«ادب اخلاقی» و روایت‌گری همگانی حماسه امروز ایرانیان

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، متن زیر یادداشتی است که حجت الاسلام والمسلمین محسن الویری، استاد تاریخ دانشگاه باقرالعلوم(ع) درباره چگونگی نوشتن حماسه این روزهای مردم ایران نوشته است: 

ادب اخلاقی و ایرانیان عصر ساسانی 

ایرانیان در عصر ساسانی عشق و علاقه زیادی به نوشته‌ها و گفته‌هایی که شامل مضامین اخلاقی بوده داشته‌اند. این که می‌گوییم در عصر ساسانی، بدان جهت است که اطلاعات ما در این زمینه هر چه هست از این عصر است و آن چه هم از پیشینیان و دانایان روزگار کهن روایت شده، باز به این عصر برمی‎‌گردد، وگرنه دلیلی نیست که این گونه مضامین از قدیم در ایران رونق و رواجی نداشته است ...

این عشق و علاقه ایرانیان به این‌گونه مضامین اخلاقی به دوران اسلامی نیز سرایت نمود، و گوشه‌ای از آن در آثار مؤلفان اسلامی نیز منعکس گردید ... اهمیتی که این رشته از ادب را در آن دوران بوده، باعث گردیده بود که در طراز لباسها و حاشیه فرشها یا کناره سفره‌ها یا در میان بعضی از ظروف به جای نقش و نگار یا در ضمن نقش و نگار سخنان کوتاه و پندآمیز بنویسند ... (ذکر چند نمونه)

.... همه اینها و آن چه در ادبیات فارسی و عربی از آنها بر جای مانده دلالت دارند بر این که این رشته از ادب و پند و موعظه را در روزگار ساسانیان رواجی بس عظیم بوده و مردم آن روزگار بدانها سخت دلبسته و پایبند بوده‌اند تا جایی که این گونه ادب و حِکَم را از خصائص فرهنگ مشرق زمین شمرده‌اند و آنچه را هم از این گونه سخنان در کتب ادب و تاریخ اسلامی به تنی چند از فیلسوفان یونانی مانند سقراط و افلاطون و دیوجانس و بطلمیوس و فیثاغورس و ارسطو نسبت داده شده آنها را هم زائیده روح شرقی و متأثر از همین آداب دانسته‌اند، نه تراشی از فکر یونانی ...." ( تاریخ و فرهنگ ایران در دوران انتقال از عصر ساسانی به عصر اسلامی، محمد محمدی ملایری، (تهران: توس، چ 2، 1385 ش.)، جلد چهارم، صص 256 ـ 259)

ریشه ایرانی "ادب اخلاقی" به مفهوم متن ادیبانه کوتاه و دربردارنده مضمونی اخلاقی و چگونگی راه یافتن آن به دوره اسلامی به زیبایی در این کتاب ارزشمند مرحوم دکتر محمدی ملایری توضیح داده شده است. یکی از شواهد مورد استناد آقای دکتر محمدی ملایری جمله‌ای از جاحظ در کتاب المحاسن و الاضداد است. جاحظ (255 ق.) نخستین فصل این کتاب خود را به "محاسن الکتابة و الکتب" (در خوبی‌های نوشتن و نوشته‌ها) اختصاص داده و در آغاز این فصل چنین آورده است:

"کانت العجم تقید مآثرها بالبنیان و المدن و الحصون، مثل ...  ثم أن العرب شارکت العجم فی البنیان، و تفردت بالکتب و الأخبار، و الشعر و الآثار ... و تصنیف الکتب أشد تقییدا للمآثر على ممر الأیام و الدهور من البنیان، لأن ... و کانت العجم تجعل الکتاب فی الصخور، و نقشا فی الحجارة، و خلقة مرکبة فی البنیان، فربما کان الکتاب هو الناتئ، و ربما کان هو المحفور، إذا کان ذلک تاریخا لأمر جسیم، أو عهدا لأمر عظیم، أو عظیم، أو موعظة یرتجى نفعها، أو احیاء شرف یریدون تخلید ذکره، کما کتبوا ..." (المحاسن و الاضداد، بیروت: دار و مکتبة الهلال، 2002 م.، ص 19)

یعنی:

"ایرانی‌ها دستاوردهای خود را در بناها و شهرها و قلعه‌ها ثبت می‌کردند، مانند ... سپس عربها در ساختمان‌سازی همچون ایرانیان عمل کردند ولی نوشتن کتاب و اخبار و شعر و آثار را مستقل از ایرانی‌ها پیش گرفتند ... و نگارش کتاب برای نگاه داشتن دستاوردها در گذر ایام و روزگاران از ثبت در بناها بهتر است، زیرا ... و ایرانیان نوشته‌های خود را بر صخره‌ها می‌نگاشتند و روی سنگ‌ها حکاکی می‌کردند و ترکیبی از این دو هم در بناها دیده می‌شد. و این نوشته‌ها که گاه نقش برجسته بود و گاه حکاکی شده در درون سنگ، گاه تاریخ‌گذاری رویدادی بزرگ بود و یا پیمانی مهم یا رویدادی بزرگ یا اندرزی که امید می‌رفت سودمند باشد و یا زنده نگاه داشتن شرافتی که می‌خواستند یادش جاودانه بماند، همان گونه که در ...."

