نتانیاهو چگونه ترامپ را بهسمت جنگ با ایران سوق داد؟
- اخبار بین الملل
- اخبار آسیای غربی
- 18 اسفند 1404 - 11:54
«محمد شاهدی» در گفتوگو با خبرنگار بینالملل خبرگزاری تسنیم، در ارتباط با همراهی آمریکا با رژیم صهیونیستی در تجاوز به خاک ایران گفت: یکی از مهمترین عواملی که سبب شد «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا وارد فاز تجاوز به ایران اسلامی شود، این بود که«بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر رژیم صهیونیستی و سایر سردمداران این رژیم محاسبات غلط خودشان را به آمریکا انتقال دادند. سفرهای متعدد نتانیاهو به آمریکا و دیدار مستقیم با ترامپ و سفر متقابل ترامپ و مسئولان نظامی و امنیتی آمریکایی به فلسطین اشغالی گواه این مدعی است،
در همین راستا نتانیاهو مدعی است محور مقاومت از بین رفته است و امروز چیزی بهنام مقاومت در غزه، کرانه باختری، لبنان، یمن و سوریه باقی نمانده است چرا که بهزعم وی با ترور رهبران و فرماندهان جبهه مقاومت این تشکیلات و جنبشها از بین رفتهاند لذا پنجره فرصت حمله به ایران باز شده است و این فرصت استثنایی را ترامپ نباید از دست دهد.
این کارشناس تحولات غرب آسیا با اشاره به جنگ غزه گفت: در جریان این جنگ نخست وزیر رژیم صهیونیستی ادعا کرد که اسرائیل در هفت جبهه مشغول نبرد با محور مقاومت است. پس از برقراری آتشبس در غزه مدعی شد که عملاً مقاومت در این باریکه را نابود و ناآرامیها را در کرانه باختری سرکوب کرده است، و در لبنان نیز با عملیات انفجار پیجرها و بیسیمها و ترور رهبران و فرماندهان حزبالله از جمله سید حسن نصرالله دبیرکل این جنبش اساساً چیزی بهنام مقاومت لبنان باقی نمانده است، همچنین پس از اجرایی شدن آتشبس، حملات به لبنان حدود 15 ماه است که ادامه یافته است و در این مدت هم توانست به زیرساختهای نظامی حزبالله و ترور هدفمند همچنان ادامه دهد و این در حالی است که حزبالله اساساً هیچ پاسخی نداده چراکه ضعیف شده و درگیر مسائل داخلی لبنان یعنی انحصار سلاح در دست دولت است.
وی اضافه کرد: رژیم صهیونیستی مدعی شد؛ "عملاً یمنیها با اجرای آتشبس غزه و همچنین حملات پیدرپی، ترور هدفمند فرماندهان نظامی و اعضای هیئت دولتشان امروز منفعل هستند، بنابراین، انصارالله یمن دیگر دست از مقاومت کشیده است حتی توانستیم در سوریه مداخله و نظام بشار اسد را سرنگون کنیم و این کشور را از محور مقاومت جدا سازیم و حکومتی در سوریه بر سر کار آوریم و تمام این تحولات بهسود تلآویو تمام شده است".
بهاعتقاد شاهدی، سردمداران رژیم صهیونیستی با چنین ذهنیتسازی توانستند رئیس جمهور آمریکا را در تجاوز به ایران با خود همراه کنند و مدعی شدند که ائتلاف محور مقاومت ضدصهیونیستی در منطقه غرب آسیا نابود شده است، البته تمام اینها توهمات محاسبات غلط صهیونیستهاست چرا که در غزه حماس هنوز زنده است و خلعسلاح نشده است و هر روز در کرانه باختری عملیات شهادتطلبانه انجام میشود. در لبنان حزبالله با نیروی تازهنفس حمله به شهرکهای شمالی صهیونیستی و حیفا و تلآویو را شروع کرده است و یمنیها دست روی ماشه دارند و ایران قدرتمندانه مواضع صهیونیستی و آمریکایی را در هم میکوبد.
این کارشناس تحولات غرب آسیا در پاسخ به این پرسش "رژیم صهیونیستی بهدنبال چیست؟" اظهار داشت: در جریان سفر «مودی» نخست وزیر هند به فلسطین اشغالی، نتانیاهو گفت که تلآویو بهدنبال ایجاد یک محور جدیدی «خاورمیانهای ـ مدیترانهای» در منطقه است.
بهادعای وی؛ "در این محور باید اسرائیل، هند، اتیوپی، سومالیلند، قبرس، یونان عضویت داشته باشند و در نظر داریم این محور را مقابل محور سنی منطقه قرار دهیم چرا که دیگر محور شیعی وجود ندارد و پس هدف بعدی حذف محور سنی در منطقه است".
در اینجا باید گفت که کشورهای سنی منطقه مثل ترکیه، عربستان، مصر، اردن و... باید احساس خطر کنند چرا که رژیم صهیونیستی امروز بهدنبال کنترل جوامع اهلسنت است.
