یادداشت | حکمرانی ولایت فقیه؛ حاکمیت شایستگیها
- اخبار ویژه نامهها
- اخبار حوزه و روحانیت
- 23 اسفند 1404 - 11:36
خبرگزاری تسنیم ـ بهزاد حمیدیه*؛ ولایت از آنِ خدا و رسول و اولیالامر است. این را همه از قرآن آموختهایم. و استمرار آن در عصر غیبت توسط فقیه جامعالشرایط، آنچنان که صاحب جواهر میفرماید، بدیهی است (جواهر الکلام ج21 ص397). و بهبیان امامخمینی تصورش موجب تصدیق میشود. بنابر این، تنقیح تصوری که از ولایت داریم بسیار زیربنایی است.
مفهوم ولایت اگر درست درک شود، موروثی نبودن آن، کاملاً هویدا میشود. ولایت، حاکمیت سیاسی صرف نیست تا مانند پادشاهی، بتواند به ارث برسد و در یک خانواده، از یکی به دیگری انتقال یابد. برای درک مفهوم ولایت و تفاوت آن با سلطنت، باید به چند نکته توجه شود.
1.ولایتی که به فقیه نسبت داده میشود، از همان سنخ ولایتی است که به خدای متعال منتسب شده است. پس نمیتواند امری اعتباری و وابسته به جعل و قرارداد باشد بلکه تکوینی و ریشهدار در واقعیت است.
2.«النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم». ولایت رسول خدا بر مردم، شدیدتر و قویتر از ولایت هر فرد بر خویشتن است. پس ولایت، امری موکول به انسانها نیست و رتق و فتقش در دست فرد یا جامعه انسانی قرار ندارد.
3.موضوع ولایت، وصف عنوانی است یعنی ولایتفقیه مشروط است به دستهای از صفات چون تقوا و شجاعت و تدبیر. پس ولایت، شخص محور نیست بلکه عنوان محور است.
بدینسان، در ذات مفهوم ولایت، سه مؤلفه نهفتهاست: اعتباری نبودن، در ید اختیار انسانها قرار نداشتن و شخص محور نبودن. مفهومی با این سه مولفه چطور میتواند موروثی باشد؟
در عرصه عمل و رخداد، ممکن است همچون امامت در باور شیعیان که سلسله پدر-فرزندی داشته است، ولایت هم از فقیه پدر به فقیه پسر منتقل شود چه اینکه رابطه ابوت و بنوت همان گونه که موجب انتقال ولایت نیست، مانع از آن هم نمیشود. ولایت، خودبهخود و بر اساس قضیه حقیقیه، بر دوش آن فقیهی مستقر میشود که بهصورت برآیند، در جامعیت صفات لازم، بر دیگران ارجح باشد. همبر اوست که اعمال ولایت کند و همبر عهده عموم ملت که از او تبعیت کنند.
سازِ کار خبرگان، تنها برای کشف این امر واقع و حقیقی است نه برای تعیین و انتخاب. در ثبوت این حق و تکلیف بر عهده فرد الیق، پدر و فرزندی جایی ندارد نه ایجابا و نه سلبا. بهبیان فنیتر، صفات و شایستگیها اعم از تفقه و تقوا و پاکدستی و تدبیر و شجاعت، عرض ذاتی ولایتاند و رابطه پدر و فرزندی، از عوارض غریبه آن.
حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای، برترین فقیه واجد اوصاف و ملاکهای لازم ولایت تشخیص دادهشدهاند. این تشخیص، استنادی بسیار قوی و مستحکم دارد زیرا مستند است به رأی قاطبه خبرگان ملت که فاضلترین معتمدان مردم محسوب میشوند و به تایید و پشتیبانی مراجع عظام و بسیاری از شخصیتهای حوزوی، دانشگاهی، سیاسی، فرهنگی و نظامی.
اینهمه، کاشف است از ولایت مشروعی که در واقعیت خارجی بر عهده ایشان آمده است و استقبال پرشور مردمی هم مقبولیت آن را ایجاد میکند؛ جمع مشروعیت و مقبولیت. این پشتوانه قدرتمند جایی برای شبهه سست بنیان موروثیت باقی نمیگذارد. اگر خبرگان صرفاً بهدلیل ولایت امام شهید، حضرت سید علی حسینی خامنهای، از اعلام ولایت فرزندش سر باز میزدند آنگاه میبایست از این پس، اعطای درجه دکتری به فرد تحصیل کرده و تز گذرانده، صرفاً بهدلیل مدرکِ دکترای پدرش، ممنوع میشد!
ما مفتخریم پس از قرنها پادشاهی و انتقال بیمبنا و نابخردانه سلطنت از پدر به فرزند، آن هم فرزندی که غالباً نالایق و ناکارآمد بود به دوران حاکمیت شایستگی، لیاقت و خصال نیکو رسیدهایم، دورانی که مشروعیت حاکم، از خصوصیت فردی یا خانوادگی و طائفهای خارج شده و حول دانش، تدبیر و پاکدستی میچرخد. امروز دوران حاکمیت حکیمان است، دوران ریاست اخلاق فاضله است و دوران تفوق دینداران است.
*عضو هیأت علمی دانشگاه تهران
انتهای پیام/