یادداشت|ایران، معمارِ دالانِ مرگ در آسمانِ خاورمیانه

خبرگزاری تسنیم-یادداشت-حسن عرفانیان|چهاردهم اسفند، ششمین روزِ نبردی است که یک سؤال واحد، اتاق‌های فکرِ واشنگتن و تل‌آویو را به‌هم ریخته است: «چرا ایران، در کنار زدنِ مراکز مهم نظامی، این‌چنین متمرکز رادار می‌زند و چشمِ شبکه‌ی دفاعی ما را کور می‌کند؟»

پاسخ روشن است: ایران، علاوه بر شکارِ فرماندهان و انبارها، این‌بار ساختارِ دیدن و واکنشِ دشمن را هم هدف گرفته است؛ ما دیگر با قواعدِ سابق نمی‌جنگیم، امروز روزِ جنگِ «کور کردنِ مغزِ دفاعی» در کنار فرسودنِ عضلات است.

در همان ساعات نخست، راهبردِ «توزیعِ نامتقارنِ آتش» اجرا شد و نبرد از تهران و سرزمین‌های اشغالی فراتر رفت و به جغرافیای کشورهای متعدد کشیده شد تا آمریکایی که از ناوها و پایگاه‌های عربی برای ضربه به ایران استفاده می‌کند در همان پایگاه‌ها احساس امنیت نکند؛ در چنین میدانی است که پاسخِ سؤالِ اول روشن‌تر می‌شود: آنچه در روزهای گذشته دیدید، ساختنِ «دالان» برای طوفانِ اصلی بود.

ما قبل از شلیک‌هایِ سنگین و حملاتِ گسترده به مراکز حیاتی، باید چشمِ دشمن را کور می‌کردیم؛ راهبردی که با تمرکز بر انهدامِ زیرساخت‌های پایش‌گرِ منطقه‌ای کلید خورد.

ابتدا رادار اخطار زودهنگام AN/FPS‑132 در قطر، با ارزش قراردادی حدود 1.1 میلیارد دلار، از مدار خارج شد، سپس نوبت به رادارهای کلیدی AN/TPY‑2 در ابوظبی امارات و پایگاه هوایی موفق‌السلطی در اردن رسید؛ رادارهایی که هسته‌ی سامانه «تاد» محسوب می‌شوند و هر واحدشان در برآوردهای کارشناسی حدود 400 تا 500 میلیون دلار قیمت دارد، به‌طوری‌که تنها در چند روز، خسارت واردشده به شبکه‌ی راداری بدون احتساب سکوهای پرتاب و تأسیسات جانبی از مرز 3.5 میلیارد دلار عبور کرده است.

این‌جاست که ارزشِ محاسباتِ ریاضیِ سپاه مشخص می‌شود: یک آتشبار کامل تاد، بین 1.5 تا حدود 2 میلیارد دلار هزینه دارد و شامل رادار AN/TPY‑2، شش لانچر و 48 موشک رهگیر است؛ هر موشک رهگیر، بر اساس بودجه‌های آژانس دفاع موشکی، حدود 12 تا 15 میلیون دلار قیمت دارد و تولید سالانه آن در آمریکا در محدوده‌ی 50 تا 60 فروند برآورد می‌شود، یعنی جایگزینیِ ذخایر مصرف‌شده، کند و پرهزینه است، در حالی‌که بخشی از این چشم‌های راهبردیِ چندمیلیارددلاری با پهپادهای ارزان اما دقیقِ «شاهد» هدف قرار گرفته‌اند که هزینه‌ی هر کدام خیلی کمتر از قیمت یک رهگیر است.

معادله ساده است: آن‌ها مجبورند برای هر بالستیکِ ما، انبارِ رهگیرهایِ گران‌قیمت خود را خالی کنند و ما با چند پرنده‌ی کم‌هزینه، «چشم» چند سامانه‌ی تاد را کور می‌کنیم و راه را برای موج‌های بعدی به عمقِ مراکز نظامی و فرماندهی باز می‌نماییم.

حالا در روزِ ششم با آسیب‌دیدنِ زنجیره‌ی راداری و تحلیل رفتنِ سپرهای پدافندی، ضرباتِ نقطه‌ایِ سپاه پاسداران وارد فازِ تازه‌ای شده است؛ همان‌گونه که در «بیت‌شمس» با عبور از سپرها پناهگاه‌های زیرزمینی شخم زده شد و ده‌ها کشته و زخمی بر جای گذاشت و همان‌گونه که هم‌زمان با جلسه‌ی «کابینه‌ی امنیتی» در قدسِ اشغالی، نقطه‌ی تجمعِ تصمیم‌سازان زیر آتش رفت و انبوه آمبولانس‌ها از سوختنِ مهره‌های کلیدی خبر داد، امروز در اسرائیل چیزی به نامِ «پناهگاهِ امن» معنا ندارد.

ترامپ گمان می‌کند عملیاتِ اصلی‌اش در ایران مانده است؛ اما اگر کسی حقِ ادعای «حمله‌ی اصلی» را داشته باشد، ماییم: وقتی رادارها سوختند، رهگیرها تمام شدند و ناوهای سنتکام از سواحل فاصله گرفتند، تازه کریدورِ شلیکِ مطمئنِ ما برای موجِ بعدیِ حملات باز می‌شود؛ این جنگ، یک نبردِ وجودی است و ما تاریخِ مصرفِ این غده‌ی سرطانی را باطل خواهیم کرد.

انتهای پیام/