یادداشت| خیابان‌هایی که معادله جنگ را تغییر دادند

خبرگزاری تسنیم – یزد - جنگی که این روزها علیه ایران شکل گرفته، تنها یک رویارویی نظامی میان کشورها نیست؛ بلکه میدان آزمون اراده‌ها و محاسبات سیاسی نیز هست. در آغاز این جنگ، یکی از مهم‌ترین برآوردهایی که طراحان جنایتکار آن در ذهن داشتند، فروپاشی حمایت مردمی از نظام جمهوری اسلامی بود. آنان گمان می‌کردند فشار نظامی و ایجاد ناامنی در داخل کشور می‌تواند شکافی جدی میان مردم و حاکمیت ایجاد کند و فضای داخلی ایران را به نقطه‌ای از بی‌ثباتی برساند که ادامه جنگ برای ایران دشوار شود.

بر همین اساس، یکی از امیدهای اصلی طراحان جنگ این بود که خیابان‌های ایران به صحنه اعتراضات گسترده علیه نظام تبدیل شود. در محاسبات آنان، فشار روانی ناشی از جنگ، حملات نظامی و تهدید امنیت شهرها می‌توانست مردم را به سمت فاصله گرفتن از حاکمیت سوق دهد. این تصور که جامعه ایران در برابر فشارهای بیرونی تاب‌آوری محدودی دارد، بخشی از همان محاسبه‌ای بود که دشمنان ایران بر پایه آن به آغاز این رویارویی تن دادند.

اما آنچه از نخستین روزهای جنگ در شهرهای مختلف ایران دیده شد، مسیری متفاوت با این پیش‌بینی‌ها را نشان داد. خیابان‌ها نه به میدان تقابل مردم با نظام، بلکه به صحنه‌ای برای ابراز همبستگی ملی تبدیل شدند. حضور مردم در تجمعات، راهپیمایی‌ها و صحنه‌های مختلف اجتماعی نشان داد که جامعه ایران در مواجهه با تهدید خارجی، رفتاری متفاوت از آنچه طراحان جنگ تصور کرده بودند از خود بروز می‌دهد.

وقتی خیابان برخلاف محاسبات دشمن شکل گرفت

با گذشت روزهای نخست جنگ، دامنه حملات تنها به اهداف نظامی محدود نماند و در برخی موارد مناطق مسکونی نیز هدف قرار گرفتند. این حملات که با هدف ایجاد هراس عمومی و برهم زدن آرامش جامعه صورت گرفت، تلاش داشت زندگی روزمره مردم را مختل کند و فضای روانی کشور را به سمت اضطراب و ناامیدی سوق دهد. در بسیاری از جنگ‌ها، چنین حملاتی پس از آنکه تحقق اهداف از پیش تعیین شده امکان پذیر نیست، با هدف شکستن روحیه اجتماعی و ایجاد فاصله میان مردم و حاکمیت انجام می‌شود.

در میان تلخ‌ترین رخدادهای این روزها، بمباران عمدی مدرسه‌ای در شهر میناب با موشک‌های آمریکایی آن هم در روز نخست شورع جنگ تحمیلی رمضان، جایگاه ویژه‌ای در حافظه جمعی مردم پیدا کرده است؛ حادثه‌ای که در آن بیش از 160 کودک جان خود را از دست دادند و موجی از اندوه و تأثر در سراسر کشور به وجود آورد. این واقعه، نمادی از خشونت جنگی و جنایتی عظیم بود که نه تنها زیرساخت‌ها بلکه بی‌گناه‌ترین اقشار جامعه را نیز هدف قرار داد و احساسات عمومی را به شدت تحت تأثیر قرار داد.

با این حال، واکنش جامعه ایران به این حوادث، برخلاف آن چیزی بود که طراحان این حملات انتظار داشتند. به جای عقب‌نشینی یا فاصله گرفتن از صحنه، حضور پرشور، حماسی و بصیرانه مردم در خیابان‌ها و عرصه‌های مختلف اجتماعی پررنگ‌تر شد. در بسیاری از شهرها، مردم با حضور در تجمعات و آیین‌های همبستگی نشان دادند که درد مشترک ناشی از این حوادث، نه عامل واگرایی، بلکه به عاملی برای تقویت همدلی و ایستادگی تبدیل شده است.

