به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، بیژن عبدالکریمی استاد دانشگاه، شامگاه 16 اسفندماه در یک برنامه تلویزیونی با نگاهی تاریخی و فلسفی به مسئله جنگ، تحولات نظم جهانی و وضعیت ایران پرداخت و مجموعهای از تحلیلها را درباره جایگاه کشور در جهان معاصر مطرح کرد. وی در آغاز سخنان خود با اشاره به سابقه تاریخی جنگ در تمدن بشری گفت: جنگ پدیدهای صرفاً سیاسی یا مقطعی نیست، بلکه بخشی از تاریخ زیست انسان بوده است. در طول تاریخ، کمتر دورهای را میتوان یافت که بشر از جنگ فاصله گرفته باشد. حتی در سنتهایی که بر صلح و محبت تأکید دارند، واقعیت تاریخی نشان میدهد که منازعه و جنگ همواره در کنار زندگی انسانی حضور داشته است.
عبدالکریمی در ادامه با اشاره به موقعیت تاریخی ایران اظهار داشت: ایران به عنوان یکی از مهمترین کانونهای تمدنی و معنوی جهان، در بیشتر ادوار تاریخی خود بیش از آنکه مهاجم باشد، در معرض تهاجم قرار داشته است. از حمله اعراب و مغولها تا فشارهای قدرتهای مدرن، تاریخ ایران آکنده از مواجهه با تهدیدهای بیرونی بوده است؛ با این حال این سرزمین توانسته هویت فرهنگی و معنوی خود را حفظ کند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به آنچه «وارونگی مفاهیم در نظام تبلیغاتی جهان» نامید اشاره کرد و گفت: در جهان امروز گاه بزرگترین ناقضان حقوق بشر خود را مدافع حقوق بشر معرفی میکنند و بزرگترین قدرتهای مداخلهگر پرچم مبارزه با تروریسم را در دست میگیرند. این وارونگی مفاهیم تا حدی پیش رفته که حتی برخی نخبگان نیز تحت تأثیر این روایتهای رسانهای قرار میگیرند.
این استاد دانشگاه نقش رسانهها را در شکلدهی به روایتهای جهانی تعیینکننده دانست و افزود: در بسیاری از موارد، رسانههای قدرتمند جهانی واقعیتها را به گونهای بازنمایی میکنند که جای قربانی و متهم تغییر میکند. به همین دلیل است که در برخی روایتها مقاومت یک ملت به عنوان تروریسم معرفی میشود و خشونت قدرتهای بزرگ در قالب دفاع از امنیت جهانی توجیه میشود.
عبدالکریمی در ادامه با تأکید بر هویت تاریخی ایران تصریح کرد: ایران یکی از کانونهای بزرگ معنوی در تاریخ جهان بوده و فرهنگ آن بر عناصر عمیقی همچون عشق، دوستی و معنویت استوار است. بنابراین اگر در مقاطعی سخن از جنگ یا مقاومت به میان میآید، این امر از سر میل به جنگ نیست، بلکه از منظر دفاع از هویت و بقای تاریخی یک ملت صورت میگیرد.
وی با اشاره به تحولات نظام جهانی معاصر اظهار داشت: به نظر میرسد جهان امروز به مرحلهای رسیده که بسیاری از ارزشهای اعلامشده تمدن غرب، از جمله آزادی و حقوق بشر، در عمل اعتبار پیشین خود را از دست دادهاند. آن آرمانهایی که زمانی قلبها را گرم میکردند اکنون جای خود را به منطق قدرت و منافع دادهاند.
عبدالکریمی با مرور تاریخ مدرنیته افزود: پس از رنسانس و عصر روشنگری، ارزشهایی مانند آزادی فردی، سکولاریسم و حقوق بشر به آرمانهای بزرگ تمدن غرب تبدیل شدند و برای مدتی الهامبخش بسیاری از ملتها بودند. اما امروز نشانههایی از افول آن شور تاریخی دیده میشود؛ به گونهای که قدرت نظامی و اقتصادی باقی مانده، اما معنا و آرمانهای اولیه تا حد زیادی رنگ باختهاند.
وی ادامه داد: تحولات سالهای اخیر، از جنگهای منطقهای تا رخدادهایی مانند جنگ غزه، نشان داده است که بسیاری از قواعد اعلامشده نظام بینالملل در عمل رعایت نمیشوند. در چنین شرایطی نوعی معیار دوگانه شکل گرفته است؛ جایی که قدرتهای بزرگ مجاز به اقداماتی هستند که برای دیگران جرم تلقی میشود.
