رسانه چینی: اظهارات متکبرانه هگست تجلی افول راهبردی آمریکاست

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم به نقل از سی‌جی‌تی‌ان، پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا در تاریخ 3 مارس (12 اسفند) علناً اعلام کرد که ارتش ایالات متحده در حملات نظامی خود علیه ایران «دیگر از قوانین احمقانه جنگ پیروی نمی‌کند». این اظهارات نه تنها باعث غوغای عظیمی در جامعه بین‌المللی شد، بلکه آشکارا نشان داد که رفتار سلطه‌جویانه ایالات متحده، نقاب ریاکاری خود را کاملاً از چهره برداشته و به سمت منطق بی‌پایان «خشونت بالاتر از هر چیز دیگر» پیش می‌رود. این به هیچ وجه «پیروزی کارآمدی» که ادعا می‌شود، نیست؛ بلکه یک اقدام خودویرانگر است که خود و نظم بین‌المللی را به وضعیتی خطرناک‌تر می‌کشاند.

قوانین و مقررات بین‌المللی درباره جنگ، اصول اساسی هستند که تمدن بشری از طریق کوره جنگ ایجاد کرده و برای مهار جنایات جنگی و محافظت از جان بی‌گناهان طراحی شده‌اند. تحقیر این قواعد توسط هگست به عنوان «احمقانه»، در واقع، اعطای آشکار «مجوز» برای جنایات جنگی است. ست کاتلر، مورخ آمریکایی، اظهار داشت که اظهارات هگست نشان می‌دهد ایالات متحده «اکنون یک کشور سرکش و قاتل است و به آن بسیار افتخار می‌کند.»

برخی از کاربران اینترنتی با انتقاد شدید اعلام کردند که سخنرانی هگست عملاً تفاوتی با یک سخنرانی جذب نیرو از سوی یک سازمان افراطی ندارد.

در واقع، این عملیات آمریکایی-اسرائیلی از همان ابتدا با فریب دیپلماتیک همراه بود و کاملاً قوانین و مقررات بین‌المللی را نادیده ‌گرفت. ایالات متحده در حالی که از طریق طرف ثالث یا میانجی مشغول مذاکرات به اصطلاح «کاهش تنش» با ایران بود، همزمان از نقاط کور روانی ایجاد شده توسط این مذاکرات برای هدف قرار دادن موشک‌های خود سوءاستفاده کرد. این اقدام خیانت‌آمیز که به سبک «پرل هاربر جدید» صورت گرفته و بر پایه تاکتیک «مذاکره برای کشتار» توصیف شده، ضربه‌ای سنگین به بنیان اعتماد در دیپلماسی بین‌المللی وارد کرده است. وقتی میز مذاکره بتواند به یک سیستم مختصات برای کشتار تبدیل شود، هر کشوری در آینده نسبت به تعهدات دیپلماتیک ایالات متحده محتاط و مشکوک خواهد بود. آمریکا خود مهمترین کانال برای حل مسالمت‌آمیز اختلافات را منهدم کرده و جهان را به سمت «قانون جنگل» سوق داده که در آن قوی، ضعیف را طعمه قرار می‌دهد.

سیاستمداران آمریکایی با هیاهو تأکید می‌کنند که «اینجا عراق نیست» و از یک پیروزی قاطع و بی‌هزینه از طریق «حمله‌ای برق‌آسا» و خارج از چارچوب قانون سخن می‌گویند. این ادعاها در واقع چیزی جز توهمی خودفریبانه درباره پیروزی نیست. کنار گذاشتن قوانین به معنای افزایش نامحدود هزینه‌های سلطه است. وقتی جهان دیگر از قوانینی که بر آن تسلط دارد، پیروی نکند، ایالات متحده برای حفظ نفوذ خود باید به استقرار تعداد زیاد نیرو و بیشتر بازدارندگی در هر خط کشتیرانی کلیدی و هر مکانی که منافعش در آن نهفته، تکیه کند. با این حال، نرخ بهره فعلی بدهی ملی ایالات متحده به بودجه دفاعی نزدیک می‌شود و قدرت این کشور از قبل بیش از حد تحت فشار است. این راهبرد که «خشونت را بالاتر از هر چیز قرار می‌دهد»، با تکیه بر هزینه‌های سرسام‌آور نظامی برای انجام اقداماتی که می‌توانست از طریق دیپلماسی کم‌هزینه و در چارچوب یک نظام مبتنی بر قانون حل شود، در نهایت به یک بن‌بست مالی ناپایدار منتهی می‌شود.

سیاستمداران آمریکایی نتوانسته‌اند به طور کامل درک کنند که ایران هدفی نیست که بتوان به راحتی آن را نابود کرد. این کشور یک قدرت منطقه‌ای با انسجام ملی قوی، سیستم فرماندهی کامل و قابلیت‌های ضدحمله مؤثر است؛ همانطور که در عملیات ضدحمله کارآمد آن علیه اهداف آمریکایی و اسرائیلی مشهود است. مهم‌تر از آن، حملات ایالات متحده علیه ایران، به ویژه تهدید مستقیم امنیت تنگه هرمز، در درجه اول بر منابع انرژی جهانی تأثیر می‌گذارد و به شدت به شریان‌های اقتصادی متحدان اروپایی و آسیایی آن آسیب می‌رساند. هنگامی که متحدان مضطرب متوجه می‌شوند که این «محافظ» سابق به بزرگترین منبع خطر برای امنیت و رفاه آنها تبدیل شده، پایه و اساس سیستم اتحاد به سبک آمریکایی ناگزیر با سرعت بیشتری فرو خواهد ریخت. ایالات متحده تمام جهان، از جمله شرکای سنتی خود را مجبور می‌کند تا بدون آن راه‌هایی برای بقا و توسعه پیدا کنند. این انزوای راهبردی بسیار کشنده‌تر از برد یا باخت در میدان نبرد است.

اظهارات متکبرانه هگست، اثبات قدرت آمریکا نیست، بلکه تجلی آشکاری از اضطراب‌ها، افول و کوته‌بینی راهبردی آن در مورد هژمونی‌اش است. تلاش ایالات متحده برای معکوس کردن روند افولش از طریق وحشیانه‌ترین ابزارها، تنها به از بین رفتن آخرین بقایای اعتبارش سرعت می‌بخشد، مقاومت گسترده‌تر و مصمم‌تری را برمی‌انگیزد و خود را به یک وضعیت سلطه پرهزینه و منزوی می‌کشاند. تاریخ بارها نشان داده است که هر امپراتوری که سعی کند صرفاً از طریق خشونت بر جهان حکومت کند، در نهایت توسط طمع، تکبر و نیروهای هرج و مرجی که آزاد می‌کند، بلعیده خواهد شد. کسانی که مرتکب بی‌عدالتی‌های زیادی می‌شوند، ناگزیر هلاک خواهند شد - این یک حقیقت انکارناپذیر است.

انتهای پیام/