عزاداری یکپارچه در شیراز؛ از سحرگاه تلخ تا خشم انقلابی در حرم شاهچراغ

به گزارش خبرگزاری تسنیم از شیراز، فاطمه اسدزاده خبرنگار تسنیم در دلنوشته‌ای به روایت لحظات اولیه انتشار خبر شهادت رهبر فرزانه انقلاب اسلامی پرداخت. متن این دلنوشته بدین شرح است:

سحرگاهان برای سحری بیدار می‌شوم، همسر و پسرم با آغاز جنگ تحمیلی سوم و از بعد از ظهر شنبه، آماده‌باش و در پایگاه حضور دارند و تنها هستم. تلویزیون را روشن می‌کنم و به آشپزخانه می‌روم برای آماده کردن سفره سحر، صدای پدافند، آرامش بخش دل است چون می‌دانم فرزندان عزیز ایران، پاسدار میهن اسلامی‌شان هستند. ناگاه چشمم به تلویزیون با عکس رهبر عزیزتر از جانم می‌افتد و پیام قرمز پایین صفحه... انگار چشمم درست نمی‌بیند... چی نوشته؟ مات می‌شوم... زانوام تحمل وزن بدن را ندارد...می‌افتم...شوکه هستم...مگر می‌شود؟ چشمم مشکل دارد؟ غیرممکن است...حتی از فکر کردن به همچین روزی می‌ترسیدم و امروز، این خبر را با چشم‌هایم می‌بینم و با گوش‌هایم می‌شنوم.

چندسالی است اخبار شهادت فرماندهانم را مخابره می‌کنم اما دل خوش به حضور آقا بودم...همیشه می‌گفتم "سر خم می سلامت شکند اگر سبویی" و امروز.

به خود که می‌آیم، به سر و صورت خود می‌زنم. فریاد "یا صاحب‌الزمان" و "یا خدا مددی" خود را می‌شنوم. انگار عنان بدن از دست خارج شده. اذان می‌گویند و اذان، آرامشی به همراه دارد.

سحری می‌ماند روی میز، و نماز، آرامش‌بخش روح زخمی‌ام است...اما معنی هلهله و سوت و جیغ‌های یزیدیان را در شب گذشته می‌فهمم. باز گریه و اشک امان نمی‌دهد، اما برای دل حضرت زینب(س)؛ دیشب این یزیدیان می‌دانستند چه شده و شادی می‌کردند، اما حال که عالم از این خبر جانکاه آگاه شده، زمین ساکت است و نوای قرآن به گوش می‌رسد...همسایه‌ها صوت ملایم قرآن گذاشته‌اند و همین، روح را آرام می‌کند.

اشک امانم نمی‌دهد. طاقت ماندن در خانه را ندارم. راهی می‌شوم...حرم، همیشه آرامگاه عاشقان است و حرم شاه‌چراغ(ع) اولین جایی است که به ذهنم می‌آید. مردم دسته دسته می‌آیند. همه نالان، همه شکسته، اما در عمل، ایستاده پای مکتب امام شهیدشان... همه خواهان انتقام، همه منتظر "ظهور"، همه عاشق...

آری! پس از اعلام خبر شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای، شهر شیراز و استان فارس همچون همه ایران، حتی فراتر، همه زمین، در غم و اندوه فرو رفت. در پی این ضایعه، آیین‌های مردمی و رسمی در حرم مطهر شاهچراغ (ع) و میادین اصلی شهر برگزار شد و مردم و مسئولان استان قبل از ساعت اعلامی، از حرم به سمت میدان امام حسین(ع) راهی می‌شوند تا بر لزوم تداوم راه شهدا تأکید کنند.

از ساعات اولیه فضای شیراز رنگ عزا به خود گرفت؛ خیابان‌های منتهی به حرم مطهر شاهچراغ(ع) و میادین اصلی، مساجد، هیآت، و خیابان‌های شهر مملو از جمعیت سوگوار شد؛ از دانش‌آموزان و دانشجویان تا بازاریان و خانواده‌های معظم شهدا. زنان و مردان، با هر تیپ و فکر و عقیده‌ای امروز داغدارند و با سردادن شعارهای "مرگ بر آمریکا" و "مرگ بر اسرائیل" و "الله اکبر" و "حیدر حیدر"، عمق ارادت خود به رهبر عزیزشان را به نمایش گذاشتند. حس و حال شهر ترکیبی از اندوه عمیق و خشم انقلابی است.

مردم سومین حرم اهل بیت(ع)، در عین سوگواری، مصمم و استوار مدعی ایستادگی در راه رهبر عظیم‌الشان انقلاب هستند و در این پنج شب، از افطار تا پاسی از شب در خیابان‌ها به عزاداری و خونخواهی مشغولند؛ اما کفتارهای داخلی با حمایت و مدیریت ایادی خارجی‌شان، منتظر آرام شدن فضا هستند تا بار دیگر بر طبل بکوبند و در نبود پدر امت، ایران عزیزمان را تیکه تیکه کنند؛ غافل از اینکه اگر روزی (خدای ناخواسته) پای این دشمن شیطانی به ایران باز شود، وطن‌فروشان در اولویت نابودی‌اند و خودشان را به ورطه هلاکت می‌افکنند.

اما مردم با مدد الهی، و خستگی‌ناپذیر در میدان هستند و منتظر بیعت با نائب جدید امام عصر(عج) تا با یاری ایشان، این غده‌های سرطانی را برای همیشه از زمین پاک کنند.

این روزها انگار ایران، تنها نیست؛ آزادگان جهان، همه به میدان آمده‌اند و صف خود را از صف شیاطین اپستین جدا کرده و این، انگار همان صف‌آرایی همه جبهه خیر و حق با همه جبهه باطل و شیطان است که این روزها شاهدش هستیم.

به امید ظهور هرچه زودتر صاحبمان، امام غائبمان، حضرت حجت‌ابن الحسن العسکری

انتهای پیام/424/