4 دلیل برای حمله و 4 دلیل برای پیروزی
- اخبار حوزه امام و رهبری
- 19 اسفند 1404 - 14:13
به گزارش خبرگزاری تسنیم، جعفر حسنخانی؛ جانشین مرکز مطالعات خبرگزاری تسنیم، یادداشتی با عنوان «4 دلیل برای حمله و 4 دلیل برای پیروزی» نوشت که به متن آن به شرح ذیل است:
جنگ بزرگ علیه ایران در ساعت صفر حمله، با ترور امام شهید، قائد امت اسلام حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای(رضوان الله تعالی علیه) آغاز شد. همزمان در محل تشکیل جلسه شورای عالی دفاع رئیس ستاد کل نیروهای مسلح امیر موسوی، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سردار پاکپور، وزیر دفاع امیر نصیرزاده، دبیر شورای عالی دفاع سردار شمخانی و رئیس دفتر نظامی فرمانده کل قوا سردار محمد شیرازی مورد اصابت موشک تروریستی دشمن قرار گرفته و به شهادت رسیدند.
در سوی دیگر ماجرا مراکز نظامی، امنیتی و حتی مراکز غیرنظامی از جمله مدرسه شجره طیبه در میناب مورد حمله قرار گرفتند که در آن بیش از 160 کودک و دختر دبستانی به خاک و خون کشیده شدند.
این اقدامات تروریستی و جنایات جنگی با یک پیش فرض تحلیلی در ذهن حلقه محدود و ناپخته هیئت حاکمه آمریکا - که بسیار از رژیم صهیونی تاثیرپذیر است - صورت پذیرفت.
آن پیش فرض شامل این گزارهها بود:
1. ایران ضعیف شده است.
2. نظام سیاسی ایران شکننده است.
3. نظام ایران فرد سالار و اقلیت سالار است.
4. رویداد 18 و 19 دی نشان داد جامعه با نظم سیاسی مستقر نه تنها همراه نیست بلکه در تعارض و ستیز است.
این چهار گزاره خام که بخش اعظمش حاصل تولیدات رسانهای ضدانقلاب خارجنشین و همچنین تولیدات اندیشکدههای تصمیمساز صهیونی - آمریکایی بود، منجر به این شد که تصمیمگیران آمریکایی در حباب پروپاگاندای اخباری و تحلیلی خود علیه ایران به دام بیفتند و تصمیم به شروع دوباره جنگ بگیرند.
اما با شروع جنگ، واقعیت ایران، خود را بر صحنه برساخته و دروغین تحمیل کرد و نشان داد که:
1. معادل دانستن محدود شدن ظرفیتهای مضاعف شده بر توان ملی ایران با تضعیف شدن ایران خطای راهبردی مهمترین دشمن است. چرا که ایران در پی حوادث منطقه و ضرباتی که دشمن به عقبه استراتژیک آن در منطقه وارد کرده بود، ضعیف نشده بود بلکه یکی از ظرفیتهای منطقهای آن که مضاعف بر توان ملی میهنی اوست آسیب دیده بود.
2. نظم سیاسی در ایران و فراتر از آن نظامات اجتماعی در ایران بنا به گواه تاریخ پیوستهی ایران هیچگاه شکننده نبوده است. جز در مقطع دولتسازی غربیها در ایران در عصر 50 ساله حکومت پهلوی که تاریخ گسستی کماعتنا در تاریخ پیوست سترگ ایران است. جمهوری اسلامی ایران بر آمده از سنتهای فکری و عقلانیت انباشته شده ایرانی است. عقلانیتی که در چهار راه تعاملات و مواجهات جهانی، بحرانزی بوده و همواره جنگهای بزرگی را از سر گذرانده است،
از این رو ایران نهتنها نظم شکننده نیست بلکه فراتر از نظم سیاسی تابآور، یک نظم سیاسی پادشکننده است. فرق نظم سیاسی پادشکننده با نظم سیاسی تابآور در این است که نظم سیاسی تابآور تحمل مواجهه با بحرانهای بزرگ از جمله جنگ با قدرتها را دارد اما نظم سیاسی پادشکننده نه تنها در این قبیل بحرانها دوام میآورد بلکه رشد نیز میکند.
جامعه پادشکننده نهتنها میرا نیست بلکه در بحران زایا است و بحران را تبدیل به فرصت میکند. تصمیمگیران آمریکایی اگر از پنجاه سال حکومت استعمار ساخته پهلوی فراتر میرفتند متوجه میشدند که نظم سیاسی ایران و اساسا انسان ایرانی شخصیت پادشکننده دارد و نهتنها از بحران جان به در میبرد بلکه حامل وضع جدید نیز میشود و در پس بحران، جامعه قدرتمندتری را در صحنه تاریخ حاضر میکند.
