوری طرفین تغییر حالت داده است.

بر همین اساس ایران به این جمع‌بندی رسیده که به مرور، آمریکا و رژیم صهیونیستی خسارات و هزینه‌های بیش‌تری را متحمل خواهند شد.

در واقع، تحقق مطالبه تضمین عدم حمله مجدد به ایران، از مسیر افزایش و ازدیاد خسارات و هزینه‌های جنگ به آمریکا و رژیم صهیونیستی می‌گذرد.

بر اساس این گزاره‌ها، می‌توان گفت ادعای ترامپ مبنی تسلیم شدن ایران و نزدیک بودن این تسلیم، غیرواقعی است.

مروری بر مواضع و اظهارات ترامپ، بویژه از هفته دوم جنگ، نشان می‌دهد او با وجود خط و نشان‌های خطرناک مانند هدف قرار دادن نیروگاه‌های برق یا مطرح کردن حمله زمینی، همزمان در حال تولید یک روایت درباره پیروزی است. او در این مدت، همواره در همه اظهارات و مواضع خود مدعی شده آمریکا به همه خواسته‌های خود در جنگ رسیده است. کما اینکه در چند نوبت درباره توان دفاعی ایران ادعاهایی مطرح کرد که از اساس کذب بود.

همچنین او در چند نوبت مدعی شد همه اهداف مورد نظر در ایران، از بین رفته و دیگر هدفی نمانده که آمریکا بخواهد به آن حمله کند.

بنابراین مشخص است او با استناد به موضوعات کذب و بی‌اساس، تلاش می‌کند یک روایت پیروزی برای خود دست و پا کند. در کنار این ادعاها، ترامپ هفته گذشته مدعی شد آتش‌بس نزدیک است. البته همان موقع این را هم گفت که این آتش‌بس در هفته جاری رخ نخواهد داد؛ هفته‌ای که امروز - یکشنبه - به پایان می‌رسد. 

در مجموع، بررسی اظهارات و مواضع ترامپ نشان می‌دهد وی تلاش می‌کند هر طور شده، ایران متقاعد شود آتش‌بس را بپذیرد.

اما اعلام آتش‌بس در شرایط فعلی، چه معنایی دارد؟

ترامپ زمانی که جنگ را آغاز کرد مدعی بود این جنگ برای تسلیم ایران و پذیرش خواسته‌های او شروع شده است. در همان روزهای ابتدای جنگ نیز مدعی شد جنگ تا تسلیم ایران ادامه خواهد یافت. بر اساس مواضع پیشین ترامپ، منظور او از تسلیم ایران، این است که جمهوری اسلامی خواسته‌هایش در حوزه‌های هسته‌ای، موشکی و همینطور منطقه‌ای را بپذیرد.

حتی این موضوع نیز از سوی آمریکایی‌ها مطرح شد که یکی از خواسته‌های ترامپ از ایران، عدم فروش نفت به چین است. با این حال اما روند جنگ و مواضع جمهوری اسلامی ایران نشان داد هیچکدام از این خواسته‌ها مورد پذیرش ایران نیست. حتی تلاش ترامپ برای ساختن یک روایت مطلوب درباره انتخاب رهبر سوم انقلاب نیز با شکست مواجه شد.

هدف دیگر ترامپ از حمله به ایران، سرنگونی نظام سیاسی ایران بود؛ هدفی که اگرچه سعی کرد درباره آن صراحتا چیزی نگوید اما در چند نوبت گفت از این موضوع استقبال می‌کند. تجزیه ایران نیز یکی از مهمترین اهداف ترامپ از جنگ بود.

او هفته نخست جنگ، با سرکردگان برخی گروهک‌های تروریست تجزیه‌طلب ایران گفت‌و‌گو و تلاش کرد آنها را متقاعد کند وارد جنگ با ایران شوند. حتی در اظهار نظری قابل تامل گفت پس از پایان جنگ، نقشه ایران تغییر خواهد کرد؛ هدفی که تاکنون او حتی به آن نزدیک هم نشده است.

بنابراین اگر قرار باشد در شرایط فعلی یک آتش‌بس میان طرفین اعلام شود این موضوع در شرایطی اتفاق افتاده که ترامپ به هیچ یک از خواسته‌های خود نرسیده است.

بنابراین به اعتقاد بیش‌تر کارشناسان و حتی مقامات آمریکایی، اعلام آتش‌بس در شرایط فعلی، به معنای شکست سنگین ترامپ است. این کارشناسان معتقدند ایران با دفاع مقتدرانه خود توانست قدرتش را به کشورهای منطقه و همه دنیا نشان بدهد؛ قدرتی که بدون شک هیچکدام از کشورهای منطقه ندارند.

ضمن اینکه اراده حمله به پایگاه‌ها و مراکز آمریکایی، بستن تنگه هرمز و همزمان وارد کردن ضربات سنگین به رژیم صهیونیستی باعث شد تصویری قدرتمند از ایران به دنیا مخابره شود.

