تفکر استراتژیک و شهادت استراتژیک

به گزارش گروه حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، حجت‌الاسلام دکتر علیرضا قائمی‌نیا، عضو هیأت علمی گروه معرفت‌شناسی و علوم شناختی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در یادداشتی به موضوع تفکر استراتژیک پرداخت و نوشت: روانشناسان گونه‌های مختلفی برای تفکر (از قبیل: تفکر کل‌نگر، خلاق، واقع‌گرا، تفکر متمرکز، تفکر عمیق و غیره) برشمرده‌اند که گاهی با هم جمع می‌شوند.

آنها معمولاً میان دو گونه تفکر فرق گذاشته‌اند: استراتژی (راهبردی) و غیراستراتژیک (غیرراهبردی).

تفکر استراتژیک تفکری است که مدام برنامه‌ریزی می‌کند، آینده‌نگری می‌کند و امکانات خود را نسبت به تحقق اهدافش می‌سنجد. به سخن دیگر، بی‌وقفه محاسبه می‌کند که با توجه به زمان و امکانات در هر بازه زمانی به چه اموری دست می‌یابد.

بعضی از مردم اصلاً برای زندگی‌شان برنامه ریزی نمی‌کنند. برخی هم که بسیار اندک هستند برنامه‌ریزی می‌کنند. آنها هفته‌ها و ماهها را مرور می‌کنند، اهدافشان را از نو می‌بینند و سپس حرکت و اقدام می‌کنند. معمولاً این افراد موفق می‌شوند.

این نوع تفکر در همه جوانب زندگی تأثیر دارد. و در تخصص‌های گوناگون این دو گونه تفکر را می‌بینیم.

برخی ویژگی‌های تفکر استراتژیک عبارتند از: کارهای دشوار را راحت‌تر می‌کند، موجب طرح پرسش‌های واقع‌بینانه و درست می‌شود، موجب هماهنگی با شرایط خاص مسأله می‌شود، موجب آمادگی از اکنون برای فردای نامعلوم می‌شود و حاشیه خطا را کم می‌کند.

مشکل بسیاری از رهبران و علمای اسلام در طول تاریخ نداشتن تفکر استراتژیک بوده است. تفکر صرفاً داشتن اطلاعات و حتی اطلاعات کلیدی، نیست.

همچنین، تفکر صرفاً دانستن راه حل مسأله نیست. تفکر حقیقی به معنای داشتن برنامه‌ای برای تحقق آن راه حل هم هست. یکی از ابعاد رهبر شهید انقلاب این بود که تفکر استراتژیک داشت. این نکته در صحنه‌های اجتماعی و سیاسی و غیره مشهود است.

امروز آثار این نوع تفکر در مقابله موشکی ایران  با اسرائیل و آمریکا هم می‌بینیم. سپاه پاسداران همچنان با قدرت و قوت برنامه‌ریزی نظامی رهبر شهید را دنبال می‌کند.

گفتنی است که شهادت هم همواره یکسان نبوده است. شهادت هم بر دو گونه است: استراتژیک و غیراستراتژیک. گاهی شهادت برخاسته از گونه‌ای برنامه‌ریزی در جهت تحقق خاصی است و گاهی بدون برنامه‌ریزی است. شهادت امام حسین(ع) شهادت استراتژیک بود که در تاریخ نظیر ندارد. این شهادت برنامه‌ریزی شده در جهت تثبیت اهداف اسلام بود.  این شهادت به تثبیت و نهادینه شدن اسلام در طول تاریخ تا قیامت انجامید.

 بنی‌امیه دستگاه مفهومی اسلام را وارونه کرده بودند و ارزشهای ضداسلامی را در جامعه حاکم کرده بودند. امام حسین(ع) با برنامه‌ریزی برای شهادت، نه تنها دستگاه مفهومی و ارزشهای اسلامی را احیا کردند، بلکه آن را تا قیامت تثبیت کردند. قیام آن حضرت استراتژیک بود که کل تاریخ و آینده اسلام را هدف قرار داده بود.

 شهادت آن حضرت با شهادت دیگران تفاوت داشت. برنامه‌ریزی خاصی در آن نهفته بود. شهادت انتخابی برنامه‌ریزی شده بود در جهت تغییر آینده و تثبیت اسلام بود.

به اعتقاد بنده، شواهدی در کاراست که شهادت رهبر انقلاب هم یک شهادت استراتژیک بود؛ بدین معنا که با آگاهی و برنامه‌ریزی خاصی همراه بود در جهت تثبیت آینده انقلاب و اسلام.

 این برنامه‌ریزی صرفا از جهت دشمنان در شهادت نبود، بلکه برنامه‌ریزی و انتخابی از سوی ایشان در این مقطع تاریخی خاص بوده که تاثیر فراوانی در آینده نظام خواهد داشت.

 شرایط به گونه‌ای بود که همه می‌دانستند حملات نظامی به ایران صورت خواهد گرفت و تهدیدهای آمریکا و علیه رهبر اوج گرفته بود.

امام شهید بی‌تردید به شهادت خود در این شرایط علم داشت، اما آن را انتخاب کرد، چرا که این نوع شهادت در این شرایط برنامه‌ریزی خاصی در جهت تحقق اهداف اسلام و تثبیت انقلاب بود.

 این شهادت استراتژیک اهداف زیر را دنبال می‌کرد و برنامه‌ریزی در جهت تحقق این موارد می‌توانست باشد: زمینه‌سازی برای شکست آمریکا و اسرائیل در منطقه، زمینه‌سازی برای شکست ضدانقلاب، رقم زدن به ایرانی قوی، تبدیل شدن به نمادی برای تثبیت انقلاب و حفظ آن در برابر بحرانهای سیاسی و اجتماعی و در انتها زمینه‌سازی برای استقرار رهبر جدید در موجی از قدرت و توانمندی.

امروزه باید در حوزه‌های علمیه و در دانشگاه‌ها و در نهادهای انقلابی تفکر استراتژیک محور قرار بگیرد و آموزشهایی در این زمینه مد نظر باشد.

انتهای پیام/