بلوغ سیاسی جامعه؛ دستاورد بزرگ رهبری امام خامنه‌ای

خبرگزاری تسنیم ـ علی باشتنی سبزواری*؛ آغاز هرگونه ارزیابی از تحولات سیاسی معاصر جمهوری اسلامی ایران، پس از شهادت جانسوز شهید آیت‌الله خامنه‌ای(رضوان الله علیه)، ناگزیر مستلزم بازخوانی همه‌جانبه دوران رهبری ایشان و تحلیل پیامدهای فکری و اجتماعی آن است. چهار دهه هدایت نظام سیاسی در شرایطی مملو از بحران‌های منطقه‌ای، فشارهای بین‌المللی و دگرگونی‌های اجتماعی، بستری کم‌نظیر برای مطالعه الگوهای رهبری سیاسی در جوامع انقلابی فراهم می‌آورد. در میان ابعاد متعدد این دوره، یکی از مهم‌ترین محورهای قابل‌توجه، تلاش مستمر ایشان برای ارتقای «بلوغ سیاسی جامعه» و تبدیل توده‌های اجتماعی از مخاطبان منفعل سیاست به کنشگران آگاه در عرصه عمومی است. از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، بلوغ سیاسی به فرایندی اطلاق می‌شود که در آن جامعه به‌تدریج توانایی تشخیص موقعیت‌های پیچیده سیاسی، مشارکت مسئولانه در تصمیم‌های جمعی و حفظ انسجام اجتماعی در شرایط بحران را به‌دست می‌آورد. بر این اساس، بررسی راهبردهای فکری و عملی رهبر شهید در هدایت این فرایند، می‌تواند تصویری روشن از نسبت میان رهبری سیاسی و رشد ظرفیت‌های آگاهی و مشارکت در جامعه ایرانی ارائه دهد.

در منظومه فکری رهبر شهید، جامعه اسلامی تنها مخاطب سیاست نیست، بلکه رکن اصلی پایداری نظام به‌شمار می‌آید. از این منظر، ارتقای بلوغ سیاسی جامعه نه یک فعالیت حاشیه‌ای، بلکه بخشی اساسی از راهبرد کلان حفظ و تقویت نظم سیاسی است؛ تلاشی برای توانمندسازی مردم به‌عنوان کنشگران آگاه در مواجهه با تحولات داخلی و فشارهای خارجی.

بر مبنای چنین درکی از نقش جامعه در پایداری نظم سیاسی، بخش مهمی از کنش رهبری در دوران هدایت جمهوری اسلامی را می‌توان در قالب مجموعه‌ای از راهبردهای هدفمند برای ارتقای بلوغ سیاسی جامعه تحلیل کرد. این راهبردها، که در طول سال‌های متمادی و در بستر تحولات گوناگون داخلی و بین‌المللی پیگیری شده‌اند، در مجموع به تقویت ظرفیت تحلیل سیاسی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی در میان اقشار مختلف جامعه انجامیده‌اند. نخستین راهبرد، نهادینه‌سازی مشارکت سیاسی به‌عنوان یک ارزش عمومی است. در این چارچوب، تأکید مستمر بر اهمیت حضور مردم در انتخابات و فرآیندهای تصمیم‌گیری سیاسی، نه صرفاً به‌عنوان یک سازوکار حقوقی، بلکه به‌عنوان شاخصی از مسئولیت اجتماعی و بلوغ سیاسی جامعه مطرح شده‌است.

چنین رویکردی به‌تدریج به شکل‌گیری نوعی فرهنگ مشارکت انجامیده که در آن کنش سیاسی شهروندان بخشی از هویت اجتماعی آنان تلقی می‌شود. دومین راهبرد، تقویت بصیرت سیاسی در مواجهه با شرایط پیچیده و بحران‌های سیاسی است. در ادبیات فکری شهید آیت‌الله خامنه‌ای، مفهوم بصیرت به توانایی جامعه برای تشخیص لایه‌های پنهان منازعات سیاسی و تمایز میان رقابت‌های طبیعی سیاسی و پروژه‌های بی‌ثبات‌سازی اشاره دارد. طرح مکرر این مفهوم در مقاطع حساس تاریخی، تلاشی برای ارتقای قدرت تحلیل سیاسی جامعه و جلوگیری از غلبه واکنش‌های هیجانی در بزنگاه‌های سیاسی بوده است.

