از جهاد دفاعی تا گفتمان مقاومت، تحلیلی از منظر اندیشه سیاسی اسلام

به‌گزارش خبرگزاری تسنیم از تبریز، از منظر اندیشه سیاسی اسلام، مسئله جنگ و صلح در قالب مفهوم «جهاد» مورد بحث قرار می‌گیرد و یکی از مهم‌ترین انواع آن «جهاد دفاعی» است

در منابع فقهی و سیاسی اسلامی، جهاد دفاعی به حالتی اطلاق می‌شود که سرزمین، امنیت یا موجودیت جامعه مسلمانان در معرض تهدید یا تهاجم خارجی قرار گیرد. در چنین شرایطی دفاع از جامعه اسلامی نه تنها مجاز، بلکه یک تکلیف شرعی تلقی می‌شود.

بسیاری از فقهای اسلامی، چه در سنت شیعی و چه در سنت اهل سنت، بر این نکته تأکید کرده‌اند که دفاع در برابر تجاوز خارجی واجب است و حتی در برخی دیدگاه‌ها این دفاع می‌تواند به صورت واجب عینی بر همه افراد جامعه لازم شود.

در اندیشه سیاسی اسلام، مشروعیت جنگ به شدت وابسته به ماهیت دفاعی آن است. برخلاف برخی برداشت‌ها که جنگ را به عنوان ابزاری برای گسترش قدرت می‌بینند، در چارچوب هنجاری اسلام جنگ باید در پاسخ به تجاوز و برای رفع ظلم صورت گیرد. به همین دلیل اصول اخلاقی مشخصی نیز برای آن در نظر گرفته شده است؛ از جمله پرهیز از آسیب رساندن به غیرنظامیان، محدود بودن هدف جنگ به دفع تجاوز، و جلوگیری از تخریب بی‌رویه که این اصول نشان می‌دهد که در اندیشه اسلامی، جنگ صرفاً یک اقدام نظامی نیست، بلکه یک کنش اخلاقی و سیاسی است که باید در چارچوب عدالت و دفاع تعریف شود.

در دوره معاصر برخی متفکران مسلمان مفهوم جهاد دفاعی را در چارچوبی گسترده‌تر تفسیر کرده‌اند. در این رویکرد دفاع تنها به معنای دفاع از سرزمین نیست، بلکه دفاع از استقلال سیاسی، هویت فرهنگی و مقابله با سلطه خارجی نیز در آن جای می‌گیرد. به همین دلیل مفاهیمی مانند مقاومت، استقلال و مقابله با سلطه در گفتمان سیاسی برخی جریان‌های فکری جهان اسلام اهمیت یافته‌اند.

بر این اساس هنگامی که درباره درگیری‌های معاصر در خاورمیانه به خصوص تجاوز آمریکا و اسرائیل به خاک عزیز کشورمان سخن گفته می‌شود، برخی تحلیلگران تلاش می‌کنند این تحولات را در چارچوب مفاهیم اندیشه سیاسی اسلام مانند جهاد دفاعی یا مقاومت تحلیل کنند. در چنین تحلیلی معمولاً این پرسش مطرح می‌شود که آیا شرایطی که فقه و اندیشه سیاسی اسلامی برای مشروعیت دفاع بیان کرده‌اند در این منازعات نیز وجود دارد یا خیر؟ برای پاسخ به این مسئله باید عواملی مانند ماهیت آغاز درگیری، وجود یا عدم وجود تجاوز، تهدید امنیت و استقلال یک جامعه، و نیز شیوه‌های به‌کارگیری قدرت نظامی مورد بررسی قرار گیرد.

در نتیجه طرح این پرسش که آیا می‌توان منازعات اخیر را در چارچوب جهاد دفاعی تحلیل کرد، در واقع تلاشی برای پیوند دادن مفاهیم نظری اندیشه سیاسی اسلام با واقعیت‌های پیچیده سیاست بین‌الملل در دوران معاصر است. چنین رویکردی می‌تواند به فهم بهتر این موضوع کمک کند که مفاهیم کلاسیک اندیشه سیاسی اسلام تا چه اندازه قابلیت تبیین و تحلیل تحولات سیاسی و امنیتی امروز را دارند.

با توجه به این که شروع‌کننده جنگ از سوی دشمن ما بود و این که دشمن کشورمان اسرائیل و آمریکا رهبر امت اسلام ما و بسیاری از سرداران و مردمان مظلوم و بی‌گناه کشور مارا به شهادت رسانده‌اند به همین علت دفاع از خاک کشور واجب عینی از منظر اندیشه سیاسی اسلام است و همچنین در هر کشوری که پایگاه‌های دشمنان ما در آنجا قرار دارند هدف مشروع ماست و از هیچ منظری چه حقوقی یا اسلامی مورد ایراد و نقد و عذرخواهی واقع نیست، مقابله با دشمن متجاوز محدود به نقطه آغاز درگیری نیست و مراکزی که از آن‌ها برای حمله و تهدید استفاده می‌شود نیز می‌توانند در چارچوب منطق دفاعی مورد توجه قرار گیرند. در این برداشت، اقدام دفاعی به معنای تجاوز به سرزمین دیگران تلقی نمی‌شود، بلکه واکنشی در برابر تهدید و حمله‌ای است که پیش‌تر علیه یک کشور صورت گرفته است. از این منظر، هدف اصلی چنین اقداماتی دفع تجاوز، حفظ امنیت و جلوگیری از تکرار حملات دشمن عنوان می‌شود.

انتهای پیام/