سیدالشهدای انقلاب؛ اندیشه‌اش استمرار خونِ شهداست

به گزارش خبرگزاری تسنیم از مشهد، در میان چهره‌های ماندگار انقلاب اسلامی، نام امام خامنه‌ای چون قله‌ای است که در آن عقل و عشق، حکمت و جهاد، عرفان و سیاست در هم تنیده‌اند. او شهیدی زنده است که زندگی‌اش امتداد شهادت و اندیشه‌اش استمرار خونِ شهیدان است.

امام خامنه‌ای در خاستگاهی پرنور بالید؛ در خانه‌ای که تقوا، ساده‌زیستی و علم، سه ضلع حیات بودند. از همان کودکی، صوت قرآن و عطر معرفت، در فضای خانه جاری بود. حوزه‌ علمیه‌ مشهد در شکل‌گیری ذهن منظم و الهی او نقش داشت. در آن روزگار جوانی، او زودتر از هم‌درس‌هایش فهمید که ایمان، اگر در میدان اجتماع نایستد، در اتاق درس می‌میرد.  

با آغاز نهضت امام خمینی، سیدعلی خامنه‌ای، با ایمان و شجاعتی آرام، پای در مسیر خطر گذاشت. سال‌های بازداشت و تبعید، از او مجاهدی ساخت که سکوت را می‌شکست تا فریاد حق شنیده شود. او خود را برای رهبری نساخت؛ اما تاریخ، تقدیرش را چنین رقم زد.

در سپهر فکری امام خامنه‌ای، عقلانیت، ستون خیمه است. نگاه ژرف‌کاو او به قرآن و نهج‌البلاغه، مبنای تفسیری نو از سیاست و اجتماع ساخته است. در سنت فقاهتی حوزه پرورش یافت، اما از درون همان سنت به افقی جهانی نگریست.  

ایشان در تبیین حکمرانی دینی، سیاست را از قید مصلحت‌گرایی صرف بیرون آورد و در منظومه‌ی اخلاق و عدالت نشاند. در تحلیل جریان‌های جهان، با نگاهی فلسفی و در عین حال واقع‌بین سخن می‌گوید؛ توازنی که کمتر رهبری در عصر معاصر بدان دست یافته است.

پذیرش مسئولیت رهبری در تلاطم سخت سال 1368 آزمونی تاریخی بود. نظام در پیچ دشواری قرار داشت، اما خامنه‌ای با آرامش مؤمنی که به وعده‌ی الهی اعتماد دارد، این کشتی متلاطم را هدایت کرد.  

قاطعیت ایشان همراه با عطوفت پدرانه است؛ خط‌ مشی‌اش ترکیب عقل استراتژیک با دلِ عارفانه. او نه سیاستمداری صرف است و نه فقیهی منزوی، بلکه آمیزه‌ای از هر دو: عالمی در میدان، فرماندهی با تفکر و مهربانی.

در سیره‌ شخصی ایشان، سادگی، پرهیز از تجمل و معاشرت صمیمی با مردم برجسته است. خانه‌ای بدون زرق و برق، رفتار پدرانه با مردم و احترام به جوانان، ترجمان عملی مفاهیمی است که سال‌ها تبلیغ کرده‌اند. ایشان  بیش از آن‌که دستور دهد، الگو می‌سازد؛ و بیش از آن‌که مطالبه کند، رفتار می‌آموزد. در او، اخلاق نه آموزه‌ی انتزاعی بلکه شیوه‌ی زیستن است.

حادثه‌ سوءقصد تیر 1360 فقط رویدادی شخصی نبود؛ نماد تولد دوباره‌ی مردی بود که باید می‌ماند تا بار امانت شهیدان را بر دوش کشد. زخم آن انفجار، سند همیشگیِ تعبیر «شهید زنده» شد.از آن پس، امام خامنه‌ای همان راه شهادت را پیمود، اما به جای خون، اندیشه و صبر خویش را نثار کرد. او مردی است که هر تصمیم بزرگش، تکه‌ای از جانش را می‌سوزاند، اما در دلِ آتش، لبخند می‌زند.

امام خامنه‌ای انقلاب را پایان نمی‌داند؛ آن را آغاز عصر جدیدی از هویت بشر می‌خواند. طرح او برای "تمدن نوین اسلامی"، افقی است که در آن سیاست، فرهنگ، اقتصاد و ایمان در شبکه‌ای الهی به هم گره می‌خورند.  

در گفتمان‌های کلیدی‌شان، از نهضت نرم‌افزاری تا دولت جوان حزب‌اللهی،آینده‌ای را ترسیم می‌کند که در آن نسل مؤمن و خلاق، میراث‌دار انقلاب است.ایشان جهان را نه میدان نفرت، بلکه عرصه‌ی دعوت به کرامت انسانی می‌بیند؛ همان‌گونه که نگاهش به قدرت، ابزار خدمت است نه سلطه.
امام خامنه‌ای را می‌توان فصل تازه‌ای در تفسیر شهادت دانست. او شهیدی است که از میدان خون، مأمورِ صبر شد؛ تا راه ادامه یابد.  

در چشمانش، میراث کربلا موج می‌زند و در سخنانش، بوی عقل و عرفان درهم آمیخته است. او ادامه‌دهنده‌ی راه خمینی است؛ با همان صلابت و با نگاهی ژرف‌تر به آینده‌ بشری؛ اگر شهیدان، پیمان خویش را با خون بستند، او پیمان را با حضورش نگه داشت. در وجودش، تاریخ انقلاب خلاصه می‌شود: عقل، عشق، زهد و رهبری در یک قامت.

خامنه‌ای نه فقط رهبر امروز ما که فرزند صبور فردای امت است. ایشان وارث همه‌ دردها و امیدهای این سرزمین است و شاید راز ماندگاری‌اش در همین باشد؛ امام خامنه ای زنده است چون شهید است و شهید است، چون هنوز زنده می‌ماند تا ما را به صبح برساند.

یادداشت حمید کولابادی 
عضو شورای مرکزی کشوری حزب همت و ریاست پهنه شمال و شمال شرق کشور

انتهای پیام/282