بهانه‌های آمریکا برای حمله به ایران مقابل پیامدهای گسترده آن رنگ باخت

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، ایران اوایل روز یکشنبه تأیید کرد که آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب، در حملات هوایی روز شنبه آمریکا و اسرائیل به شهادت رسیده است. تشدید خطرناک تنش‌ها در خاورمیانه که پیش از این نیز بی‌ثبات بود، اکنون اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد.

به گزارش سی‌جی‌تی‌ان، ایران به سرعت دست به تلافی زده و منافع ایالات متحده و اسرائیل را در سراسر منطقه هدف قرار داده است. همزمان گزارش‌هایی از وقوع انفجار در بحرین، قطر، کویت، اردن، امارات متحده عربی و عربستان سعودی منتشر شده که دامنه گسترده اقدام نظامی آمریکا و اسرائیل را نشان می‌دهد. این وضعیت با بسته شدن تنگه هرمز از سوی ایران، به عنوان یکی از مسیرهای حیاتی تأمین نفت جهان، تشدید شده؛ اقدامی که می‌تواند پیامدهای سنگینی برای اقتصاد جهانی داشته باشد.

حملات ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران در میانه مذاکرات تهران و واشنگتن غیرقابل قبول است. ترور رهبر یک کشور مستقل و تحریک به تغییر رژیم نیز قابل پذیرش نیست. این اقدامات نقض قوانین بین‌المللی و اصول بنیادین روابط بین‌الملل محسوب می‌شود.

اهداف اعلام‌شده دولت ایالات متحده ـ که بار دیگر بدون مجوز کنگره دست به اقدام نظامی زده ـ و اسرائیل، مقابله با «تهدیدهای قریب‌الوقوع» و رفع «خطرات» علیه اسرائیل عنوان شده است.

با این حال، این ادعاها که از سوی منتقدان به عنوان بهانه مطرح می‌شود، در برابر پیامدهای گسترده این حملات رنگ می‌بازد. حملات هوایی گسترده، از جمله حمله به اهداف غیرنظامی، تلفات سنگینی بر جای گذاشته و بار دیگر هزینه انسانی اقدامات نظامی را برجسته کرده و نگرانی‌های جدی اخلاقی و بشردوستانه ایجاد کرده است.

واکنش جامعه بین‌المللی همراه با هشدار و محکومیت بوده و چین خواستار توقف فوری عملیات نظامی شده است.

در همین حال، پیامدهای اقتصادی بسته شدن تنگه هرمز به‌تدریج آشکار می‌شود. افزایش قیمت نفت نگرانی‌ها درباره ثبات اقتصاد جهانی را تشدید کرده و فشار بر رهبران جهان برای میانجیگری و بازگشایی این مسیر حیاتی رو به افزایش است.

برخی تحلیلگران معتقدند فعال‌سازی کانال‌های دیپلماتیک، احتمالاً با حضور میانجی‌های بی‌طرف، می‌تواند راهی برای کاهش تنش‌ها باشد. مذاکرات پشت‌پرده یا ورود بازیگران تأثیرگذار جهانی به روند گفت‌وگو، به عنوان گزینه‌هایی برای جلوگیری از تشدید بیشتر وضعیت مطرح شده‌اند.

در کنار این تلاش‌ها، لازم است تمرکز دوباره‌ای بر اقدامات بلندمدت برای برقراری صلح در منطقه صورت گیرد. رسیدگی به مسائل ریشه‌ای مانند نابرابری‌های اقتصادی، نارضایتی‌های سیاسی و شکاف‌های فرقه‌ای که در گذشته زمینه‌ساز درگیری بوده‌اند، می‌تواند به شکل‌گیری یک چارچوب امنیتی جامع در خاورمیانه کمک کند؛ چارچوبی که شامل اقدامات اعتمادساز و سازوکارهای حل‌وفصل اختلافات باشد.

نقش قدرت‌های منطقه‌ای و توان آنها در تأثیرگذاری بر روند تحولات را نیز نباید نادیده گرفت. مشارکت این بازیگران در روند گفت‌وگو می‌تواند برای دستیابی به صلحی پایدار تعیین‌کننده باشد.

تشدید و گسترش بحران در خاورمیانه ـ همراه با درخواست صریح رهبر ایالات متحده از مردم ایران برای سرنگونی دولتشان ـ به سود هیچ‌یک از طرف‌ها، حتی آغازکنندگان این درگیری، نخواهد بود.

ایالات متحده باید از تجربه‌های گذشته خود در منطقه درس بگیرد، از افزایش بیشتر تنش‌ها پرهیز کند و به مسیر مذاکره بازگردد. در غیر این صورت، اگر اجازه دهد اسرائیل از این وضعیت برای شعله‌ورتر کردن بحران استفاده کند، خود نیز بار دیگر در آتش آن گرفتار خواهد شد.

انتهای پیام/