دومین شب قدر درسمنان؛دعای مردم برای رزمندگان و سلامتی رهبر
- اخبار استانها
- اخبار سمنان
- 20 اسفند 1404 - 09:06
به گزارش خبرگزاری تسنیم از سمنان، از ساعاتی پس از اذان مغرب و پایان تجمع بزرگ خشم و حماسه، کوچهپسکوچههای شهر سمنان حال و هوای دیگری داشت.
سیاهپوش شدن مساجد و حسینیهها، و حرکت آرام مردم به سوی خانههای نور، بیانگر شبی متفاوت در دیار علم و ادب و عرفان بود. دومین شب قدر ماه رمضان 1404 در حالی فرا میرسید که هنوز زخم شهادت رهبر شهید انقلاب بر دلها تازه بود و مردم در سوگ مولای متقیان امام علی(ع) نیز اشک میریختند.
مسجد امام خمینی(ره) سمنان از همان ابتدای شب مملو از جمعیتی شد که آمده بودند تا با قرآن بر سر، زمزمه جوشن کبیر و مناجات، تقدیر یک سال خود را از درگاه الهی طلب کنند. پیرمردها با عصا، جوانها با چشمانی مشتاق، زنان با کودکان در آغوش و نوجوانانی که تازه معنی قدر را میفهمیدند. همه آمده بودند تا شبی دیگر را در تاریخ ثبت کنند.
معراج شهدا؛ میقات عاشقان
معراج شهدای بلوار سعدی سمنان امشب حال و هوایی دیگر داشت. این مکان مقدس که همیشه یادآور عروج عاشقان است، امشب میزبان هزاران نفری بود که آمده بودند تا در جوار شهدا، شب قدر را احیا کنند. بر سر مزار شهدای گمنام، قرآنها باز بود و دستها رو به آسمان. زنی میانسل با چادر نماز مشکی، کنار مزار شهید گمنام نشسته بود و زمزمه میکرد. اشکهایش بر سنگ مزار میچکید. جلو رفتم و گفتم مادرجان، چه دعایی میکنی؟ نگاهم کرد و با بغض گفت: برای همه رزمندهها دعا میکنم. برای پسرم که سرباز است، برای همه مادرهایی که چشم به راهند. امشب شب قدر است، خدا دعاها را بیجواب نمیگذارد.
حسینیهها و مساجد شهر غرق در نور
حسینیه شهدای سمنان، مسجد الزهرا(س)، مسجد فاطمیه و دهها مسجد و حسینیه دیگر در سراسر شهر، میزبان جمعیتهای انبوهی بودند که تا سحرگاه به عبادت و نیایش ایستادند. صدای مناجات «الغوث الغوث» از بلندگوها در فضا میپیچید و مردم با نوای گرم مداحان همراهی میکردند.
در مسجد فاطمیه، جوانی را دیدم که قرآن بر سر گرفته بود و زمزمه میکرد. از او پرسیدم امشب چه حاجتی داری؟ گفت: تنها یک حاجت دارم. پیروزی رزمندهها. میخواهم به زودی خبر فتح و ظفر را بشنویم. این شبها برای دعا کردن غنیمت است.
گلزار شهدا؛ نجوای عاشقان
گلزار شهدای سمنان نیز امشب میزبان جمعیت زیادی بود. مزار شهدا چراغانی شده بود و نور شمعها، فضای معنوی خاصی به گلزار داده بود. پدری با دو کودک خردسالش کنار مزار یک شهید ایستاده بود و برایش فاتحه میخواند. از او پرسیدم این شهید را میشناسی؟ گفت: «برادر کوچکم است. در عملیات مرصاد به شهادت رسید. امشب آمدهام تا به او بگویم راهت ادامه دارد. ببین چه جمعیتی امشب در گلزار است».
زن جوانی با چادر مشکی، روی یک مزار نشسته بود و قرآن میخواند. جلو رفتم و سلام کردم. گفت: این مزار شهید حاج حسن شاطری است که به دست رژیم کودک کش صهیونیستی در سوریه به شهادت رسید. امشب آمدهام تا به او بگویم نگران ما نباش. مردم پای آرمانهای شما ایستادهاند.
دعای دستهجمعی برای رزمندگان اسلام
در تمام مساجد و حسینیهها، یک دعا مشترک بود: دعا برای پیروزی رزمندگان اسلام و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران. در مسجد امام خمینی(ره)، پس از قرائت دعای جوشن کبیر، امام جماعت دستها را به دعا بلند کرد و گفت: «خدایا، رزمندگان اسلام را در همه جبههها پیروز بگردان. خدایا، نیروهای مسلح ما را سربلند و سرافراز کن». صدای آمین مردم چنان در فضا پیچید که گویی تمام شهر یکصدا دعا میکنند.
پیرمردی در گوشه مسجد، با دستان لرزانش رو به آسمان داشت و زمزمه میکرد. نزدیکش رفتم و شنیدم که میگفت: «خدایا، به حق این شبهای عزیز، رزمندههای ما را حفظ کن. به داد این ملت برس که دشمنانش کم نیستند».
دعا برای رهبر جدید؛ زمزمهای که از دل برمیخاست
در میان تمام دعاهای این شب، یک دعا رنگ و بوی دیگری داشت. مردم در همه مساجد و حسینیهها برای طول عمر و سلامتی رهبر جدید انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای، دعا میکردند. در معراج شهدا، زنی با چشمانی اشکآلود دست به دعا بلند کرده بود و میگفت: خدایا، امام جدیدمان را برای ما حفظ کن. خدایا، سایهاش را از سر این ملت کم نکن.
جوانی در حسینیه شهدا، با شوق خاصی میگفت: امشب دومین شب قدر است و دومین شب از رهبری امام جدیدمان. امشب بیشتر از هر شب باید برای سلامتیاش دعا کنیم. ایشان ادامهدهنده راه پدر بزرگوارشان هستند.
شعارهای حماسی در شب قدر
در میان مناجاتها و دعاها، هر از گاهی شعارهای حماسی نیز در مساجد و حسینیهها طنینانداز میشد. پس از قرائت دعا، جوانان یکصدا فریاد میزدند: «الله اکبر، خامنهای رهبر»، «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر اسرائیل». این شعارها چنان با شور و حالی سر داده میشد که گویی مردم میخواهند در این شب عزیز، هم دعا کنند و هم به دشمنانشان پیام بدهند.
در مسجد فاطمیه، پس از پایان مناجات، جمعیت یکصدا شعار «لبیک یا خامنهای» سر دادند. صدای این شعار چنان رسا بود که تا خیابانهای اطراف میپیچید.
روایت مادری از دعای شب قدر
زن میانسالی با چند فرزند در مسجد الزهرا(س) حضور داشت. کودکانش کنارش نشسته بودند و او با صبری مثالزدنی آنها را در دعا همراهی میکرد. از او پرسیدم امشب چه دعایی میکنی؟ لبخندی زد و گفت: «برای همه مادرهایی که پسراشون جبههان دعا میکنم. خودم یکی از اون مادرها هستم. پسرم الان جبهه است. امشب براش دعا میکنم که سالم بمونه و بتونه از وطنش دفاع کنه. برای رهبر جدیدمون هم دعا میکنم که خدا حفظش کنه».
سحرگاهان در معراج شهدا
ساعت از نیمه شب گذشت و شدت مناجاتها بیشتر شد. در معراج شهدا، حال و هوای عجیبی حاکم بود. جوانانی با سربندهای «یا زهرا(س)» و «یا حسین(ع)» گرد هم آمده بودند و زمزمه میکردند. نور شمعها و قاب عکس شهدا، فضای معنوی خاصی به معراج داده بود.
یکی از حاضران که خود را «سید» معرفی کرد، رو به جمعیت گفت: امشب شب قدر است. شب تعیین سرنوشت یک ساله ما. بیایید همه با هم برای پیروزی رزمندهها دعا کنیم. بیایید برای سلامتی رهبر جدیدمان دعا کنیم که خدا حفظش کند.
طنین دعای فرج در دیار عرفان
در تمام مساجد و حسینیهها، دعای فرج امام زمان(عج) با شور خاصی قرائت میشد. مردم با اشک و ناله از خدا میخواستند که ظهور مولایشان را نزدیک کند. در حسینیه شهدا، پس از قرائت دعای فرج، جمعیت یکصدا فریاد زدند: «اللهم عجل لولیک الفرج».
پیرمردی با چشمانی اشکآلود میگفت: امشب شب قدر، امشب شب مولای متقیان علی(ع)، امشب شب دعاست. امشب از خدا میخواهم که رهبرمان را در پناه خود حفظ کنند و امام زمان(عج) را برساند تا این همه ظلم و جنایت تمام شود.
اذان صبح نزدیک میشد و مردم آرام آرام در حال ترک مساجد و حسینیهها بودند. زمزمههای «الغوث الغوث» جای خود را به «یا مهدی(عج)» داده بود. در خیابانهای سمنان، گروههای کوچک مردم دیده میشدند که به سمت خانههایشان در حرکت بودند، اما هنوز ذکر بر لب داشتند.
زن جوانی که دو کودک خردسالش را در آغوش داشت، رو به دوستش گفت: چه شبی بود. کاش این شبها تکرار میشد. دوستش پاسخ داد: «انشاءالله سال دیگه با پیروزی کامل رزمندهها و ظهور امام زمان(عج)
امشب مساجد، حسینیهها، گلزار شهدا و معراج شهدای سمنان شاهد صحنهای بودند که تا سالها در تاریخ این دیار ثبت خواهد ماند. صحنهای از پیوند عمیق مردم با خدا، با شهدا و با رهبرشان. مردم سمنان در دومین شب قدر، یک پیام را فریاد زدند: ما تا پای جان برای آرمانهایمان ایستادهایم و برای پیروزی رزمندهها و سلامتی رهبرمان دعا میکنیم.
گزارش از محمدرضا خزر
انتهای پیام/363/