وی افزود: نکته مهم دیگر که باید متذکر شوم این است که پس از 7 اکتبر (طوفان الاقصی در 15 مهر 1402) نتانیاهو بحث اسرائیل بزرگ را مطرح کرد، این بدان معناست که دیگر رژیم صهیونیستی تنها قائل به سرزمین فلسطین 27هزارکیلومتری نیست لذا بر این باور است که سوریه، لبنان، اردن، عراق، مصر، کویت و عربستان تمام اینها باید در چارچوب اسرائیل بزرگ باشد. امروز تمام کشورهای منطقه در معرض خطر قرار دارند چرا که بهگفته ترامپ اسرائیل خیلی کوچک است و باید بزرگ باشد تا بتواند توازن قوا در منطقه را حفظ کند و در مقابل، هیچ کشوری در منطقه نباید قویتر و بزرگتر از اسرائیل باشد.
این تحلیلگر تحولات منطقه راجع به نشست اخیر شورای همکاری خلیج فارس ابراز کرد: در این نشست «بدر البوسعیدی» وزیر امور خارجه عمان سخن جالبی بیان کرد و گفت؛ "ما تجربه تلخی داشتیم که نباید تکرار شود بنابراین بهمنظور تأمین امنیت منطقه باید ائتلاف متشکل از ایران، عراق، یمن و دیگر کشورهای عربی تشکیل شود."،
این اتقاق بزرگی است شما ملاحظه کنید که اکثر پایگاههای آمریکا در منطقه بعد از اشغال کویت در 1990 شکل گرفت، آن هم با چراغ سبز واشنگتن، در آن زمان شیخنشینها برای تأمین امنیت و حفظ حاکمیتشان تصمیم گرفتند با پول خودشان پایگاه درست کنند و در اختیار آمریکاییها قرار دهند این در حالی است که امنیت خریدنی نیست و باید بومی باشد.
پس از حملات موشکی و پهپادی ایران به پایگاههای آمریکایی در منطقه تمام کشورهای عربی متوجه شدند ایالات متحده حتی نمیتواند امنیت خود و متحد استراتژیکش یعنی رژیم صهیونیستی را حفظ کند چه برسد به کشورهای عربی که سالها صرفاً دلارهای نفتی هزینه کردند لذا باید ائتلاف جدیدی شکل بگیرد که در آن ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس حضور داشته باشند تا این ائتلاف بتواند امنیت اقتصادی، سیاسی و نظامی کل منطقه را تأمین کند.
وی با تأکید بر اینکه "آمریکا امروز هژمونی اقتصادی ـ نظامی و حتی یکسرهسازی خود را از دست داده است."، اظهار داشت: با توجه به ظهور قدرتهایی همچون چین، روسیه، هند و ایران در منطقه، آمریکاییها امروزه شاهد انتقال قدرت از غرب به شرق هستند البته همچنان تلاش میکنند با ابزارهایی بتوانند سرعت انتقال این قدرت را کُند کنند تا شاید بتوانند جلوی افولشان را بگیرند، با این حال، واشنگتن بارها اعلام کرده بهدنبال اجرای طرح خاورمیانه جدید است، یعنی یک «سایکس ـ پیکو» جدید شکل بگیرد، چیزی که سالهاست دنبال میکند تا بتواند بر منطقه قلب جهان که مرکز انرژی و تجارت جهان است سلطه داشته باشد تا نظم منطقه را بهنفع خود تغییر دهد اما اتفاقی که افتاد این بود که ایران بهعنوان یک بازیگر فعال و اثرگذار منطقهای نشان داد چهکسی میتواند محاسبات را بههم زند.
پیش از تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران حتی کارشناسان امنیتی فکر نمیکردند تهران بتواند اینچنین پاسخ کوبندهای و دقیقی بدهد. غربیها تصور میکردند ایران دارد بلوف میزند که جنگ منطقهای راه میافتد اما این اتفاق افتاد، با موشکها و پهپادهای بومی قوی و دقیق و با اشراف اطلاعاتی در کل منطقه حتی از مخفی شدن نظامیان در اتاقهای هتلها نیز اطلاع داشتند.
شاهدی درپایان تصریح کرد: زایش توازن قدرت جدید در منطقه انجام خواهد شد و در خاتمه این جنگ خواهید دید که نگاه دنیا و کشورهای منطقه نسبت به ایران تغییر خواهد کرد، روسیه، چین و حتی اروپاییها نگاه متفاوتی به ایران خواهند داشت، مطمئن باشید نظم جدید شکل خواهد گرفت که یک سر آن حتماً ایران خواهد بود، در این صورت، ما امنیت و قدرت داریم و انتقال انرژی میتواند با امنیت و سرعت بالا در منطقه انجام شود. قدرتهای بزرگ منطقه و جهان به این نتیجه خواهند رسید که بنشینند و با ایران مذاکره کنند چراکه این کشور قدرتی است که دیگر نمیتوانند آن را انکار کنند و نابودشدنی نیست.
انتهای پیام/+