سومین شب قدر در لرستان/ بیعت زیر باران

به گزارش خبرگزاری تسنیم از خرم‌آباد، سومین شب قدر در لرستان، با تاریکیِ کهربایی خود آغاز می‌شود. در این تاریکی خش‌خش ورق‌های قرآن از ده‌ها نقطه بلند می‌شود، صدایی نازک و قدسی که گویی بال فرشتگان را به یاد می‌آورد.

نفس‌های عمیق و بریده از شدت تضرع، سرفه‌های آرام پیرمردان در گوشه‌های محراب، و ناله‌های زیرلبی که از اعماق دل برمی‌خیزد: «یا علی... یا کریم...».

این صداها با آوای جوشن کبیر درمی‌آمیزد. محراب شب قدر چهاردیواری مسجد نیست؛ تمام شهر محراب است. خیابان‌ها، سجاده‌اند. سنگفرش‌های قدیمی، مهر.

مردم، در هر گوشه‌وکناری نشسته‌اند. جوانی تکیه به دیوار آجری داده و چشمانش را بسته. پیرزنی، مهرش را بر سنگ سرد پیاده‌رو نهاده و در سجده‌ای طولانی فرورفته، پیشانی‌اش بر سنگ، گویی با زمین راز می‌گوید.

باران، در سومین شب قدر همه‌چیز را به‌هم پیوند داده. صدای باران، گاه مانند صدای تسبیح خدا است. در مسجد جامع، منبر شب قدر برپاست. خطیب از ضربت امام علی می‌گوید، از شب‌های قدر و نزول تقدیر.

اما سپس صدایش را بالا می‌برد: عبادت ما امشب، در خیابان‌های شهرمان تکمیل می‌شود. بودن ما در این باران، نشانۀ عهد ماست. عهد با خدا، با شهید محراب، و با این سرزمین!

جماعت، با فریاد «یا علی» و «لبیک یا خامنه‌ای» پاسخ می‌دهند. این فریاد، از زیر سقف مسجد بیرون می‌زند، به حیاط می‌رسد، و با صدای باران درمی‌آمیزد، و سپس به خیابان‌های اطراف سرریز می‌کند.

سحرگاه نزدیک می‌شود. باران کم‌سوتر شده، اما هنوز می‌بارد. خیابان‌ها هنوز پر است. این شب، فقط شب نزول قرآن نیست. شب نزول عهد است. عهدی بین مردم و آرمان‌های رهبر شهید.

نزدیک‌های سحر، حتی زمزمه‌ها نیز قطع می‌شود. گویی تمام شهر، در حالتی از انتظار جمعی فرو رفته، نفسی در سینه حبس کرده تا فرشتگان را در لحظهٔ عروج بدرقه کند.

صدای اذان سحر همچون شکافتن پردهٔ آسمان است که میان خلق و خالق کشیده شده بود. اذان، هم پایان شب قدر را اعلام می‌کند و هم آغاز بیعتی دیگر را در زیر باران.

انتهای پیام/