ضرورت عقلانیت و هم‌گرایی ملی

به گزارش خبرگزاری تسنیم دفتر جزایر خلیج فارس، ایران در یکی از حساس‌ترین بزنگاه‌های تاریخ معاصر خود ایستاده است؛ روزهایی که هم زخم تجاوز خارجی بر پیکر کشور نشسته و هم داغ از دست دادن فرزندان، چهره‌های بزرگ و فرماندهان مؤثر بر دل مردم سنگینی می‌کند.

در چنین شرایطی، نخستین وظیفه‌ی هر صدای دلسوز و هر قلم مسئول، یافتن راه عبور از بحران است. امروز بیش از هر زمان دیگری، عقلانیت، خویشتنداری و نگاه ملی به آینده ضرورت دارد.

ملت ایران متکثر است؛ در میان ما اصلاح‌طلب، اصول‌گرا، منتقد وفادار به ساختار، بسیجی و فعال مدنی با یک حقیقت مشترک وجود دارد: همه‌ی ما فرزندان همین سرزمینیم و آینده‌ی فرزندان‌مان در همین خاک رقم خواهد خورد. سخن گفتن از حذف یکدیگر یا تشدید شکاف‌های داخلی، خواسته‌ی دشمنانی است که همواره تلاش کرده‌اند ایران را از درون فرسوده کنند.

آنچه اکنون پیش روی ملت ایران است، فارغ از یک درگیری نظامی یا اختلاف سیاسی؛ آزمونی بزرگ برای بلوغ ملی و حفظ کشور، امنیت و آینده نسل‌های بعدی است.

نخستین اصل راهبردی آن است که ایران بر من مقدم باشد؛ یعنی منافع ملی و آینده این سرزمین بر هر اختلاف سیاسی، جناحی و ایدئولوژیک ترجیح داده شود.

گام اول برای عبور از این مرحله، تعلیق اختلافات داخلی و تبدیل رقابت‌های سیاسی به گفت‌وگوی ملی است. در روزهایی که کشور زیر فشار خارجی است، باز کردن جبهه‌های داخلی، خواسته‌ی مستقیم نیروهایی است که ثبات ایران را هدف گرفته‌اند. اختلاف‌نظر طبیعی است، نقد لازم است و اعتراض حق مردم؛ اما اکنون زمان آن است که این اختلاف‌ها به جای میدان تقابل، در مسیر تعامل و اصلاح قرار گیرد.

اگر مدعیان قدرت در خارج از مرزهای ایران واقعاً دغدغه‌ی مردم ایران را داشتند، نخستین اصل رفتارشان احترام به حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشور بود. هیچ‌کس نمی‌تواند هم‌زمان از دلسوزی برای ملت سخن بگوید و با اقدامات نظامی و فشارهای بیرونی، امنیت، سلامت، آرامش و زندگی روزمره مردم را هدف قرار دهد.

مسئولیت بزرگی نیز بر دوش ساختار حاکمیتی کشور است. انتخاب هوشمندانه و معرفی سید مجتبی خامنه‌ای به‌عنوان رهبر سوم جمهوری اسلامی ایران، یکی از مهم‌ترین تصمیم‌های تاریخی است؛ تصمیمی که با حکمت، تدبیر و نگاه ملی همراه شد. رهبر ایران، برای عبور دادن کشور از این مرحله دشوار، ناگزیر است زبان گفت‌وگو با همه بخش‌های جامعه را بگشاید و سرمایه اجتماعی کشور را بازسازی کند.

انتظار مردم این است که ایشان، افزون بر حفظ استقلال و امنیت ملی، افق تازه‌ای از همگرایی داخلی را بگشاید؛ افقی که در آن همه‌ی نیروهای دلسوز ایران با هر گرایش سیاسی بتوانند در ساختن آینده کشور سهم داشته باشند. قدرت واقعی هر نظام سیاسی، نه فقط در ابزارهای امنیتی و نظامی، بلکه در میزان اعتماد مردم به آن نظام است.

مردم نیز مسئولیتی تاریخی دارند. جامعه‌ی ایران اگر می‌خواهد از این مرحله عبور کند، باید بپذیرد که ثبات سیاسی و تداوم ساختار حکمرانی شرط لازم برای هرگونه اصلاح و تحول است. حمایت از رهبر جدید، به معنای پایان یافتن نقد و مطالبات مردم نیست؛ بلکه ایجاد چارچوبی پایدار برای گفت‌وگو و اصلاحات تدریجی است.

هیچ جامعه‌ای در میانه بحران‌های امنیتی و جنگ نمی‌تواند هم‌زمان همه اختلافات تاریخی خود را حل کند. آنچه ضروری است، مدیریت اختلافات است، نه تشدید آن‌ها. بسیاری از خطاها قابل جبران، تصمیم‌ها قابل اصلاح و مسیرها قابل بازنگری‌اند؛ اما اگر کشور در گرداب بی‌ثباتی فرو رود، فرصت از دست می‌رود.

راهبرد ملی برای عبور از بحران:

1. حفظ وحدت ملی در برابر فشارهای خارجی و پرهیز از هر اقدامی که انسجام داخلی را تضعیف کند.

2. پذیرش رهبری جدید در چارچوب قانون به‌عنوان گامی ضروری برای ثبات کشور.

3. گشودن باب گفت‌وگوی ملی میان حاکمیت و همه جریان‌های اجتماعی و سیاسی.

4. تمرکز بر آینده و اصلاحات ممکن به‌جای درگیر شدن در تسویه‌حساب‌های گذشته.

5. حفظ منافع نسل‌های آینده به‌عنوان مهم‌ترین معیار تصمیم‌گیری.

6. بازنگری در ایدئولوژی و دکترین سیاسی، ترمیم روابط بین‌الملل و دیپلماسی برای بازسازی جایگاه ایران در جهان.

نسل امروز مسئول سرنوشت نسلی است که هنوز به دنیا نیامده. فرزندان ما ــ چه در خانواده‌های مذهبی، چه منتقد، چه حامی حکومت، چه مخالف آن ــ همگی وارث همین سرزمین خواهند بود. اگر امروز عقلانیت بر احساسات غلبه نکند، آنچه از ایران باقی می‌ماند، ممکن است بازسازی‌ناپذیر شود.

زمان آن رسیده که همه ــ از مسئولان و فعالان سیاسی تا شهروندان ــ یک پرسش ساده از خود بپرسند: آیا گفته‌ها و رفتار ما به حفظ ایران کمک می‌کند یا به تضعیف آن؟ پاسخ به این پرسش راهنمای عبور از بحران و ساخت آینده‌ای باثبات است.

ایران بارها از بحران‌های بزرگ عبور کرده و این‌بار نیز می‌تواند؛ به شرط آنکه همه، ایران را بر خود مقدم بدانند.

سعید یحیایی ، فعال مدنی

انتهای پیام/7558