یادداشت| ‌‌سند جاودانه فداکاری تا آخرین نفس

به گزارش خبرگزاری تسنیم از کرج، صدیقه صباغیان، فعال رسانه‌ای در پی حملات رژیم صهیونیستی به خاک ایران و شهادت رهبر معظم انقلاب و فرماندهان و مردم عادی در یادداشتی آورده است: در قاموس سیاست جهان، اشغال و استعمار همواره با ترس و خشونت عجین بوده است اما تروریسم سیستماتیک و هدفمند اسرائیل علیه ملت ایران، ماهیتی فراتر از یک درگیری مرزی دارد.

این اقدامات، ریشه در نفرت کور و استیصال عمیق دشمن از پایداری و اتحاد ملت ما در برابر پروژه‌های سلطه‌طلبانه منطقه‌ای دارد. اسرائیل با ترور هدفمند فرماندهان عالی‌رتبه، در پی آن بود که ضربه‌ای کاری بر پیکره نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران وارد آورد و ستون‌های مقاومت را بلرزاند اما این حملات خونین، تنها سنگی بود که بر توده‌ای از ایمان و عزم ملت اصابت کرد و به‌جای تضعیف، آتش خشم را شعله‌ور ساخت.

در پشت پرده هر اقدام تروریستی علیه ملت ایران، نمی‌توان ردپای قدرت‌های حامی اسرائیل، به‌ویژه آمریکای هم‌پیمان این رژیم را نادیده گرفت. جنایات شنیع در میناب که در آن دختران معصوم مدرسه‌ای قربانی شدند، آخرین پرده از سناریوی وحشیانه‌ای است که هدفش کشتن امید است اما هر قطره خونی که ناحق بر زمین ریخته می‌شود، نه‌تنها شکاف ایجاد نمی‌کند، بلکه اتحاد ناگسستنی ملت ما را در پیمودن مسیر شهدا، مستحکم‌تر می‌سازد.

هر ترور از حذف یک فرمانده تا بمباران یک زیرساخت، تلاشی برنامه‌ریزی‌شده برای تضعیف وحدت ملی و رسیدن به هدف نهایی یعنی متلاشی‌سازی کشور است اما اسرائیل، علیرغم تمام ادعاهای پوشالی مبنی بر رعایت قوانین درگیری و عدم هدف قرار دادن غیرنظامیان، در این دور از جنایات، خطوط قرمز انسانی را زیر پا گذاشت. اینکه حمله اولیه و کور، مستقیماً مدرسه دخترانه در میناب را هدف قرار می‌دهد، بزرگ‌ترین سند خیانت آن‌ها به مدعاهای خود است.

این انتخاب هدف، نشان می‌دهد که شعار ضربه به ساختار نظامی، تنها توجیهی برای پوشاندن نفرت عمیق‌تری است که هدفش نه مهره‌های نظامی، بلکه نابودی آینده و روحیه مقاومت در قلب تپنده ملت است. آن‌ها می‌خواهند با هدف قرار دادن معصوم‌ترین قشر جامعه، پیام دهند که هیچ جایگاه امنی برای ایرانیان باقی نمانده است؛ پیامی که پاسخ آن، بسیج عمومی و عزمی شکست‌ناپذیر خواهد بود.

حملات هدفمند و ترورهای بزدلانه اسرائیل علیه ملت و نظام ایران، ریشه در وحشت عمیق دشمن از اتحاد و پایداری ما دارد. هدف این حملات، صرفاً حذف فیزیکی افراد نیست، بلکه تلاش برای ایجاد شکاف روانی و سیاسی در ساختار قدرت و به چالش کشیدن اراده عمومی است. اوج این جنایات، ترور فرماندهان خدوم بود که نشان داد دشمن به وضوح دریافته که نبض مقاومت در دستان همین عزیزان است.

هم‌زمان با این جنایات، ماشین پروپاگاندا و شایعه‌پراکنی دشمن به اوج رسید؛ تلاش کردند با اخبار کذب مبنی بر متواری شدن یا پنهان شدن رهبر معظم انقلاب و خانواده‌شان، موجی از تردید و تضعیف روحیه در جامعه ایجاد کنند اما حقیقت، تلخ و کوبنده بود؛ رهبر عظیم‌الشأن ما، نه در پناهگاه، بلکه در قلب سیستم، در بیت رهبری، مشغول به کار و خدمت بودند که به شهادت رسیدند.

این شهادت، نه یک عقب‌نشینی، بلکه یک سند جاودانه از فداکاری تا آخرین لحظه است. اگرچه هلهله عده‌ای اندک که از سر استیصال یا ناآگاهی فریاد می‌زنند ممکن است شنیده شود، اما این صدا در برابر فریاد وحدت ملت ایران ناچیز است. خون‌های ریخته شده، به‌ویژه خون رهبر و فرماندهان شهید، به سادگی هدر نخواهد رفت. این خون‌ها، نه‌تنها سیستم را متلاشی نکرده، بلکه نیروهای مسلح را به سوی انتقامی سخت‌تر هدایت کرده است.

و امروز با زبان ساده می‌گویم: ای رهبر شهید و ای فرمانده‌ ما، ای آنکه شهادتت در جایگاه خدمت، بزرگ‌ترین درس را به ما آموخت، امروز ملت با سینه‌ای پر از درد و قلب‌هایی مملو از خشم و عشق، با شما سخن می‌گوید. شما در قامت مردان بزرگ، نه در پناهگاه، بلکه در سنگر اصلی خدمت، در کنار ملت به شهادت رسیدید. خون شما و فرزندانتان نشان داد که در مکتب ما، هیچ‌گاه جایگاه رهبری از مسئولیت‌پذیری جدا نیست.

اینک، ما مانده‌ایم و میراثی سنگین از ایستادگی و شجاعت. بدانید که آن هلهله‌ ناچیز عده‌ای کم‌فکر در این میان، نه ترس بر دل ما افکنده و نه ناامیدی را به ما تزریق کرده بلکه همچون جرقه‌ای، ایمان و اراده ما را صدچندان کرده است. ما راه شما را ادامه می‌دهیم، نه از سر اجبار، بلکه از سر تعهد قلبی به آرمانی که برایش زیستید و پرواز کردید. هر قدمی که در مسیر پیشرفت و مقاومت برمی‌داریم، هر انتقامی که نیروهای مسلح از دشمن می‌گیرند، امضای خون شماست بر عهد ما با آینده. شهادت شما، پایان نبود؛ بلکه آغاز راهی شد که تا محو کامل ظلم، متوقف نخواهد شد.

انتهای پیام/