خاک شمال تا جنوب کشور را در مشت‌هایمان نگه می‌داریم

به گزارش خبرگزاری تسنیم از زنجان، در یاد و خاطرۀ ملتی که هر روز بر عزم و اراده‌اش افزوده می‌شود، نه تنها کلمات، بلکه احساسات و شور و شوقی پنهان وجود دارد که در میان کوچه‌ها و خیابان‌ها زنده است. جایی که آوای امید و ایستادگی غرق در سکوت شب‌های رمضان، روح حاضر را در برابر چالش‌ها و فقدان‌ها می‌پروراند.

در اینجا، ما با قلبی پر از غم، اما عزمی راسخ، امکان تقسیم درد و اندوه خود را دریافته‌ایم و آموخته‌ایم که چگونه می‌توانیم همراه با یکدیگر، در برابر سختی‌های زندگی ایستادگی کنیم. سحرگاه‌های رمضان تجلی‌گاه تعهد ما به یاد بزرگ‌مردانی است که هرگز فراموش نخواهیم کرد و دستانی که به آسمان برمی‌خیزند، گواهی بر تعلق خاطر ما به سرزمین و ارزش‌هایی است که همچنان برای آن‌ها می‌جنگیم.

با ورود به دوره جدیدی از رهبری، ما جمله‌ای را به یاد سپرده‌ایم که می‌گوید: «دست خدا با جماعت است!» و حقیقتاً در این همبستگی، معنای واقعی زندگی و ایستادگی را درک کرده‌ایم. این ندا، نداهایی از مقاومت است که به گوش‌ها می‌رسد و بر دل‌ها تاثیر می‌گذارد، ما را به یاد می‌آورد که زنده‌ایم تا حق زندگی و مبارزه برای آینده را برای نسل‌های آینده ادا کنیم.

دست در دست یکدیگر، با عزم راسخ، ما همچنان در جاده‌های امید و ایستادگی گام برمی‌داریم و خاک وطن را با عشق و وفاداری در مشت‌های‌مان نگه می‌داریم، تا از یادمان نرود که ما زنده‌ایم و ایستاده‌ایم.

نویسندگان زنجانی هم در این بزنگاه تاریخ، در میانه جنگ و دفاع با هنرمندی به روایتگری رویدادها و اراده‌ها برای حفظ مام وطن می‌پردازند و در ادامه یادداشتی از لیلا دوستی‌فرد از حال و هوای جنگی و حملات تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی و آمریکا به کشورمان می‌خوانید:

"حق زندگی"
«وقتی در زمان سختی جا نمی‌زنید؛ قانون عالم تغییر می‌کند.»
ما این جملات را فقط در قاب کلمه نمی‌گوییم؛ 
بلکه هر روز در میادین و خیابان‌ها زندگی می‌کنیم. 
ما پی برده‌ایم که می‌شود غم را، هرچند که بزرگ باشد، مانند از دست داد رهبرمان، با هم‌وطنان تقسیم کنیم و از پا درش بیاوریم.
ما جرعه جرعه غم را فرو بردیم تا نور و شادی بدمد. 
در سحرگاه رمضان امسال 
وقتی ابوتراب با خاک یکی شد و سجده کرد و شمشیر فرق سر او را شکافت، 
ما با رگ و پی خود، از دست دادن امام را حس کردیم. 
اشک ریختیم و دستان‌مان را رو به آسمان بالا بردیم.
آن‌وقت که خبر انتخاب رهبر سوم انقلاب اعلام شد، این جمله را زندگی کردیم که
«دست خدا با جماعت است!»
هر شب که راهپیمایی و کاروان ماشینی شروع می‌شود،
آنگاه که سرودهای حماسی پخش می‌شود و الله اکبرها به آسمان بلند می‌شود، 
ما میم به میم مقاومت را زندگی می‌کنیم.
شده حتی خاک شمال تا جنوب کشور را در مشت‌های‌مان نگه می‌داریم؛ اما ذره‌ای به غریبه نمی‌دهیم. 
عزیزان ما در خاک این کشور خفته‌اند. 
165 شور زندگی، 165 دانش آموز که فقط عدد نیستند که تاریخ با گفتن تعدادشان گذر کند. 
ما زنده‌ایم تا حق زندگی آن‌ها را ادا کنیم
و آن حق ایستادگی است.

انتهای پیام/