از زاگرس تا قدس/ عهد عشایر لرستان برای خون‌خواهی رهبر شهید

به گزارش خبرگزاری تسنیم از خرم‌آباد، در زاگرس، خون تاریخ مکتوب این سرزمین است. خونِ ریشه‌دوانده در اعماق خاکِ بلوط‌زارها. خونِ شهید، در زاگرس، یک رویدادِ خطیِ تاریخی نیست؛ یک حلقهٔ تکرارشوندهٔ کیهانی است.

این خون، نخستین فریادِ حق در گاهِ آفرینش بود و آخرین نجوای پایداری در آخرین نفسِ زمان خواهد بود. هیچ عنصری در این سرزمین به‌اندازهٔ خونِ شهید، به حقیقتِ هستی نزدیک نیست.

عشایر زاگرس، با خون تاریخ را بازمی‌نویسند. تجمع آنان با برنو در اسفند 1404، برای خون‌خواهی رهبر شهید انقلاب از اعماق حافظهٔ جمعی این قوم سربرمی‌آورد.

تفنگ بخشی از تاریخ زندگی در کوهستان است. در سرزمینی که راه‌ها دشوار، فاصله‌ها طولانی و امنیت اغلب بر عهده خود مردم بوده، تفنگ سال‌ها همراه مردان ایل بوده‌است.

در کنار این تصویر، موسیقی و شعر نیز همیشه در فرهنگ زاگرس حضور داشته‌است. یکی از شناخته‌شده‌ترین نغمه‌ها در میان مردم لر، آواز «دایه‌دایه» است.

در لرستان زندگی همیشه با صداها معنا پیدا کرده؛ صدای زنگ گله‌ها در شیب کوه، صدای آب در پیچ دره‌ها، صدای باد در میان بلوط‌های کهن و صدای لالایی مادران در سیاه‌چادرها.

مردم این سرزمین با همین صداها بزرگ می‌شوند. هر صدا نشانی از یک شیوه زندگی است و هنوز هم می‌توان ردّی از همان عناصر قدیمی را دید: مردانی با لباس‌های محلی، تفنگ‌هایی که بر شانه قرار گرفته‌اند، و نوای آشنای کمانچه و دهل.

خونِ رهبر شهید، در زاگرس، یک رویدادِ تاریخیِ ساده نیست؛ تقدس‌ساز است. هیچ عنصری در این سرزمین به‌اندازهٔ خونِ رهبر شهید، علیه اشغالگران قدس آتشین نیست.

خونِ او، تصویری میان بلندی‌های جولان و قلل زاگرس است، فریادی که از لرستان برمی‌خیزد، از مرزهای جغرافیا می‌گذرد و در کرانه‌های دریای مدیترانه ریشه می‌دواند.

انتهای پیام/ 644