روایتی از زندگی شهید حسن بیات؛ 14 سال مرزبانی و یک پایان آسمانی

به گزارش خبرگزاری تسنیم از زنجان، در ‌حمله آمریکایی‌ ـ‌ صهیونیستی در ارومیه، دو تن از خدمتگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران به مقام رفیع شهادت نائل آمدند.

در این حمله، علی بیات از بازنشستگان شرکت آب منطقه‌ای زنجان که برای دیدار فرزندش به ارومیه سفر کرده بود، به همراه فرزندش سرهنگ حسن بیات از کادر نیروی انتظامی ارومیه در خانه‌های سازمانی هدف حمله‌ای ناجوانمردانه قرار گرفتند و به شهادت رسیدند.

شهادت این پدر و پسر، بار دیگر عمق کینه دشمنان انقلاب اسلامی نسبت به مدافعان امنیت کشور و حتی خانواده‌های آنان را نمایان کرد؛ حادثه‌ای تلخ که داغی سنگین بر دل خانواده‌های آنان و جامعه امنیتی کشور برجای گذاشت.

شهید زنده 

قرار بود سه چهار سال برویم پیرانشهر و دوباره برگردیم زنجان، اما او شغلش را دوست داشت. با وجود گذراندن دوره و امکان بازگشت به شهرمان، با علاقه به خدمت در آذربایجان غربی ادامه داد. حدود چهارده سال مرزبان بود.

مأموریت‌های طولانی، تنهایی‌های پی‌درپی و کمتر سر زدن به خانه نشان از مسئولیت‌پذیری بالای حسن‌آقای بیات داشت. گاهی 10 روز به خانه نمی‌آمد. دلم تنگ می‌شد و تلفنی صحبت می‌کردیم، اما هیچ چیز جای خالی او در خانه را پر نمی‌کرد.

وقتی به خانه می‌آمد، همه جا با هم می‌رفتیم؛ حتی برای خرید نان. با وجود اینکه کمتر در خانه بود، به محض رسیدن، در کارهای خانه کمک‌حالم می‌شد.

مادر حسن‌آقا هم می‌گفت در خانه پدری بسیار به مادرش کمک می‌کرد؛ از شستن ظرف‌ها گرفته تا خرید و هر کاری که از دستش برمی‌آمد. خوش‌اخلاقی و حسن رفتار او زبانزد همه بود.

یکی از فرماندهان به او لقب «شهید زنده» داده بود؛ چرا که مرزبانی با خون او عجین شده بود. یک بار در حین مأموریت از بالای کوه سقوط کرد و دو رباط پایش پاره شد. در ماه رمضانی دیگر نیز هنگام انجام مأموریت، خودروی او به دره سقوط کرد.

بار دیگر پس از کمک به عبور نیروهایش از پل فلزی اشنویه در رودخانه سقوط کرد و مدتی اثری از او نبود؛ تا جایی که به فرماندهی اعلام کردند شهید شده است، اما به شکلی معجزه‌آسا با برخورد به صخره‌ای پیدا شد و جان سالم به در برد.

از این دست اتفاقات در سال‌های خدمت او برای این مرز و بوم کم نبود.

اما این ماه رمضان برای نخستین بار تنها رفت و مرا با خود نبرد. او پر کشید به سوی حق تعالی و از مرز تا خدا رفت و من ماندم با اندوهی بزرگ. حسن‌آقا سرانجام به آرزویش رسید و در حمله دشمن آمریکایی‌ـ‌صهیونیستی در ارومیه در کنار پدر بزرگوارش که از رزمندگان دفاع مقدس بود، به فیض رفیع شهادت نائل آمد.

 روایت از منیره زینالی بر اساس خاطرات همسر شهید حسن بیات

انتهای پیام/