به همین خاطر است که برخی صاحب‌نظران‌ معتقدند با پایان این جنگ، ایران تبدیل به یک قدرت بین‌المللی می‌شود. با این وجود ایران بر اساس یک تدبیر امنیتی، معتقد است باید از دل این جنگ‌ پر‌هزینه، یک امنیت پایدار ایجاد کند.‌ قبل از وقوع جنگ، فرماندهان ایرانی بارها اعلام کرده بودند اگر جنگی رخ دهد، از نظر ایران این جنگ باید آخرین جنگ باشد.

همانگونه که گفته شد ایران با استناد به سیاست‌های ضدایرانی ترامپ، معتقد است در صورت وقوع آتش‌بس بدون اخذ تضمین‌های امنیتی لازم، بعید است ترامپ مجددا به ایران حمله نکند. به همین خاطر ایران با توجه به ملاحظات و نگرانی‌های آمریکا نسبت به تداوم این جنگ، معتقد است باید هزینه‌ها و خسارات این جنگ برای آمریکایی‌ها بیش‌تر و ملموس‌تر شود. بر همین اساس ایران در پاسخ به واسطه‌ها، این 2 شرط را برای پذیرش آتش‌بس اعلام کرده است: 

1: اخذ تضمین‌های محکم مبنی‌ بر عدم تکرار حمله به ایران

2: دریافت غرامت از متجاوزان.

در مورد اول، برای اینکه تضمین عدم حمله به ایران محکم شود، ایران تاکید دارد پایگاه‌های آمریکا از منطقه برچیده شود یا به سطح مورد نظر تهران کاهش یابد.

پس از شهادت سردار شهید سپهبد حاج‌قاسم سلیمانی، ایران اعلام کرد انتقام اصلی خون آن شهید والامقام، اخراج آمریکایی‌ها از منطقه است. اکنون در جنگ فعلی، ایران شرایط و زمینه را برای تحقق این هدف و انتقام فراهم می‌بیند.

بنابراین یکی از ابزارهای لازم برای اخذ تضمین امنیتی از سوی ایران، برچیده شدن پایگاه‌های نظامی آمریکا از منطقه یا کاهش شدید آنها به نحوی است که امکان حمله مجدد به ایران را نداشته باشند. این موضع ثابت و غیر قابل تغییر ایران از ابتدای جنگ است.ترامپ یا باید این شرط را بپذیرد یا منتظر بماند تا در هفته‌های آینده جنگ، واقعیت‌های میدان بر زمین سیاست تحمیل شود.

عبرت؛ مهم‌ترین تضمین

تضمین عدم تکرار حمله به ایران، موضوعی نیست که بتوان آن را در لابه‌لای مذاکرات سیاسی و واسطه‌گری طرف‌های مختلف یافت. حتی ترکیب میانجی‌ها و اینکه کشورهای بزرگ دنیا واسطه این تضمین شوند نیز نمی‌تواند قابل اتکا باشد. ماهیت و هویت استکباری آمریکا مهم‌ترین عامل بی‌اعتباری تضمین است. عنصری مانند ترامپ هم اساسا فاقد اعتبار لازم برای پذیرش تضمین است.‌

به معنای ساده، تضمین آمریکای ترامپ، در هر حالتی فاقد وجاهت و اعتبار است. تضمین زمانی معتبر می‌شود که تضمین‌دهنده توان، تمایل و رغبتی برای حمله به ایران نداشته باشد. به همین خاطر، بزرگ‌ترین تضمین برای عدم تکرار حمله به ایران، تبدیل این جنگ به یک درس عبرت بزرگ برای ترامپ است.

هزینه‌ها و خسارات این جنگ برای آمریکا باید به سطحی برسد که برای ترامپ به یک عبرت تبدیل شود.

بیش‌تر کارشناسان، تداوم جنگ را خط قرمز آمریکا می‌دانند. حتی مقامات ارشد پنتاگون قبل از حمله آمریکا به ایران به ترامپ هشدار داده بودند در صورتی که زمان جنگ بیش‌تر از برنامه‌ریزی‌ها شود هزینه‌ها و خسارات آمریکا به شدت افزایش می‌یابد. بنابراین، مساله تضمین مشخص است.

اظهارات مقامات ایران و همینطور پیام اخیر رهبر انقلاب نشان می‌دهد موضع ایران درباره جنگ و به تبع آن آتش‌بس، بر اساس یک دکترین دفاعی اتخاذ شده است.

اقدامات ایران در میدان رزم، اظهارنظرهای سیاسی،‌ اتخاذ مواضع دیپلماتیک و حتی تمهیدات مربوط به مایحتاج عمومی بر اساس یک استراتژی منسجم و منطبق بر این دکترین دفاعی انجام شده و می‌‌شود.

معادله جنگ به مرور از میزان حملات طرفین به میزان تاب‌آوری طرفین تغییر کرده است. تحلیلگران و کارشناسان بین‌المللی با استناد به رفتار ایران معتقدند در معادله تاب‌آوری، آمریکا در موقعیت ضعیفی قرار دارد. تضمین مورد نظر ایران دقیقا در چنین معادله‌ای پیدا می‌شود.

منبع: وطن امروز

انتهای پیام/