راز بقایِ نظام؛ ولایت ناظر بر اکثریت

به گزارش گروه حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر قاسم ترخان، مدیر و عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در تحلیلِ «مدل حکمرانی» در اندیشه‌ی رهبری، «ولایت‌فقیه» را به مثابه‌ی شاخصه‌ای از «ولایتِ کلیه» تعریف کرده و تحقق آن را منوط به درکِ دقیقِ سه بُعد اساسی می‌داند که با یکدیگر ارتباط ارگانیک دارند.

وحدت؛ مصلحتِ برتر بر منازعاتِ فروعی (درسِ هارون)

حجت‌‌الاسلام ترخان، «حفظِ اصلِ دین و نظام» را «بزرگ‌ترین معروف» معرفی می‌کند. برای تبیینِ این امر، به داستانِ حضرت هارون(ع) استناد می‌شود. هارون در برابرِ گوساله‌پرستی، مصلحتِ «جلوگیری از تفرقه و خونریزی» را بر «مبارزه فوری با شرک» ترجیح داد، زیرا بر این باور بود که «وحدتِ امت»، بنیانِ قابلِ اصلاح است، اما شکاف در صفوف، جبران‌ناپذیر است. این استراتژی، در کلام رهبری نیز متجلی است: «دوقطبی کردنِ جامعه»، یعنی همان «تفرقه‌ی در امت» که شکایتِ آن نزد خدا خواهد بود. لذا، هیچ مصلحتِ جزئی، اجازه‌ی بر هم زدنِ انسجامِ کلی را نمی‌دهد.

تقابلِ هویتی؛ مبارزه با «طاغوت» بهجای «هسته‌ای»

بُعد دوم، تعیینِ مرزِ شفاف با قدرت‌های متضاد است. سخن از «ایمان» است، نه صرفِ منافع. آیات قرآن مثل 120بقره، 82 مائده و 9 بروج، نشان‌می‌دهد که کینه‌ی دشمنانِ اصلی (یهود و مشرکان) ریشه در «هویتِ ایمانی» ما دارد. آنها با «ملتِ محمد» مشکل دارند.

دکتر ترخان تأکید کرد: «طاغوتِ امروز»، تجلیِ فرعونِ دیروز است؛ قدرت‌های استکباری همچون ترامپ که با کشتارِ کودکان، همان سیاستِ «قتلِ پسران و زنده نگه‌ داشتنِ زنان» را پیش می‌گیرند. اسلام، قیام علیه این طاغوت را واجب می‌داند، چنانکه در فتح: 29 آمده است.

معیارِ قضاوتِ تاریخ؛ «سعدِ ربیع» در برابرِ «خواجه ربیع»

سومین و محوری‌ترین بُعد، «ارتباطِ دائمی با امام و رهبر» است. امام، «نخِ تسبیح» جامعه است. تاریخ، «اعمالِ فردی» را معیارِ قضاوت قرار نمی‌دهد؛ بلکه «تصمیماتِ بزنگاه‌ی» را می‌سنجد. سعد ربیع، در اوجِ جراحت در احد، بر لزومِ عدمِ کوتاهی در قبالِ «محورِ وحدت» تأکید کرد؛ یعنی حفظِ ارتباط با پیامبر(ص)، حتی به قیمتِ جان. اما خواجه ربیع: نمادِ «گناهِ اجتماعی» ناشی از جدایی از امام است. زاهدی که در زمانِ فتنه‌ی معاویه، از نصرتِ امیرالمؤمنین(ع) سرباز زد و قیامِ امام‌حسین(ع) را صرفاً «حرفِ دنیایی» خواند. این نشان‌می‌دهد که «عبادتِ فردیِ بدونِ تبعیت از امامِ زمان»، محکوم‌به «گناهِ اجتماعی» است.

مدل حکمرانی اسلامی، نیازمندِ «حمایتِ قاطع از رهبری جدید» است. معیار سنجش در قیامت، همان چیزی است که سعد ربیع فریاد زد: ایستادن در کنار «محور وحدت». هرگونه تلاش برای «تفرقه» و «دوقطبی‌سازی»، بازتولیدِ سیاستِ طاغوت و تکرارِ اشتباهِ خواجه‌ربیع در تاریخ خواهد بود.

انتهای پیام/