یادداشت| کوه از رفتن شما لرزید اما ما استوار میمانیم
- اخبار استانها
- اخبار البرز
- 11 اسفند 1404 - 08:39
به گزارش خبرگزاری تسنیم از کرج، صدیقه صباغیان، فعال رسانهای در سوگ رهبر معظم انقلاب در یادداشتی آورده است: رهبر شهیدم، در هیاهوی هر بحران و در طوفان هر شایعه، تنها دیدن آن قامتی که بر صحیفه زمان ایستاده بود، کافی بود تا تمام اضطرابها را در خود فرو ببلعد. شما سخن نمیگفتید، حکایت میکردید؛ حکایت ثبات و ایمان در اوج تردید.
سخنرانیهای شما، نه کلامی صرف، بلکه ریشههایی بود که ناگهان در زمین خشکیده ناامیدی ما میدوید و باران امید را نازل میکرد. ملت با هر کلامتان، نفس مطمئنی میکشید و قلبها، با گرمای حضور شما، دوباره به ریتم اصلی خود بازمیگشتند. شما نه فقط رهبر که توازن عالم ما بودید؛ آن قطبنمایی که همه میدانستند مسیر صحیح کجاست.
کاش میشد زمان را به عقب برگرداند، به همان لحظاتی که هر بار که آتش فتنهای شعلهور میشد و هر بار که دشمنی با دندانهای تیز به سویمان میآمد، قلب ما فقط به یک امید میتپید؛ به آن صدای آرام و به آن نگاه نافذ. دلمان قرص بود، چون میدانستیم که او هست.
وقتی موجی از نگرانی، کشور را در بر میگرفت، کافی بود منتظر بمانیم تا دوربینها روی شما زوم شوند و شما در میان ما ظاهر شوید، با همان قامت استوار، با همان کلمات محکم و وزین و با سخنرانیتان، آتش تمام ناملایمات را فرو مینشاندید. هر کلمه شما، آبی بود بر شعلههای خشم و تردید که بلافاصله همهچیز را آرام میکرد.
ملت با شنیدن صدای شما، نفس تازه میکرد، دلها گرم میشد و میفهمیدیم که مسیر روشن است. شما مرز بین آشوب و آرامش بودید اما امروز … امروز آن ستون فرو ریخته و آن صدای رسا که مرجع یقین ما بود، خاموش شده است و آن حضوری که سایهبان امیدمان بود، دیگر نیست.
در این لحظات، حس میکنیم که چقدر به آن تکیهگاه بزرگ عادت کرده بودیم. انگار هر بار که زمین میخوردیم، ناخودآگاه دستمان را دراز میکردیم تا در دستان شما قرار گیرد، اما این بار، دستها در هوا ماند؛ این غربت، سنگینتر از هر داغ دیگری است.
اما ای رهبر شهید! بدانید که اگرچه رفتید اما ما ایستادگی را از شما آموختهایم. دانستیم جایگاه رهبری از مسئولیت جدا نیست؛ شهادت در سنگر خدمت، اوج تعهدتان بود و ما امروز میمانیم و میراث بزرگ شما. اگرچه آتش خشم در سینه داریم، اما به یاد خواهیم آورد که حضور شما چگونه همهچیز را هدایت میکرد.
حالا با این سینههای پر از درد، باید خودمان آن شعلههای خشم را به عزم و ارادهای تبدیل کنیم که راه شما را تا رسیدن به مقصد نهایی، بیوقفه ادامه دهد. اکنون سکوت عجیبی است؛ این خلأ، نه فقط یک صندلی خالی، بلکه جای خالی یک مرجعیت است که تمام اضطرابهای بشر را در خود جذب میکرد.
رهبر شهیدم، ای آنکه شهادتت در سنگر خدمت، اوج وفاداری را به تصویر کشید، فقدانتان، درس بزرگ دیگری است و به ما آموخت که مقاومت، فقط در سایه رهبر نیست، بلکه در عمق پیمانی است که ما با آرمانهایتان بستهایم. ما میمانیم و این میراث سنگین شجاعت. آتش خشم در سینه فروخوردهایم، اما این بار، این خشم را به شمشیر اراده تبدیل میکنیم.
این بار مسیر مقاومت با خون شما آغاز شد و با تکیه بر درس ایستادگی خالص و تعهد بیپایان که از شما گرفتیم به پایان میرسد. ما این بزرگترین اراده را در سینه داریم که راه شما را حتی در غیبت فیزیکیتان، با عزمی راسخ ادامه دهیم. رهبر عزیزم، تا ابد، صدای شما، آخرین کلام اطمینان و مایه استواری گوش بیدار تاریخ این ملت خواهد بود.
انتهای پیام/