یادداشت | مراقب فتنه نمادین دشمن باشیم
- اخبار حوزه امام و رهبری
- 11 اسفند 1404 - 12:40
به گزارش گروه امام و رهبری خبرگزاری تسنیم، علی کاکادزفولی، جامعهشناس سیاسی و مسئول میز سیاست و جامعه مرکز مطالعات راهبردی تسنیم، در یادداشتی تحت عنوان «مراقب فتنه نمادین دشمن باشیم» نوشت:
"نظام جمهوری اسلامی ایران در طول چهار دهه حیات پرفراز و نشیب خود، بارها ثابت کرده است که ساختاری مستحکم و فراتر از افراد دارد. با این حال، دشمنان قسمخورده این مرز و بوم، در اتاقهای فکر جنگ شناختی خود، همواره بر روی لحظات شوک حساب باز کردهاند. در ادامه اقدام وحشیانه و سهمگینی که به دست جنایتکار محور غربی-عبری نسبت به عالیترین مقام نظام و ستون خیمه انقلاب صورت گرفت، هدف اصلی متمرکز بر یک موضوع است؛ ترور امید و القای بنبست نظام جمهوری اسلامی به ملت ایران.
صحنه نبرد تنها محصور به میدان نظامی نیست که به میدان اذهان و قلبها هم منتقل شده است. حفظ ثبات و امنیت روانی جامعه در این لحظه خطیر تاریخی، نیازمند فهم دقیقی از استراتژیهای نمادین دشمن و اتخاذ تدابیری هوشمندانه مبتنی بر بصیرت انقلابی و عقلانیت سیاسی است. این نوشتار تلاشی است برای تبیین آنچه دشمن در سر دارد و آنچه ما باید به عنوان یک ملت انجام دهیم.
هدف دشمن از پیروزیسازی نمادین چیست؟
این جنگ ترکیبی هنوز تمام نشده و دشمن به دنبال آن است تا اجازه ندهد ارکان حاکمیت نقش تعیین کننده خود را در این دوران انتقالی ایفا کنند. پس برای آن که ناگزیر با نیروی اجتماعی ایران مقابله کند، تمرکز خود را بر «فتح نمادها» میگذارد. در خلأ زمانی احتمالی میان وقوع حادثه تا تثبیت کامل وضعیت، دشمن تمام توان رسانهای خود را بسیج میکند تا پیروزیهای نمادین خلق کند. اما این پیروزیها چیستند؟
الف) عادیسازی و قبحشکنی خیابانی
نخستین و زهرآگینترین اقدام دشمن، تلاش امپراتوری رسانهای غرب برای برجستهسازی برخی تحرکات مشمئز کننده عناصر مزدور یا فریب خورده برای مخابره تصویری کاریکاتوری از ایران است تا این حس را القا کنند که پیوند مردم و نظام گسسته شده است. هدف از این تلاشها جرأتبخشی به مزدوران برای چالش آفرینی برای نظام و دلسرد و مأیوسسازی وفاداران به نظام است.
ب) تسخیر قلمروهای معنایی و فیزیکی
دشمن تلاش خواهد کرد تا میادین اصلی شهرها و نقاط استراتژیک را که قابلیت نمادسازی دارند، هدف قرار دهد. تجمعات، شعارنویسیها یا تلاش برای پایین کشیدن پرچمها و نمادهای انقلابی، تاکتیکهایی برای القای حس سقوط دژ است. در جنگ شناختی، اگر نماد سقوط کند، مخاطب باور میکند که محتوا نیز از دست رفته است.
ج) القای خلأ قدرت و تعلیق زندگی جمعی
خطرناکتر از آشوب، حس بیپناهی است. دشمن با شایعهپراکنی درباره فرار مسئولین، اختلافات داخلی و یا تعطیلی بازارهای حیاتی، میخواهد به مردم حتی قشر خاکستری القا کند که کشور صاحب ندارد. هدف، فلج کردن چرخه اقتصادی و خدماتی و کشاندن کشور به سمت بینظمی مطلق است.
چشم فتنه را چگونه باید کور کرد؟
در برابر این نقشه شوم، جامعه انقلابی و ساختار حاکمیت باید همچون بنیان مرصوص عمل کند. واکنش احساسی صرف کافی نیست؛ ما نیازمند بینش انقلابی به همراه کنشمندی هوشمند هستیم.
یکم: تبدیل «سوگ» به «قدرت» با الگوی عاشورایی
تاریخ تشیع به ما آموخته است که خون مظلوم، حیاتبخش است نه ویرانگر. همانگونه که شهادت حاج قاسم سلیمانی به رستاخیز وحدت ملی منجر شد، در چنین شرایطی نیز استراتژی اصلی باید بسیج عواطف ملی و مذهبی باشد.