از کنار هم  نهادن گزیده عبارات جاحظ و توضیحات مرحوم محمدی ملایری، روشن می‌شود که یکی از شیوه‌های کهن ایرانیان برای تبلیغ و ترویج اندرزها و توصیه‌های حکمت‌آمیز و اخلاقی دست کم از زمان ساسانیان به این سو بهره بردن از فضای موجود در ابزار و ادوات مورد استفاده در زندگی روزمره است. (ادامه دارد)

گزیده‌نویسی‌های اخلاقی و حِکمی روی تاج پادشاهان، دسته خنجرها وشمشیرها، حاشیه سپرها، حاشیه بیرونی و درونی و گودی ظروف، سربندها، حاشیه لباسها، حاشیه پارچه‌های مورد استفاده برای انواع رواندازها، بدنه قلمدان‌ها، کاشی‌های سر در منازل و ساختمان‌ها به مثابه یک سنت ایرانی از عهد ساسانی به دوره اسلامی منتقل شد و در گستره‌ای فراختر تداوم یافت.

این گزیده‌گویی همراه با زیبانویسی و پرمایه‌نویسی در دیوان‌های انشاء و خاتم بالید و قوام یافت و منشیان و دیوانیان در این فن مهارت یافتند. یکی از ریشه‌های تاریخی نوشتن منشآت مانند گلستان سعدی نیز همین سنت ایرانی بود. این سنت ایرانی حتی پس از سیطره مدرنیته از بین نرفت و افزون بر موارد پیش‌گفته، دیوارنوشته‌های مدارس و درج سخنان حکمت‌آموز پشت دفترچه‌ها و روی بدنه انواع قلم‌ها، تابلوهایی که روی پل‌ها در معرض دید رهگذران نصب می‌شود، و پشت اتومبیل‌ها به ویژه اتومبیل‌های سنگین نمودی از تداوم این سنت هستند. یکی از سرگرمی‌های آموزنده برای کوچک و بزرگ در مسافرت‌ها خواندن این عبارات پشت اتوبوس‌ها و کامیون‌هاست.

این مقدمه بلند تاریخی گفته شد تا به این ذی‌المقدمه کوتاه اشاره شود که یکی از راه‌های ثبت و ترویج حماسه بزرگی که این روزها در کشورمان رقم می‌خورد و ما به پیروی از اجدادمان می‌خواهیم یاد این شرافت جاودانه بماند (به قول جاحظ: ... احیاء شرف یریدون تخلید ذکره) تکیه بر این سنت ایرانی و استفاده از این ظرفیت تبلیغی است.

کوتاه‌نوشته‌های زیبایی که ذوق ادب‌دوست ایرانی در ستایش امام شهید، در وصف سلحشوری ایرانیان، در رسم پستی دشمنان ما در شرح جنایت‌های آنها در تقویت انسجام ملی کشور عزیزمان و در بیان همدلی بی‌مانند مردم نجیب کشورمان خلق می‌کند، هم عرصه‌ای است برای بروز خلاقیت ادبی هموطنان عزیزمان و هم راهی برای عرضه آن  چه می‌بینیم و آن چه حس می‌کنیم و هم شیوه‌ای کم‌هزینه و دارای ماندگاری و اثرگذاری بیشتر برای فرهنگ‌سازی و عمومی‌سازی خوبی‌ها.

به عنوان نمونه به این چهار جمله کوتاه و زیبا و پرمغز بنگرید که در شرح هر یک، رساله‌ای می‌توان نوشت:

  1. سخت است سر شب رمضان باشد و ناگه ـ چون صبح شود، ماه محرم شده باشد.
  2. گلِ شهر ما پرپر شد ... شهر پر از عطر گلاب است.
  3. یک عمر بگفتیم جانم فدای رهبر ـ او بود که جان خود را فدای ما  کرد.
  4. در تاریخ بنویسید: سیدعلی خود و خاندان خود را فدای ایران کرد ولی پهلوی، ایران را فدای خود و خاندان خود.

افزون بر پیامک‌ها و پیام‌هایی که در فضای مجازی دست به دست می‌شود، می‌توان از سر در مساجد و اماکن عمومی اعم از مدارس و دانشگاه‌ها و باشگاه‌ها و ادارات، معابر عمومی و شیشه‌نویسی اتومبیل‌ها برای به نمایش گذاشتن این نوع نوشته‌ها حتی با ذکر نام پیشنهاددهنده آن بهره برد تا مردم به ویژه جوانان عزیزمان برای تولید این نوع پیام‌ها تشویق شوند. به نظر می‌رسد هزینه این نوع فرهنگ‌سازی در مقایسه با بسیاری از روش‌های متعارف کنونی، اندک و آورده‌های آن بسیار باشد.

این پیشنهاد نیز گزاف نیست که موزه دفاع مقدس بخشی را با عنوان "تاریخ اجتماعی روایت‌گری حماسه" برای گردآوری و ثبت و مستندسازی این کوتاه‌نوشته‌ها برای مطالعات و پژوهش‌های پسینی تدارک ببیند. خود و دوستان و دانشجویان خوش‌ذوق را به مشارکت در تولید این نوع پیام‌ها و ثبت و به اشتراک‌گذاری و گردآوری آنها فرا می‌خوانم.

انتهای پیام/