3. هیچ چیز به اندازه واقعیت یک هفته نخست جنگ رمضان این گزاره را رد نکرد که ایران نه نظم سیاسی فردسالار است و نه اقلیتسالار. بیش از یک هفته جمهوری اسلامی ایران بدون رهبر، بدون رئوس نظامی و امنیتی به شکل نهادینه در برابر جنگ تحمیلی آمریکا که قدرتمندترین دولت تاریخ بشر است، ایستادگی کرد و به کار خود ادامه داد. رهبران انقلاباسلامی، شامل امام کبیر انقلاب حضرت آیتالله امام خمینی(ره) و امام شهید انقلاب حضرت آیتالله خامنهای(قدس سره) در طول چهل و اندی سال حکومت، کلان پروژه که برای ایران در دستور کار قرار دادند: «ایران قوی و پیشرفته» بود.
از جمله الزامات ایران قوی و پیشرفته نهادینه کردن قانون و مردمسالاری دینی در اضلاع و ساختار و بافتار قدرت در ایران بود. هفته نخست جنگ رمضان نشان داد که در این مهم هم ایشان موفق عمل کردند و تصورات واهی دشمن که تلاش میشد با اتهاماتی ایران را اقلیت سالار، فردسالار معرفی کنند جز یک برچسب عملیات روانی بیش نبوده که بیش از همه در اذهان تصمیم گیران آمریکایی تاثیر گذاشته است. زین پس یک داده تاریخی سترگ و یک واقعیت عینی در پیش چشم هر تحلیلگری است که با استناد بدان میتوان اثبات کرد که در ایران «قدرت» به شکل نهادینه و مردسالارانه بر اساس آموزههای اسلام عمل میکند.
4. جامعه ایران تنها جامعهای در تاریخ است که با این حجم گسترده از عملیات شناختی و ادراکی مواجه است. هیچ کجای تاریخ با هیچ ملتی چنین نکردند که با اذهان ایرانیان کردند اما با این وجود این حجم گسترده از شبکههای ماهوارهای که اقدام به عملیات روانی علیه جامعه ایران میکردند، مردم ایران به دلیل اینکه دولت-ملت تاریخمندی هستند و اساساً تاریخیترین دولت - ملت حال حاضر جهان هستند، دست از هویت ملی خود نکشیدهاند و از همزیستی جمعی و نظم سیاسی خود سلب وفاداری نکردهاند. حضور خیابانی حامیان ایران و نظم سیاسی مستقر در آن چنین مدعایی را تایید میکند.
البته در این میان به دلیل وجود تحریمهای فلجکننده نارضایتیهایی نیز قابل مشاهده و تایید است اما این نارضایتی به معنای سلب وفاداری از ایران در برابر حمله خارجی نیست. آنچه در 18 و 19 دی رخ داد همآیندی چند رویداد بر هم کنش بود. اول اینکه جمعیت اصلی حاضر در خیابان نه به دلیل فراخوان ربع پهلوی بلکه به دلیل تصمیم شوک اقتصادی دولت در خیابان حاضر بودند.
ربع پهلوی پیش از این رویداد نیز فراخوانهایی داشت که هیچ توفیقی در آنها به دست نیاورده بود. خشونت حاضر در صحنه رویداد هم حاصل حضور گروههای تروریستی رژیم صهیونی و نیروهای سلطنت طلب مسلح بود. این گروهها قرار بود در آشوبهای جنگ 12 روزه به خیابان بیایند که به دلیل عدم همراهی مردم ناکام مانده بودند. اقدامات مسلحانه این گروهها صحنه رویداد را به زد و خورد نیروهای امنیتی و انتظامی با این افراد تبدیل کرد که متاسفانه در این ماجرا شهروندان معترض و عادی قربانی اقدامات تروریستی نیروهای دشمن شدند اما عملیات ادراکی دشمن درباره این رویداد شرایط را به سمتی سوق داد که ماده سیاسی لازم برای اقدام نظامی دشمن علیه ایران را فراهم کرد.
با این وجود با شروع جنگ، مردم صحنه خیابان را میدان اعلام وفاداری به کشور و جمهوریاسلامی ایران کردند و نشان دادند که اقلیت هرچند مُصر و زیادهخواه در میان کلیت جامعه ایران هیچ عاملیتی ندارند جز اینکه ماده خام سیاسی برای اقدامات خصمانه دشمن علیه ایران فراهم کند.
فرجام سخن
امروز در میانه جنگ، واقعیت جنگ به عیان قدرت ایران، پادشکننده بودن نظامات اجتماعی ایران، نهادینه بودن نظم سیاسی مردم سالار بر اساس آموزههای دینی در ایران و همراهی و وفاداری جامعه ایران به کشور و دولت – ملت خود را به نمایش گذاشته است و این واقعیتهای بزرگ و سترگ پیش فرض دشمن از ایران را به محاق برده و لذا آمریکا و رژیم صهیونی امروز در میانه جنگ در بنبست قرار گرفتهاند.
امروز بنایی که امام کبیر آیتالله العظمی خمینی بنیان نهاد و امام شهید آن را نهادینه و تثبیت کرده و رو به تعالی رهنمون نمود، مهمترین داشته و دارایی ملت ایران در برابر حمله دشمن است که از ایران و ایرانیان به هر قیمت دفاع کرده و میکند تا ایران راهپیمای مسیر استقلال و سربلندی بماند، انشاالله.
انتهای پیام/