عبدالکریمی با اشاره به پیامدهای این وضعیت برای کشورهای مستقل گفت: در جهانی که بیش از پیش به «وضعیت جنگل» شباهت پیدا کرده، کشورها ناگزیرند برای حفظ امنیت و موجودیت خود به ظرفیتهای درونی تکیه کنند. در چنین شرایطی انسجام ملی و تقویت توان داخلی اهمیتی حیاتی پیدا میکند.
این استاد دانشگاه در عین حال با اشاره به مشکلات داخلی تصریح کرد: انتقاد از مسائل داخلی مانند فساد اداری، بروکراسی ناکارآمد، آلودگی هوا یا فاصله طبقاتی ضروری است، اما در کنار این انتقادها باید پرسش بنیادیتری نیز مطرح شود؛ اینکه در جهانی مبتنی بر رقابت قدرتها چگونه میتوان امنیت و استقلال کشور را حفظ کرد.
عبدالکریمی همچنین نسبت به دو نوع نگاه افراطی در تحلیل وضعیت ایران هشدار داد و گفت: یک نگاه دچار خودکمبینی است و همه چیز را در اختیار قدرتهای خارجی میبیند؛ گویی ما هیچ نقشی در سرنوشت خود نداریم. در مقابل، نگاه دیگری نیز وجود دارد که به نوعی خودبزرگبینی دچار است و تصور میکند اراده ما به تنهایی میتواند همه معادلات جهانی را تغییر دهد. واقعیت آن است که تحلیل درست باید میان این دو افراط تعادل برقرار کند.
وی در ادامه با اشاره به پیچیدگی عوامل مؤثر در جنگ خاطرنشان کرد: سرنوشت هر جنگی حاصل مجموعهای از عوامل است؛ از افکار عمومی جهانی و رفتار قدرتهای بزرگ گرفته تا وضعیت اقتصادی، میزان تابآوری مردم و سطح انسجام ملی. بنابراین تحلیل چنین پدیدهای بدون در نظر گرفتن این پیچیدگیها ممکن نیست.
عبدالکریمی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به وضعیت جریان روشنفکری در ایران گفت: یکی از مشکلات جدی روشنفکری در ایران گسست از ریشههای تاریخی و فلسفی است. روشنفکر غربی بر سنت فکری خود تکیه دارد، اما در ایران گاه نه سنت فکری غرب بهدرستی شناخته میشود و نه میراث فکری بومی بهطور عمیق مورد توجه قرار میگیرد.
وی در ادامه بر اهمیت مشارکت اجتماعی تأکید کرد و گفت: کسانی که خواهان اثرگذاری در جامعه هستند باید در میدان واقعی مشارکت کنند. نقد و اعتراض در فضای مجازی به تنهایی نمیتواند جایگزین حضور واقعی در عرصه اجتماعی و تاریخی شود.
عبدالکریمی با اشاره به تجربه شخصی خود نیز گفت: حضور در عرصه عمومی حاصل تلاش برای مشارکت در سرنوشت تاریخی جامعه است، نه نتیجه امتیاز یا تریبونی که از بیرون داده شود. به تعبیر فلسفی، ابتدا حضور و وجود شکل میگیرد و سپس زبان برای بیان آن گشوده میشود.
وی در پایان با تأکید بر ضرورت حفظ انسجام ملی در شرایط بحرانی اظهار داشت: در زمانهایی که یک کشور با تهدید خارجی مواجه است، تضعیف حاکمیت سیاسی میتواند پیامدهای خطرناکی داشته باشد. ممکن است اختلافنظرها و انتقادهای فراوانی وجود داشته باشد، اما در چنین شرایطی اولویت باید حفظ کشور و منافع ملی باشد.
این استاد دانشگاه در پایان خاطرنشان کرد: جامعه ایران در مقطعی حساس از تاریخ خود قرار گرفته است؛ مقطعی که هم تهدیدهای جدی در آن وجود دارد و هم امکان دستاوردهای بزرگ. عبور از این مرحله نیازمند عقلانیت، درک واقعیتهای جهان معاصر و تقویت وحدت و مشارکت ملی است.
انتهایپیام/