میدان شهرداری تا میدان مقاومت؛ رشت در شب‌های حماسه

به گزارش خبرگزاری تسنیم از رشت، در این شب‌های حساس که سایه جنگ و حماسه بر آسمان ایران زمین گسترده شده، میدان شهدای ذهاب رشت به یکی از نمادهای اصلی مقاومت مردمی تبدیل شده است، در «قرار سیزدهم» علی‌رغم همه تهدیدها این تجمع نه‌تنها فروکش نکرد، بلکه با طنین رجزهایی سنگین‌تر، لرزه بر اندام بدخواهان ایران انداخت. 

صدای دنگ دنگ ساعت بزرگ عمارت شهرداری رشت در میان غرش رجزها گم شده است، اینجا زمان ایستاده، اما تاریخ در حال حرکت است، این میدان دیگر یک تفرجگاه نیست؛ قلبی است که برای ایران می‌تپد. 

میدان شهدای ذهاب رشت برای سیزدهمین شب متوالی شاهد تجمع گسترده و خودجوش اقشار مختلف مردم بود، در این برنامه که تحت عنوان «قرار سیزدهم» برگزار شد، شهروندان رشتی با حضور در مرکز شهر، بر ادامه پایداری در برابر تجاوزات اخیر دشمن آمریکایی صهیونیستی و میثاق با رهبری جدید تأکید کردند. 

حضور پررنگ خانواده‌ها و جوانان هیئتی در کنار ابراز احساسات نسبت به شهادت رهبر فقید و بیعت با حضرت آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای، از نکات قابل توجه این تجمع بود، این تجمع‌های شبانه به الگویی برای سایر شهرهای استان گیلان جهت انسجام‌بخشی به جبهه مقاومت تبدیل شده و نشان می‌دهد در بیشه سرفراز میرزا، خواب از چشم شغالان ربوده است. 

بشنوید این طنین گام‌های لشکری است که از تبار «میرزا کوچک جنگلی» قد علم کرده‌اند، میدان شهدای ذهاب امشب نه یک میدان، که «مقتل دشمن» و «میعادگاه یاران» است، رشتی که به میهمان‌نوازی شهره بود، حالا برای دشمنان وطن، رجزی بلند است که همچون پتکی بر سر بدخواهان این سرزمین کوبیده می‌شود. 

سیزده شب است که چراغ این میدان به خون جگر روشن است و لب‌ها به ذکر «یا حیدر» متبرک، ای غاصبان بزدل و ای بوم‌های بدشگون که خیال کرده‌اید با وزش باد، سروهای سرکش ما خم می‌شوند؛ نگاهی به میدان شهدای ذهاب شهرداری بیندازید! این مردم، فرزندان همان کسانی هستند که در مشروطه و نهضت جنگل، پشت استبداد را به خاک رساندند. 

ما را از شب‌های تاریک ملالی نیست، که ستاره‌های ما، خون‌های پاک ریخته شده در راه قدس و وطن است، بیعت ما در این قرار سیزدهم، امضای سرخی است بر پای عهدنامه‌ای که جز با حذف صهیونیست و محو باطل، شکسته نخواهد شد، رشت بیدار است و این بیداری، آغاز پایان شماست. 

می‌گویند رشت شهر زندگی است، اما سیزده شب است که معنای زندگی در اینجا عوض شده؛ زندگی یعنی ایستادن، یعنی فریاد زدن در دهان استکبار، یعنی نشاندن داغ حسرت بر دل کسانی که خیال کردند با طوفان ترور و بمباران، شعله این چراغ خاموش می‌شود. 

در قرار سیزدهم، وقتی به میان مردم رفتم و صمیمانه پرسیدم، چرا آمده‌اید و یکی از غیورمردان گیلک جواب داد: گوش کن! این صدای پای سربازانی است که بیعت‌شان را با خون مطهر رهبر شهیدشان نوشته‌اند و گوش‌به‌فرمان رهبر سربلند خویش، برای نبردی نهایی هم‌قسم شده‌اند، دشمن بداند؛ میدان ما نه با موشک خالی می‌شود و نه با تهدید. 

دور میدان را با دوربین گوشی‌ام رصد می‌کنم تا ثبت شود این برگ برگ تاریخ که با حضور غیورمردان و شیرزنان گیلان رنگ سلحشوری و صلابت به خود گرفته است، دورتادور میدان شهدای ذهاب نشان شجاعت دارد و هر کس در حد توان می‌کوشد نقشی در این حماسه‌سازی داشته باشد. 

موکب‌ها و محفل‌های مختلف فکری از دانشگاهیان تا مردم عادی همه در تلاش و تکاپو برای زیباتر ساختن این شبها، خالصانه و خستگی‌ناپذیر ایستاده‌اند برای اتحاد و باهم بودن تا سکانس به سکانس حماسه در دوربین‌ها ثبت شود. 

یکی از موکب‌ها خادمیاران رضوی به ارائه خدمات پزشکی و درمانی می‌پردازند و پذیرای مردم این دیار پرصلابت هستند، چادرهای بزرگی برای بازی بچه‌ها تعبیه شده که والدین کودکان خود را به مربیان می‌سپرند تا بازی و حماسه باهم ترکیبی شود که بر جان و دل کودکان حک شود. 

خبرنگاران می‌کوشند تا صحنه‌ای را ازدست ندهند و همه لحظات را ثبت کنند، هرچند هیچ دوربین و قلمی را یارای ادای حق مطلب و بیان این صحنه‌های ایثار و حماسه نیست. 

انتهای پیام/