از میناب تا شهرهای دیگر؛ درد مشترک، اراده مشترک

در تجربه بسیاری از جنگ‌ها، روشن شده است که قدرت نظامی به تنهایی ضامن پیروزی نیست؛ آنچه به توان دفاعی یک کشور معنا و پایداری می‌بخشد، پشتوانه اجتماعی آن است. در ایران نیز این روزها پیوند میان روحیه عمومی جامعه و توان دفاعی کشور بیش از هر زمان دیگری خود را نشان داده است. حضور چشم‌گیر و پرشور مردم در صحنه، پیام روشنی از اعتماد و همراهی با نیروهای مدافع کشور مخابره می‌کند و همین همراهی، روحیه‌ای مضاعف در جبهه‌های دفاعی ایجاد می‌کند.

در کنار این پشتوانه اجتماعی، توان موشکی و قدرت نظامی ایران به عنوان یکی از عوامل بازدارنده و تعیین‌کننده در معادلات جنگ مطرح است. این توان دفاعی، زمانی بیشترین اثر خود را نشان می‌دهد که از حمایت و همبستگی داخلی برخوردار باشد. ترکیب اقتدار نظامی با انسجام اجتماعی، معادله‌ای را شکل می‌دهد که می‌تواند بسیاری از محاسبات طرف مقابل را دگرگون کند.

از همین رو، آنچه امروز در صحنه داخلی ایران دیده می‌شود تنها یک واکنش احساسی به جنگ نیست، بلکه نشانه‌ای از شکل‌گیری یک همبستگی ملی در برابر تهدید خارجی است. در چنین شرایطی، پیروزی در این نبرد نه صرفاً حاصل توان نظامی، بلکه نتیجه هم‌افزایی میان اقتدار دفاعی و وحدت مردم خواهد بود؛ معادله‌ای که می‌تواند مسیر این جنگ را به سود ایران تغییر دهد.

فرمول پیروزی؛ اقتدار موشکی و وحدت ملی

در معادلات پیچیده جنگ‌ها، گاه آنچه سرنوشت میدان را رقم می‌زند تنها تجهیزات نظامی یا تعداد نیروها نیست، بلکه روحیه و اراده یک ملت است. تجربه روزهای اخیر نشان داده است که در کنار توان عظیم دفاعی و قدرت بازدارندگی ایران و همچنین پاسخ‌های کوبنده و پشیمان کننده نیروهای مسلح به متجاوزان خونخوار و جنایتکار، حضور و همبستگی مردم به یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های ملی تبدیل شده است. مردمی که در سخت‌ترین شرایط نیز صحنه را ترک نکرده‌اند، در واقع پشتوانه‌ای برای استمرار مقاومت و ایستادگی کشور فراهم کرده‌اند.

قدرت موشکی و توان نظامی ایران بی‌تردید یکی از عوامل تعیین‌کننده در این نبرد به شمار می‌آید، اما این قدرت زمانی بیشترین اثر خود را در میدان نشان می‌دهد که از حمایت اجتماعی برخوردار باشد. هنگامی که جامعه در کنار نیروهای دفاعی قرار می‌گیرد، پیام روشنی به طرف مقابل ارسال می‌شود، «اینکه فشار نظامی و حملات پراکنده نمی‌تواند اراده یک ملت را درهم بشکند.» چنین پیوندی میان میدان نظامی و پشتوانه مردمی، همان عاملی است که بسیاری از معادلات جنگ را تغییر می‌دهد.

از همین رو، می‌توان گفت فرمول پیروزی در این نبرد تنها در سامانه‌های دفاعی یا تجهیزات پیشرفته خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در ترکیب دو عنصر اساسی شکل می‌گیرد: «اقتدار نظامی و وحدت ملی.» هرچه این دو مؤلفه در کنار یکدیگر تقویت شوند، چشم‌انداز عبور موفق از این مرحله نیز روشن‌تر خواهد شد؛ مسیری که در آن ملت و توان دفاعی کشور در کنار هم، مهم‌ترین سرمایه ایران برای آینده به شمار می‌آیند.

یادداشت از حامد سلطانی

انتهای پیام/781