مشت‌گره‌کرده...

به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، محمدمهدی همت فرزند شهید همت دل نوشته ای برای سالگرد پدرش نوشت: همراه برادرم در دوران راهنمایی، در سالگرد پدر با یک نقشه خانواده پدری را تحت فشار گذاشتیم و تنها به خانه پدرپزرگ برگشتیم تا بتوانیم عکسی از پیکر پدر را که می‌دانستیم کجاست را برای اولین بار ببینیم.

قریب به ده سال از شهادت پدرم گذشته بود و ما احساس می‌کردیم حق‌مان است که او را، بخشی از زندگی‌مان را ببینیم و دیدیم.

دو چیز در تمام این سال‌ها روح من را خراش می‌داد، اول اینکه چرا اجازه دادم برادرم آن تصویر را ببیند و غمی عمیق را از خانه با خود بیرون بیاورد و دومی توی تصویر بود: پدرم توی آن عکس سیاه سفید پیکری بود که سر نداشت و پیکری بدون دست چپ از او مانده بود و ترکش‌های ریز و درشت پیراهن‌اش را نقاشی کرده بودند. آن‌چه اما بیش از همه در خاطر من ماند دست راست پدر بود که با مشتی گره کرده خم شده و روی شکم‌اش بود.

فکر این‌که یک لحظه پدرم چه دردی احساس کرده که مشتش را جمع کرده روزی هزار بار مرا می‌کشت، درد لحظه آخر را هر روز توی استخوان‌های کوچک و بزرگ تن‌ام مرور می‌کردم و به‌جای پدرم جان می‌دادم، در حالی که مشت دست‌ام را گره کرده بودم و فشار می‌دادم.

غم این سال‌ها مثل آتشی بود که تن خسته‌ام را می‌سوزاند، اما امشب آب سردی روی پیکر گداخته‌ام ریختند. پیام رهبر انقلاب انگار سی سال بعد از آن آتش سوزان آرام‌ام کرد، حالا مشت گره کرده برایم معنای دیگری دارد.

پدرم در آخرین لحظات ماموریت‌اش مسیر را به ما نشان می‌داد و ما نمی‌دیدیم. خدای را شکر که یک نفر ما را، همه ما را از خواب بیدار کرد.

محمدمهدی همت

21 اسفندماه 1404

انتهای پیام/