راه مقابله با مزدوران و فریب خوردگانی که می خواهند خیابان را عرصه خوش رقصی برای تجاوزگران نمایند نمایش حضور انبوه مردم داغدار در صحنه است. خیابانها، مساجد و میادین باید مملو از جمعیتی باشد که در سوگ پدر معنوی خود سیاهپوش شدهاند. وقتی فضای عمومی شهر در تسخیر هیبت عزا باشد، اقلیت هنجارشکن و فریبخورده به طور خودکار در انزوا قرار گرفته و جرأت عرض اندام نخواهند داشت. سیل جمعیت وفادار، لکههای کوچک آلودگی را میشوید و میبرد.
دوم: نمایش استحکام قانون و ساختار
جمهوری اسلامی نظامی مبتنی بر قانون اساسی است. دشمن امید بسته است که پس از رهبری، جنگ قدرت شکل بگیرد. پادزهر این توطئه، سرعت و صلابت قانونی و البته مجلس خبرگان رهبری در استمرار بخشی به خط ولایت و تمکین ملت نسبت به رأی و نظر آنان و بیعت فوری روسای قوا، فرماندهان نظامی و نخبگان سیاسی با منتخب آن مجلس است. ثبات نهادی، مهمترین مولفه امنیت روانی در ساعات اولیه بحران است.
سوم: جهاد تبیین و روایتگری
مراقب جنگ روایتها باشیم؛ رسانه ملی و شبکههای نخبگانی باید مرجعیت خبری و تبیینی را در دست بگیرند. ماهیت جنایتکارانه دشمن و اینکه آنها با ترور رهبری، استقلال و تمامیت ارضی ایران را نشانه رفتهاند، رگ غیرت ملی ایرانیان را به جوش آورده است و از این خشم باید به مثابه منبعی برای پیشبرد آنچه مدنظر رهبر شهید انقلاب بود، استفاده کرد. حتی کسانی که نقد سیاسی دارند، راضی به تکهتکه شدن ایران توسط آمریکا و اسرائیل نیستند. امروز دو جبهه رویاروی هم قرار دارند؛ جبهه ایراندوستان و سوگواران و عزاداران در برابر جبهه وطنفروشان و مزدوران بیگانه و ویرانی طلبان که هم از حمله نظامی دشمن استقبال کردهاند و هم تلاش میکنند بر زخم عزای ملت قدرشناس و انقلابی در سوگ امام شهیدشان نمک بپاشند.
چهارم: صیانت از آرامش بازار و حیات جامعه
یکی از اهداف ترور، ایجاد هراس اقتصادی است. دولت و نهادهای مسئول باید با تمام توان تضمین کنند که شریانهای حیاتی زندگی (سوخت، کالا، نان و امنیت) لحظهای مختل نمیشود. نمایش جریان عادی اما غمگین زندگی، بزرگترین دهنکجی به دشمنی است که میخواهد ایران را «تعطیل» کند. بازاریان و اصناف با باز نگه داشتن کسبوکار خود در عین حفظ شعائر عزا، پیام میدهند که کشور زنده است و چرخ حیات اجتماعی از حرکت نمیایستد.
در مکتب امام خمینی(ره)، شهادت رهبران بزرگ پایان راه نیست؛ بلکه آغازی است برای جوشش خونی تازه در رگهای انقلاب. دشمن تصور میکند با زدن رأس هرم، قاعده فرومیریزد. اما در هندسه انقلاب اسلامی، هر شهروند خود یک سنگر است.
ضمن هوشیاری نهادهای امنیتی، مقابله با پیروزیهای نمادین دشمن، نیازمند حضور مردم است. پیروزی در این شرایط خطیر منوط به اهتمام به چهار اصل خلاصه میشود؛ حفظ خونسردی و پرهیز از شایعات، حضور فراگیر در مناسک عزاداری برای تثبیت هویت جمعی، وحدت کلمه حول محور قانون و رهبری آینده و مرزبندی شفاف با خط نفاق و استکبار.
ایران اسلامی درخت تنومندی است که ریشه در باورها و تاریخ دارد؛ طوفانها شاید شاخ و برگی را بلرزانند، اما این شجره پاک و مقدس نظام را نمیتوانند نابود کنند. ملتی که شهادت را کرامت میداند، با شهادت رهبرش تضعیف نمیشود، بلکه خطرناکتر، بیدارتر و مصممتر از قبل در برابر استکبار قد علم خواهد کرد. آن روز، روز ناامیدی ابدی دشمن خواهد بود."
انتهای پیام/