یادداشت | بوطیقای شهادت رهبر
- اخبار ویژه نامهها
- اخبار حوزه و روحانیت
- 23 اسفند 1404 - 21:44
خبرگزاری تسنیم ـ علیاصغر اسلامی تنها؛ بوطیقای فرهنگ به معنای «چگونگی ظهورِ معنا در قالبهای حسی» است. در فرهنگ اسلامی، شهادت جاری شدن خون در راه خدا و برای خدا، رخدادی ملکوتی است لذا از هر قاب ملکی بیرون میزند. آن را نمیتوان در قاب عکسی بر دیوار خانه ای، یا در گزارشهای رسمی محصور کرد به ویژه اگر شهید، رهبر باشد. هرگاه خونِ رهبری محبوب بر زمین ریخته شود، نه در چارچوب خبر که در متن زندگی مردم جاری میگردد. این همان راز بوطیقایی شهادت است. رخدادی که از همهی قابها بیرون میزند تا در قابِ بزرگتری به نام «زیست روزمره» جای گیرد. قابی که نه بر دیوار که بر دلها و کوچهها و آیینها نقش میبندد.
آنچه امروز در جهان ایرانی می بینیم آن است که شهادت رهبر به سرعت در زندگی مردم «ظهور» یافته. خون او که در لحظهای خاص و مکانی مشخص ریخته شده، در سراسر جغرافیای ایران (بلکه امت اسلامی) و در تمام ساعات شبانهروز «حاضر» شده و میشود. راز آن در پیوند وجودی «امام» با «امت» نهفته است؛ پیوندی که در آن، رهبر نه موجودی جدا از مردم، که «تجلیِ خودجمعی» آنان است. امام و رهبر صرفاً یک کارگزار سیاسی نیست. او «آینهای» است که امت خود را در آن میبیند. مردم در وجود رهبر، آرمانها، هویت و جهتگیری جمعی خویش را نظاره میکنند. شهادت رهبر «به نمایش درآمدنِ تمامنمای» آن هویت جمعی است.
امروز همه می بینند که چگونه شهادت رهبر، به سرعت، به جهت رسوخ درساختارهای روزمره جمعی در «قاب زندگی مردم» جای میگیرد. حضور در زبان، نخستین قابی است که زندگی مردم برای شهید میگشاید. امام شهید امت، رهبر شهید ایران امروز واژگانی پر بسامد در گفتار مردم شده اند. آیین ها ُ مراسم های جمعه و جماعت، راهپیماییها، شبهای قدر حضور، همگی به صحنههایی برای «حضورِ دوبارۀ» رهبر شهید بدل شده اند. آیینها، قابهای زمانیِ شهادتاند؛ لحظاتی که زمان خطی متوقف میشود و مردم با شهید خود در زمان قدسی دیدار میکنند. هنر مردمی، نیرومندترین قاب برای حضور شهید در زندگی مردم است. هنر با تخیل خلاق خود، مرزهای زمان و مکان را درمینوردد و شهید را به «همیشه و همهجا» میبرد.
بوطیقای مردمی شهادت رهبر، در قاب زندگی مردم پر آفرینش است. اما شاید تأثیرگذارترین آنها، «کودکان» باشد. کودکانی که عکس رهبر شهید را بر سینه میزنند، شاید او را درک نکنند، اما «حضور او را حس و منتشر میکنند». در کنار آن، عکس رهبر شهید بر شیشه ماشین ها،دیوار خانهها و مغازهها، «قابهای کوچکی» هستند که هر یک، تکّهای از آن قاب بزرگ زندگی مردم را نشان میدهند. البته عکس، هر قدر هم که گویا باشد، از بازنمایی تمامعیار شهادت ناتوان است. شهادت، «حضورِ غایب» است؛ چیزی که در عکس نیست، اما از پشت عکس به ما مینگرد. بوطیقا، هنرِ دیدنِ آن «غایبِ حاضر» است. مردم، با نگاه به عکس رهبر شهید، نه فقط چهرهی او، که تمام آن حقیقتِ نادیده را میبینند: ایستادگی، عزت، مقاومت، و پیروزیِ نهایی.زندگی مردم، با «قصه» عجین است. شاید عمیقترین لایهی بوطیقای شهادت رهبر در قاب زندگی مردم، به «نسلهای آینده» مربوط شود. مادرانیکه امروز شاهد این رخدادند، راویان آن برای کودکان هستند. آنان به فرزندان خود از شهید رمضان گفته و خواهند گفت.
شهادت رهبر در قاب زندگی مردم، نه یک «پایان» که یک «آغاز» است. پایانِ حیاتِ طبیعی و ملکی یک فرد، و آغازِ حضورِ ملکوتی و معنایی او در تمام ساحتهای زیست جمعی. او از آن پس، در زبان مردم جاری است، در آیینهایشان حضور دارد، در مکانهای زندگیشان نقش بسته، در هنرشان متجلی، و در خاطراتشان ماندگار. بوطیقای شهادت، هنرِ دیدن این «حضورِ منتشر» است. هنری که به مردم میآموزد چگونه با شهید خود زندگی کنند، چگونه با او سخن گویند، چگونه از او نیرو گیرند، و چگونه راه او را ادامه دهند.
رهبر شهید، اکنون دیگر نه در دفتر کار خود، بلکه نزدیک@تر در خانهها، کوچهها، دلها مردم حاضر است. او به «مِلک و ملکِوت مردم» درآمده. ملک و ملکوتی که هیچ قدرتی نمیتواند از آنان بگیرد. و این، بزرگترین پیروزیِ شهادت است: پیروزیِ حضور بر غیاب، ماندن بر رفتن، و زندگی بر مرگ.
*عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع)