شب قدر اشک/ شمع‌های سوگ در دومین شب قدر لرستان

به گزارش خبرگزاری تسنیم از خرم‌آباد، سنگفرش مسجد، نمناک از سحرگاه است. چند چراغ روغنی کم‌فروغ، دایره‌هایی از نور زرد و محو بر گرد خود می‌گسترانند.

هوا از بوی خاک نم‌خورده، چوب صندل‌های کهنه محراب و رطوبت سنگ‌های دیرینه آکنده است. ناگهان، صدای موزون گام‌هایی شنیده می‌شود که بر سنگفرش می‌نشینند.

علی بن ابی‌طالب وارد می‌شود. به‌سوی محراب می‌رود. نماز را آغاز می‌کند. صدای قرائتش، در فضای خالی مسجد می‌پیچد. به رکوع می‌رود، سپس به سجده.

در سجده است که گویی جهان را فراموش می‌کند. پیشانی‌اش بر خاک محراب می‌چسبد. تمام هستی او در این خضوع حل شده‌است.

از لای یکی از ستون‌های تاریک، سایه‌ای جدا می‌شود. عبدالرحمن بن ملجم مرادی، نزدیک می‌شود. نفس‌هایش نامحسوس است. شمشیر زهرآلودش در تاریکی می‌درخشد. لحظه‌ای درنگ می‌کند. سپس ضربت را فرود می‌آورد.

خون، گرم و تیره، بر سنگفرش سرد محراب فواره می‌زند و الگویی وحشتناک می‌سازد. امام در سجده می‌ماند، اما اینک سجده‌ای از خون و زهر است.

نخستین کلماتش، بر لب‌هایش می‌نشینند: «فزت و رب الکعبه». حالا فضای مساجد لرستان، با نورهای کم‌فروغ لامپ‌های زردرنگ روشن شده‌است. تاریخ: 21 رمضان 1404. ساعت: نزدیک به نیمه‌شب.

پارچه‌های مشکی بزرگ، بر دیوارها و دور محراب آویخته شده‌اند. روی برخی از آنان، با خطی درشت و سفید، نوشته‌اند: «یا علی» یا «سلام بر شهید محراب».

مردم روی فرش‌های مسجد نشسته‌اند. صف‌های منظم نمازگزاران شکسته شده. برخی به دیوار تکیه داده‌اند، برخی سر بر زانوهای‌شان گذاشته‌اند.

چشمان یکی از عزاداران بسته است. دو خط اشک، از چشمانش سرازیر شده و در شیارهای عمیق صورتش گم می‌شوند. زمزمه‌اش به سختی شنیده می‌شود: «یا علی».

حالا قرن‌ها گذشته است. اما در هر مسجدی از لرستان اثری زنده و گدازان از آن ضربت وجود دارد. ضربتی که تاریخ را شکافت. شب قدر در لرستان، دیگر فقط شب نزول قرآن نیست؛ شب نزول عهد است؛ عهدی با خونی که در محراب کوفه ریخته شد.

انتهای پیام/ 644