حجله عزای رهبرمان تا انتقام خون شان برپاست
- اخبار استانها
- اخبار لرستان
- 17 اسفند 1404 - 12:02
به گزارش تسنیم از خرمآباد؛ آدم، عزادار که میشود، انگار تمام اتمسفر اطرافش را غم فرا میگیرد؛ خوابش، خوراکش، نگاهش، رفتارش و حتی خندههایش هم زیر بار عزا و غم له میشوند.
مردم ما این روزها عزایشان خیلی سنگین است؛ سنگینتر از غم فراق یک دوست، پدر و مادر و اقوام درجهیک. ما ایرانیان مردمی بهشدت احساساتی و عمیقاً وابسته هستیم؛ بهطوری که غم از دست دادنها برایمان بسیار سنگین و ملالتبار است.
این روزها که جامعه در غم بزرگ از دست دادن ولیامر، بغضآلود و غمناک است، مردم بغض در گلویشان را با خشم و نفرتی وصفنشدنی گره زدهاند و با هر عملی به دنبال تسکین درد فراقشان هستند. غم از دست دادن رهبر و پیشوای عزیزمان سایه سنگینی بر فعالیتهای روزانهمان گسترانده، اما این غم ما را دچار رخوت و سستی نکرده، بلکه پویاتر و مصممتر از گذشته زندگی را به جریان زمان سپردهایم.
«عزادار رهبرم هستم»؛ پیوندی از خانهها تا افقهای امت اسلامی
مردم شهر در کنار فعالیتهای روزانهشان، ساعاتی از شبانهروز را به عزاداری میپردازند. یکی از این نمودهای عزاداری، بستن حجلههای عزا در مساجد، منازل، تکایا و محلات سطح شهر است. مردم ما خوب میدانند که جنس عزایشان فرق میکند. وقتی عزیزانشان را از دست میدهند، در کنار غم بزرگی که تجربه میکنند، دیگران را تسلی میدهند، اما مردم عزادار ایران این روزها هر چه میکنند تسلی نمییابند. مراسمهای ختم قرآن و دعای دستهجمعی، تجمعات خیابانی و... که تمام میشود، دوباره رو به خانههایشان میآورند و در کنار حجلهای که بستهاند به غم عمیقشان فرو میروند.
بیش از یک هفته از فقدان رهبر عظیمالشان انقلاب میگذرد. در کنار سیاهپوش شدن چهره شهر، مردم ولایتمدار لرستان هم با برپایی مراسمهای عزا در خانههایشان، داغ فراق رهبرشان را تازه نگه داشتهاند. این روزها پویشی به نام "عزادار رهبرم هستم" راهاندازی شده است که افراد با برپایی حجلههای عزاداری تلاش دارند سوگواریشان را به زنجیره ممتد جامعه میلیونی امت اسلامی متصل کنند.
نسیم معتمدی، بانوی خرمآبادی، میگوید: «از همان ساعات اولیه شنیدن خبر شهادت رهبر عزیزمان، خانهمان طوفانی شد. پسرم، آراد، که هنوز پنج سال دارد، با گریه میگفت که پدربزرگم را از دست دادهام. در خانه ما مرسوم بود که حضرت آقا را بابابزرگ صدا میزدیم. آراد با دستان خودش برای حضرت آقا حجله بست و با قلب کوچکش غم بزرگی را تحمل میکند؛ غم از دست دادن بابابزرگ.»
روایت نسل نوجوان از داغی که بر دلها نشسته است
عارفه خورشیدوند، دختر نوجوان خرمآبادی، نیز میگوید: «ما آقایمان را از دست دادهایم. رهبرمان با هیچکس قابل قیاس نیست. بستن حجله عزا در خانهمان ایده من بود و پدر و مادرم هم استقبال کردند. من عکس حضرت آقا را که نگاه میکنم قلبم میگیرد، چون باورم نمیشود روزی بخواهم در نبود رهبرم برایش اینطوری عزاداری کنم. حجله عزای رهبرمان تا انتقام خونشان برپاست.»
نازنینزهرا ناصری، 13 ساله، هم میگوید: «مادرم به رسم هر سال برای عید سبزه کاشته بود، ولی وقتی خبر شهادت حضرت آقا را شنیدیم شوکه شدیم. خیلی ناراحت شدیم و تمام ذوق و شوقی که برای عید فطر و عید نوروز داشتیم از بین رفت. من هم گفتم حالا که امسال عزادار هستیم، به جای سفره عید برای حضرت آقا حجله ببندیم. همان سبزه عید را روی سفره عزای رهبرم گذاشتم. خیلی ناراحتم و امیدوارم امام زمان خودش کمکمان کند تا این غم بزرگ را تحمل کنیم.»
این روزها، خانهها همه رنگ ماتم گرفتهاند. کسی را خوشحال نمیبینی؛ همه در غم فراق و فقدان رهبر معظم انقلاب هستند. هرچند زندگی در شهر جریان دارد، اما بغض سنگینی بر آسمان شهر سایه افکنده است. مردم افطاریشان را در کنار عکس قابشده رهبرشان میخورند. شبها با مشتهای گرهکرده فریاد «مرگ بر آمریکا و اسرائیل» سر میدهند و سحری را با بغض بر سر سجادههای نماز به صبح میرسانند.
از عمق ماتم تا طلوع امید؛ فردایی که منتظرانش میسازند
جنگ، مردم ما را قویتر کرده است. این مردم سالهاست یاد گرفتهاند زیر آماج بلا و فتنه و جنگ دوام بیاورند. جهان هنوز مردمان ایران را نشناخته است؛ مردمی که در بلایا نهتنها از پا درنمیآیند، بلکه مصممتر، محکمتر و قویتر به زندگی ادامه میدهند. حتی زمانی که صدای انفجار موشکهای لشکر شیاطین، خواب را از چشمشان میگیرد، باز مانند سرو سهی پابرجا و محکم میایستند؛ حتی زمانی که قائد و ولیشان در بینشان نیست، باز هم سعی میکنند حضورش را حس کنند.
آنها نمیگذارند این فقدان عرصه را برای نااهلان و کفتاران باز کند. مردمی که منتقم هستند، این روزها چشمشان به آینده است؛ آیندهای بس درخشانتر از امروز و دیروز. آنها فردا را امیدوارکننده تصور کرده و باور دارند فردایی عاری از جنگ، ظلم، خشونت و ترور در راه است. فردایی که جمهوری اسلامی رقم میزند، قرار است زمینهساز ظهور منجی عالم بشریت باشد؛ منجیای که نائبش در صف اول لشکر مبارزه با کفر و ستم اشقیاست؛ اشقیایی از جنس آمریکا و اسرائیل خونخوار. بهزودی آن آینده رقم میخورد و ما میبینیم که رهبرمان رجعت کردهاند؛ رجعتی از جنس امید و اینچنین غمهای تمام عالم پایان مییابد.
انتهای پیام/