سومین راهبرد را می‌توان در قالب گفتمان‌سازی مستمر و تولید آگاهی عمومی تحلیل کرد. حضور فعال رهبری در عرصه تبیین مسائل سیاسی و اجتماعی و طرح مفاهیمی که به افزایش قدرت تحلیل عمومی می‌انجامد، به‌تدریج نوعی فضای گفتمانی در جامعه ایجاد کرده است که در آن مسائل کلان سیاسی به موضوع گفت‌وگوی عمومی تبدیل می‌شوند. چنین فرایندی به ارتقای سطح آگاهی جمعی و شکل‌گیری نوعی فرهنگ تحلیل سیاسی در میان اقشار مختلف جامعه کمک کرده است. چهارمین راهبرد، تقویت الگوی مرد می‌سازی سیاست و مسئولیت اجتماعی است.

در این چارچوب، جامعه نه صرفاً به‌عنوان مخاطب تصمیم‌های سیاسی، بلکه به‌عنوان بازیگری فعال در عرصه‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی و حتی امنیتی مورد توجه قرار گرفته است. تقویت روحیه مشارکت اجتماعی، حمایت از فعالیت‌های داوطلبانه و تأکید بر نقش مردم در حفظ و تقویت سرمایه اجتماعی، در مجموع به شکل‌گیری نوعی پیوند میان آگاهی سیاسی و کنش اجتماعی انجامیده‌است؛ پیوندی که یکی از مؤلفه‌های اصلی بلوغ سیاسی جامعه محسوب‌می‌شود.

راهبردهای شهید امام خامنه‌ای در ارتقای بلوغ سیاسی، پیامدهای شاخصی در جامعه داشته است. نخست، افزایش آگاهی سیاسی عمومی که مردم را قادر می‌سازد تحولات داخلی و فشارهای خارجی را تحلیل و تصمیمات مسئولانه بگیرند. دوم، شکل‌گیری جامعه مقاوم در برابر جنگ شناختی و رسانه‌ای که توان مقابله با شایعات و تحریف‌ها را دارد. سوم، تقویت سرمایه اجتماعی و انسجام سیاسی از طریق ایجاد اعتماد، گفت‌وگو و مشارکت فعال در فعالیت‌های داوطلبانه. این روند، جامعه را توانمند می‌کند تا در شرایط بحران، انسجام خود را حفظ کرده و در برابر پروژه‌های بی‌ثبات‌سازی مقاومت فعال داشته‌باشد.

تلاش‌های رهبر شهید برای ارتقای بلوغ سیاسی، پروژه‌ای بلندمدت و عملیاتی برای توانمندسازی مردم بوده است. این راهبردها جامعه را قادر ساخته تا آگاهانه در صحنه سیاسی و اجتماعی حضور یابد و ظرفیت مقاومت در برابر فشارها و تهدیدها را تقویت کند. امروزه، در شرایط حملات دشمنان خارجی و تهدیدهای داخلی، این بلوغ سیاسی بیش از هر زمان دیگری حیاتی است و می‌تواند انسجام اجتماعی را حفظ کرده و تهدیدهای بی‌ثبات‌سازی را مدیریت کند. بدین ترتیب، بازخوانی دوران رهبری شهید امام خامنه‌ای نه‌تنها ارزش تاریخی دارد، بلکه نقشه راه عملی برای ارتقای توان سیاسی و اجتماعی امروز جامعه ایرانی ارائه می‌دهد.

*دانش آموخته سطح 4 حوزه علمیه قم

انتهای پیام/